چگونه ايدههاي جديد پيدا كنيم؟
چيا چاره خواه *
در این نوشته سعی شده است جنبههای مختلفی که باعث موفق شدن یک ایده میشود، بررسی شود.
چيا چاره خواه *
در این نوشته سعی شده است جنبههای مختلفی که باعث موفق شدن یک ایده میشود، بررسی شود.
سيد محمد اعظمينژاد*
منبع: Mindtools
چگونه میتوانيد تجزيه و تحليل کنيد که سازمان شما در مسير درستی برای تحقق اهداف خود قرار گرفته است؟ اين سوالی است که از گذشته در اغلب سازمانها مطرح شده و برای آن پاسخهای متفاوتی نيز ارائه شده است. برخی رويکردها نگاه به وضعيت داخلی سازمان دارد، بعضی ديگر محيط خارجی را مورد بررسی قرار میدهند و تعدادی ديگر با رويکردی ترکيبی به اين موضوع نگاه میکنند.
در اين نوشتار ابزار چارچوب 7s مک کينزی برای اطمينان از بهبود عملکرد و هماهنگی در سازمان معرفی خواهد شد.
معرفی ابزار
ابزار 7s مک کينزی از هفت عامل مهم تشکیل شده و به دو گروه «نرم» و «سخت» تقسيم میشوند:
معمولا تدوين، شناسايي و اثرگذاری مديريت بر عوامل«سخت» آسانتر است، اين عوامل شامل استراتژی، ساختار، فرآيندها و نظامهای سازمان است. از آنجا که عوامل «نرم» کمتر ملموس هستند تشريح آنها کمی دشوارتر است و بيشتر از فرهنگ سازمان نشات میگيرد. عوامل «نرم» برای کسب موفقيت سازمان به اندازه عوامل«سخت» دارای اهميت هستند.
اين عوامل را میتوان به شرح زير بیان کرد:
* استراتژی (Strategy): برنامه مدونی است که سازمان برای ايجاد مزيت رقابتی ايجاد میکند.
* ساختار (Structure): ساز و کاری است که در آن ارتباطات داخل سازمانی و شرح وظايف، تشريح شده است.
* نظامها (Systems): فعاليتها و دستورالعملهای روزانهای است که کارکنان بر طبق آن عمل میکنند.
* ارزشهای مشترک (Shared Values): ارزشهای محوری است که نشان میدهد فرهنگ سازمان منطبق با آن شکل گرفته است.
* سبکها (Style): سبک رهبری مديران سازمان اين عامل را تشکيل میدهد.
* کارکنان (Staff): افراد و قابليتهای عمومی آنها.
* مهارتها (Skills): مهارتها و شايستگيهای کارکنان سازمان.
برای اينکه سازمانی بتواند به موفقيت دست پيدا کند، نیاز به رشد متوازن در هفت عامل معرفی شده در اين ابزار دارد. اين ابزار میتواند به شما در شناسايي نقاط بهبود و همترازی با ديگر عوامل کمک کند. در اينجا برخی سوالات کليدی که اين ابزار در اختیار شما قرار میدهد تا از نقطه (الف) یا نقطه آغازين به نقطه (ب) یا نقطه مطلوب برسيد، ارائه شده است:
* استراتژی ما چيست؟
* روشهای تحقق اهداف سازمان چگونه است؟
* با شرايط شديد رقابتی چگونه مواجه میشويم؟
* سازماندهی سازمان چگونه است؟
* وضعيت سلسله مراتب چگونه است؟
* وضعيت هماهنگی واحدهای سازمان چگونه است؟
* نظامهای اصلی سازمان کدامند؟ نظامهای منابع انسانی، مالی و ارتباط را جزو ارکان اصلی در نظر بگيريد.
* اين نظامها چگونه کنترل و پايش میشوند؟
* ارزشهای اصلی سازمان کدامند؟
* فرهنگ سازمانی غالب چيست؟
* ارزشهای موجود چقدر قدرتمند و تاثيرگذارند؟
* آیا سبک رهبری سازمان مشارکتی است؟
* رهبر سازمان تا چه اندازه تاثيرگذار است؟
* آیا کارکنان روحيه همکاری دارند یا رقابت؟
* آیا تيمهای کاری نام گذاری شده، در سازمان فعال هستند؟
* قویترين مهارتهای کارکنان سازمان کدامند؟
* آیا نقاط ضعف مهارتی خاصی در سازمان وجود دارد؟
* آیا کارکنان توانايي انجام کار محوله را دارند؟
* مهارتهای سازمان چگونه پايش و ارزیابی میشوند؟
برای استفاده از اين ابزار میتوانيد از کاربرگ مرتبط با آن که در وبلاگ (hrjournalist.blogfa.com) قابل دسترسی است استفاده کنید.
برای کنترل همترازی عوامل مراحل زير را طی کنيد:
* با ارزشهای مشترک شروع کنيد. آیا آنها با ساختار، نظامها سازگاری دارند؟ اگرنه، نیاز به چه تغييراتی دارند؟
* سپس به عناصر سخت نگاه کنيد. آیا اين عوامل از ديگر عوامل به خوبی حمايت میکنند؟ تغييرات مورد نیاز آنها را شناسايي کنيد.
* مرحله بعدی مرور عوامل نرم است. آیا آنها عوامل سخت را پشتيبانی میکنند؟ اگرنه، به چه تغييراتی نیاز دارند؟
با تجزيه و تحليل مستمر اين عوامل میتوانيد به نتيجه قابل قبول (عملکرد بهتر سازمان) دستیابی پيدا کنيد.
* عضو هیاتریيسه کميته تخصصي توسعه - انجمن مديريت منابع انساني ايران
(hrjournalist.blogfa.com)
|
|
مترجم: معصومه عشوری مقدم
منبع: bain.com
مدیران شرکت ژاپنی یو.تی. تراکس1 که پیشتر «نیسان دیزل» خوانده میشد، مبنایی را برای تحقق یک تحول عمده در سازمان خود به وجود آوردند تا شرکت را متمرکز به فروش محصولات خود به اپراتورهای ملی و رشد خدمات سودآور پس از فروش کند.
سيد محمد اعظمینژاد*
منبع: Mindtools
آيا از عملکرد سازمان خود به اندازه کافی رضايت داريد؟ چه چيزی بايد برای بهبود وضعيت تغيير کند؟ آيا در بعضی مواقع فرآيندها به خوبی عمل نمیکنند؟
آيا برای بهبود، سازمان به سازماندهی مجدد نياز دارد؟ چرا يک سازمان به راحتی در مسير رشد وتوسعه کسب و کار قرار میگيرد و سازمانی ديگر برای سودآوری با مشکلات متعدد دستوپنجه نرم میکند؟ پاسخ به اين پرسشها در درک دلايل و محرکهای عملکردی و ارتباطات ميان آنها است. در اين نوشتار ابزار قدرتمند مدل تناسب، برای يافتن دلايل اينکه يک سازمان راه را به اشتباه میرود معرفی خواهد شد.
معرفی ابزار
مدل تناسب بر مبنای چهار عنصر اصلی موثر بر عملکرد سازمان شامل وظايف، کارکنان، ساختار و فرهنگ حاصل شده است. تناسب يا سازگاری هرچه بيشتر بين اين عوامل منجر به عملکرد بهتری در سازمان میشود. برای مثال اگر سازمان شما کارکنان برجستهای داشته باشد، اما فرهنگ کاری مناسب در سازمان شما حاکم نباشد، به احتمال زياد عملکرد قابل توجهی از طرف آنها برای سازمان حاصل نخواهد شد. به همين ترتيب ممکن است از آخرين تکنولوژیهای روز دنيا برخوردار باشيد، اما اگر فرهنگ بوروکراتيکی در سازمان شما غالب باشد و در باتلاق تاخير در تصميمگيریها گرفتار خواهيد شد. برای جلوگيری از اين عدم توازن، ابزار مدل تناسب، روش نظاممندی برای در نظر گرفتن همه عوامل موثر بر عملکرد سازمان پيشنهاد میدهد. برای بهکارگيری اين ابزار هر يک از اجزای آن را بهطور جداگانه مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد و سپس به دنبال چگونگی ارتباط بين اين اجزا باشيد. میتوانيد اين گامها را برداريد:
گام اول- هر عنصر کليدی را به طور جداگانه مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد:
وظايف: در ابتدا نياز به درک اين موضوع داريد که چه کاری محور اصلی عملکرد در سازمان است. در اين گام بايد به دنبال فعاليتهای حياتی در سازمان باشيد، اينکه اين کارها چگونه انجام میشوند و در کجای فرآيند قرار دارند، مهم است.
• آيا اين کار، نياز به مهارت يا دانش ويژهای دارد؟
• نتايج حاصله از انجام کار مورد نظر چيست؟
• آيا فعاليتی تکراری است يا نياز به خلاقيت دارد؟
• برای اينکه اين کار به بهترين شکل ممکن انجام شود بايد چگونه عمل کرد؟ با سرعت بالا؟ دقت زياد؟ تجزيه و تحليل؟..
کارکنان: اکنون که فعاليتها شناخته شدهاند، بايد افرادی که صاحب اين فعاليتها هستند، به ويژه فعاليتهای کليدی سازمان، را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد.
• برای انجام کار مورد نظر با چه کسی بايد تعامل کرد؟ مديران، کارکنان، پيمانکاران.
• کارکنان چه مهارتهايي دارند؟ دانش، تجربه، شايستگي يا آموزشهای خاص.
• مشخصات جمعيت شناختی چگونه است؟ سن، جنسيت و قوميت.
• وضعيت برآورده سازی انتظارات کارکنان مانند جبران خدمات، پاداش، ارتقای شغلی و... چگونه است؟
ساختار سازمانی: اين عنصر ساختار رسمی، سيستمها و فرآيندهايي را که سازمان را مورد حمايت قرار میدهد در برمیگيرد.
• سازماندهی سازمان چگونه است؟
• آيا فعاليتهای سازمان استاندارد شده اند؟ قوانين، سياستها و دستورالعمل.
فرهنگ: در اين جا با قوانين نانوشتهای که به نگرش، باورها، تعهد و انگيزش کارکنان ارتباط مستقيم دارد، مواجه هستيد. تجزيه اين عنصر کاری دشوار است و اغلب موثرترين عنصر در عملکرد سازمان است.
• جريان اطلاعات در سازمان چگونه است؟
• باورها و ارزشهای کارکنان در سازمان چگونه است؟
• چه نوع سبک رهبری در سازمان وجود دارد؟
گام دوم- ارتباط بين عناصر را در سازمان خود را مورد بررسی قرار دهيد: بعد از تجزيه و تحليل عوامل و عناصر مهم تاثيرگذار بر عملکرد، نياز به بررسی ارتباط و تناسب بين آنها است.
• کار و کارکنان: آيا کارها توسط افراد مناسب انجام میشود؟
• کار و ساختار: آيا کار انجام شده به شيوهای مناسب و با توجه به ساختار سازمانی هماهنگ شده است؟
• ساختار و کارکنان: آيا ساختارها به کارکنان اجازه ارتباطات اثربخش در سازمان میدهد؟
• کارکنان و فرهنگ: آيا کارکنان در فرهنگی مناسب و قابل قبول برای انجام کارها در بهترين شکل ممکن قرار دارند؟
• کار و فرهنگ: آيا فرهنگ جاری در سازمان، از کار به عنوان يک ارزش حمايت میکند؟
• ساختار و فرهنگ: آيا ساختارهای رسمی و غير رسمی در سازمان با هم هماهنگ هستند؟
گام سوم- برای ايجاد تناسب و تعادل بين عناصر برنامهريزی کنيد: با بحث و تبادل نظر در مورد کليه عوامل موثر بر عدم تناسب و تعادل، میتوانيد به راهکارهای قابل قبولی برای ايجاد تناسب در سازمان برسيد. بايد از اين اطلاعات به عنوان ورودی مهمی در تدوين و بازنگری استراتژیهای سازمان استفاده كنيد.
گام پايانی اين ابزار زمانی کامل میشود که شما به برنامههاي عملياتی موثری برای ايجاد تناسب بين عناصر اصلی ابزار برسيد و آنها را اجرايي کنيد.
*عضو هيات ریيسه کميته تخصصي توسعه- انجمن مديريت منابع انساني ايران (hrjournalist.blogfa.com)
نویسنده: Tiffany Wright
مترجم: فریبا ولیزاده
منبع: powerhomebiz.com
يافتن یک سرمایهگذار مناسب برای تامین نيازهاي مالی کسبوکار شما چندان آسان نیست. درصد بسيار زیادی از پیشنهادات دریافت شده توسط سرمایهگذاران به دلایل مختلف رد ميشود.
فروش در زمان ركود به قدرت مديريت و هنر مديران و سرپرستان فروش وابسته است. دكتر «دومينيك ديماتيا» راههاي به دست آوردن قدرت مديريت و هنر بهكارگيري آن در زمان ركود را در اين گفتوگو تشريح ميكند.