ضرورت كارآفريني در سازمان

رشد سريع تعداد رقباي پيچيده و جديد، حس بي‌اعتمادي نسبت به روشهاي سنتي در مديريت شركتها، خروج جمعي از بهترين و درخشانترين كارمندان از شركت جهت تبديل شدن به كارآفرينان كوچك، رقابت بين‌المللي، كوچك كردن شركت‌هاي بزرگ و ميل عمومي به بالا بردن بازدهي و بهره‌وري.

نخستين اين مشكلات كه رقابت است اينك عرصه را بر كارهاي تجاري تنگ كرده است. اقتصاد كنوني كه از فناوري بالايي بهره‌برداري مي‌نمايد تعداد به مراتب بيشتري از رقبا را در عرصه فعاليت  شركتها وارد نموده است. بر خلاف دهه‌هاي گذشته، اكنون تغييرات، نوآوريها و بهبود در بازار كار بسيار متداولند. شركتها بايد نوآوري به خرج دهند يا از دور خارج شوند.

•       مشكل ديگر، يعني از دست دادن افراد برجسته، در نتيجه توسعه دو موضوع عمده رو به فزوني است. نخست اينكه كارآفريني از لحاظ وضعيت، محبوبيت و اقبال در حال توسعه است. اين افزايش باعث جذب كارمندان جوان و كارمندان با تجربه مي‌شود. دوم اينكه در سالهاي اخير، سرمايه‌گذاري به صنعتي عظيم تبديل شده است كه قادر به تخصيص سرمايه براي تعداد بيشتري پروژه‌هاي اقتصادي نسبت به گذشته مي‌باشد. بازار سرمايه‌گذاري سالم، كارآفرينان جديد را قادر مي‌سازد تا پروژه‌هاي خود را به مرحله اجرا درآورند. اين توسعه، افرادي را كه داراي فكرهاي نو هستند، تشويق مي‌كند تا شركتهاي بزرگ را ترك كنند و روي پاي خود بايستند. بنابراين شركتهاي بزرگ وادار مي‌شوند تا به دنبال راههايي براي توسعه كارآفريني در درون خود باشند. در غير اين صورت بايد منتظر بيهودگي، از دست دادن پرسنل و ركود باشند (کوراتکووهاجتس،1383، ص76). كارآفريني سازماني كه موجد گرايشات و فعاليتهاي كارآفرينانه در سطح سازمان است عنصر مهمي در توسعه اقتصادي و سازماني، ايجاد ثروت و بهبود عملكرد تشخيص داده شده است. كارآفريني سازماني مي‌تواند براي حيات مجدد و ارتقاء عملكرد شركتها با اهميت باشد.