موانع بهبود فضاي كسب‌و‌كار

در يك بررسي ميداني از تشكل‌هاي اقتصادي كشور مشخص شد

موانع بهبود فضاي كسب‌و‌كار

دنياي اقتصاد- مرکز پژوهش‌های مجلس نتایج يك نظرسنجی درباره پایش محیط کسب‌و‌کار در دوره سه ماهه پاییز 89 را منتشر کرده است که در این نظرسنجی، فعالان اقتصادی از سراسر کشور دیدگاه خود را درباره موانع بهبود فضای کسب‌و‌کار بیان کرده‌اند؛ آنچه که این نظرسنجی را از نظرسنجی‌های پیشین متمایز ساخته است، افزوده شدن دو موضوع قانون یارانه‌ها و اثرات آن بر تولید و دیگری تعطیلات دوره ای پاییز به خاطر آلودگی هوا به مولفه‌های سنجش محیط کسب‌و‌کار بود. بر اساس نتایج این نظرسنجی، سختی دریافت تسهیلات بانکی همچنان در صدر مشکلات مربوط به فضای کسب‌و‌کار قرار دارد. همچنین قیمت‌گذاری دستوری محصولات تولیدی به‌رغم اجرایی شدن قانون یارانه‌ها و آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی از موضوعات دیگری است که فعالان بخش تولید از آن به عنوان موانع جدید بهبود فضای کسب‌و‌کار یاد کرده‌اند. در مجموع فعالان اقتصادی از بین نمره یک تا 10 (یک بهترین نمره و 10 بدترین نمره) نمره 65/6 را برای مجموعه مولفه‌های فضای کسب‌و‌کار در ایران منظور کرده‌اند که اندکی بهتر از تابستان 89 است.

مركز پژوهش‌هاي مجلس براي پاييز 89 منتشر كرد
موانع بهبود فضاي كسب‌وكار از نگاه فعالان اقتصادي
 سختي دريافت تسهيلات از بانك‌ها، نرخ بالای بیمه اجباری نیروی انسانی، ضعف بازار سرمایه در تامین مالی تولید و نرخ بالای تامین سرمایه از بازار غیر‌رسمی، زیاد بودن تعطیلات رسمی، مشكلات قانوني براي تامين و اداره نيروي انساني از جمله موانع و مشكلاتي است كه فعالان اقتصادي آن را در عدم بهبود فضاي كسب‌وكار موثر دانسته‌اند
مرکز پژوهش‌های مجلس نتایج تحقیقی را درباره پایش محیط کسب و کار در کشور در پاییز 89 منتشر کرده است که دیدگاه فعالان و تشکل‌های اقتصادی کشور را به اوضاع محیط کسب و کار کشور نشان می دهد. در نتایج این پژوهش که توسط دفتر مطالعات محیط کسب و کار مرکز پژوهش‌های مجلس انجام شده است‌، معلوم شده است 190 تشكل اقتصادي رسمي كشور در پاييز 89‌، مجموعا مولفه‌هاي محيط كسب‌وكار در‌ايران را 65/6 از 10 ارزيابي كرده‌اند. در‌اين ارزيابي‌ها، 10 بدترين نمره و يك بهترين نمره بوده است.‌اين ارزيابي نسبت به ارزيابي تابستان89 بهبود ناچيزي در وضعيت 22 مولفه‌ محيط كسب‌وكار در‌ايران را نشان مي‌دهد.
بدترين ارزيابي را تشكل‌هاي اقتصادي استان آذربايجان غربي و بهترين ارزيابي را تشكل‌هاي اقتصادي استان مركزي ارائه كرده‌اند. از ميان سه بخش خدمات، صنايع و معادن و كشاورزي؛ مجموعا تشكل‌هاي بخش كشاورزي ارزيابي بهتر و تشكل‌هاي بخش خدمات ارزيابي بدتري از مولفه‌هاي محيط كسب‌وكار در‌ايران در پاييز89 ارائه كرده‌اند.
تشکل‌های صنعتی، کشاورزی و خدماتی مشاركت‌كننده در‌اين مطالعه، مشکل «دریافت تسهیلات از بانک‌ها» را مانند تابستان89 همچنان به عنوان مهم‌ترین مشکل اداره بنگاه‌ها در‌ايران ارزيابي كرده‌اند. بعد از مشکل دريافت تسهيلات بانکی، «نرخ بالای بیمه اجباری نیروی انسانی»، «ضعف بازار سرمایه در تامین مالی تولید و نرخ بالای تامین سرمایه از بازار غیر‌رسمی» و «زیاد بودن تعطیلات رسمی» از دیگر مواردی است که در پاييز 89 در صدر فهرست مشکلات فعالان کسب‌و‌کار ارزيابي شده است.
در پاييز 89 «مشكلات قانوني براي تامين و اداره نيروي انساني»، همچنان مشكل حادي ارزيابي شده است و وضعيت «زياد بودن تعطيلات رسمي» نسبت به تابستان 89 بسيار بدتر ارزيابي شده است.
تشكل‌هاي اقتصادي مشاركت‌كننده در‌اين مطالعه، مولفه‌هاي «زيرساخت‌هاي تامين برق» و «نظام توزيع» و «تمايل مردم به خريد كالاهاي خارجي و تقاضا براي محصولات مشابه‌ايراني» را در پاييز89 به نسبت، بهتر از بقيه مولفه‌ها ارزيابي كرده‌اند.
نتایج ارزيابي عملکرد دستگاه‌ها و سازمان‌های موثر در اداره بنگاه‌ها در پاييز 89 نیز نشان می‌دهد، مجموعا از نظر 190 تشكل اقتصادي مشاركت‌كننده در‌اين مطالعه، «اداره ثبت شرکت‌ها» و «اداره استاندارد» بهترین عملکرد و «سازمان امور مالیاتی»، «سازمان تامین اجتماعی» و «بانک‌های دولتی» بدترین عملکرد را در دوره مورد بررسی داشته‌اند.
از ميان 20 دستگاه موثر در اداره بنگاه‌ها، تشكل‌هاي اقتصادي بخش صنعت و معدن از عملكرد «وزارت صنايع و معادن» بيشترين و از عملكرد «سازمان تامين اجتماعي» كمترين رضايت را اظهار كرده‌اند. تشكل‌هاي بخش كشاورزي و خدمات متشابه از عملكرد «اداره ثبت شركت‌ها» بيشترين رضايت را داشته‌اند و به‌ترتيب به عملكرد «سازمان تعزيرات حكومتي» و «سازمان تامين اجتماعي» كمترين نمره را داده‌اند.
نتایج نظرخواهی
نتایج نظرخواهی صورت گرفته از تشكل‌هاي اقتصادي درباره مولفه‌هاي 22 گانه محيط كسب و کار در پاییز 89 نشان می‌دهد «مشکل دریافت تسهیلات از بانک‌ها» مانند تابستان 89 همچنان به عنوان مهم‌ترین مشکل 190 تشکل اقتصادي مشاركت‌كننده در‌اين مطالعه محسوب می‌شود. میانگین نمره این شاخص 73/8 از 10 است و نشان مي‌دهد توقع تشكل‌هاي توليدي مشاركت‌كننده در‌اين پيمايش از نظام بانكي بسيار فراتر از خدمات ارائه شده بانك‌ها است.
يادآوري مي‌شود طبق تعريف محيط كسب و کار، ارزيابي به صورت بيشترين مشكل در اداره بنگاه‌ها انجام شده و در نظرخواهي از تشكل‌ها خواسته شده بود ارزيابي 10 را براي مولفه‌اي در نظر بگيرند كه آنقدر مشكل براي اداره بنگاه‌ها‌ايجاد كرده باشد كه بنگاه‌ها را به حالت تعطيلي كشانده باشد. بعد از مشکل دريافت تسهيلات از بانک‌ها، نرخ بالای بیمه اجباری نیروی انسانی، ضعف بازار سرمایه در تامین مالی تولید و نرخ بالای تامین سرمایه از بازار غیر‌رسمی و زیاد بودن تعطیلات رسمی از دیگر مواردی است که در صدر فهرست مشکلات فعالان کسب‌و‌کار قرار دارد. از سوي ديگر، ازنظر تشكل‌هاي شركت‌كننده در ‌اين پيمايش در پاييز 89 مولفه‌هاي ضعف نظام توزيع و ضعف زيرساخت‌هاي تامين برق به‌ ترتيب، كمترين مشكل را در اداره بنگاه‌هاي توليدي‌ ايجاد كرده‌اند.
میانگین نهایی پاسخ‌های ارائه شده به پرسش‌های 22 گانه برابر با 65/6 ارزیابی شده است. نتايج‌اين نظرخواهي نشاني مي‌دهد تشكل‌هايي كه پرسشنامه‌هاي ارسالي را تكميل كرده‌اند، وضعيت 11 مولفه محيط كسب و كار در‌اين مطالعه را بدتر از ميانگين كشور دانسته‌اند.
اين نظرخواهي نشان مي‌دهد كه همانند تابستان 1389، مشکلات مربوط به تامین مالی بنگاه‌های تولیدی (اعم از تامین مالی از طریق شبکه بانکی کشور، بازار سرمایه یا بازار غیر‌رسمی) همچنان در صدر فهرست مشکلات و موانع عملکرد بنگاه‌ها قرار دارد. نكته جالب ديگر درباره مولفه «مشكل دريافت تسهيلات از بانك‌ها» ‌اين كه ارزيابي تشكل‌هاي استان‌هاي شركت‌كننده در ‌اين پيمايش، پراكندگي نسبتا كمي دارد و‌اين نشان مي‌دهد تقريبا همه تشكل‌ها در همه استان‌ها، دريافت تسهيلات از بانك‌ها را مشكل بسيار حادي مي‌دانند؛ به ‌طوري ‌كه نه تنها در ميانگين كل كشور،‌ اين مولفه بدترين مشكل بنگاه‌ها ارزيابي شده است، بلكه بدترين نمره‌اي كه تشكل‌هاي يك استان به مولفه‌اي داده‌اند نيز مربوط به همين مولفه «دريافت تسهيلات از بانك‌ها» بوده است و جالب‌اينكه در ستون بهترين ارزيابي هر استان از هر مولفه، بهترين نمره‌اي كه به مولفه دريافت تسهيلات از بانك‌ها توسط يك استان داده شده، (نمره 0/7 توسط تشكل‌هاي استان كردستان)، باز هم از ميان همه نمره‌هاي خوب، بدترين ارزيابي تلقي مي‌شود.
دو شاخص از شاخص‌های 22 گانه پایش محيط كسب و کار، مربوط به حوزه روابط کار است. این دو شاخص عبارتند از: نـرخ بالای بیـمه اجبـاری نیروی انسانی، محـدودیت قـانون كـار در تعدیل و جابه‌جایی نیروی كـار. بررسی تغییرات این دو شاخص در هر دو دوره تابستان و پاییز نشان می‌دهد از نظر تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی کشور، یکی از مهم‌ترین مشكلات در اداره بنگاه، محدوديت‌هاي قانوني در اداره نيروي انساني است. البته باید توجه داشت با توجه به اینکه این نظرخواهی تنها از کارفرمایان صورت پذیرفته است و نظر کارگران در محاسبه آن لحاظ نشده است، لذا هرگونه سیاست‌گذاری در حوزه روابط کارگر و کارفرما نیاز به بررسی همه‌جانبه و دریافت نظرات کارگر، کارفرما و دولت به عنوان سه ضلع مثلث روابط کار دارد. با توجه به اینکه اصلاح «قانون کار» در دستور کار دولت محترم است، امید می‌رود با تسریع در ارائه این اصلاحیه به مجلس، حل مشکلات مربوط به این بخش با سرعت بیشتری انجام پذیرد.
نکته جالب توجهی که در نتایج‌اين پيمايش وجود دارد، صعود (بدترشدن) پنج‌پله‌ای مولفه «زیاد بودن تعطیلات رسمی» در
رتبه بندي بدترين مولفه‌ها در پاييز 89 در مقایسه با تابستان 89 است. از دلایل این صعود قابل توجه را می‌توان به تعطیل شدن واحدها و بنگاه‌های تولیدی در پاييز 89 به بهانه آلودگی هوا مربوط دانست.
از دیگر نتايج مهمی که می‌توان آن را با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها مرتبط دانست، بدترشدن 9 رتبه‌اي مولفه «قیمت‌گذاری غیر‌منطقی محصولات تولیدی توسط دولت و نهادهای حکومتی» است. با توجه به اینکه در سه‌ماهه مورد بررسی، تمهیدات لازم برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها انجام شده و در انتهای دوره نیز اجرای نهایی قانون آغاز شده است، ثابت نگاه داشتن دستوري قیمت‌ها توسط دولت با وجود افزایش قیمت مواد اولیه و حامل‌های انرژی، احتمالا از دلايل نارضایتی تشكل‌هاي اقتصادي بوده است. در این مورد می‌توان دو فرضیه را متصور بود. نخست اینکه فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان انتظار داشتند با توجه به افزایش هزینه اولیه تولید، دولت به نظام بازار اجازه دهد آزادانه قیمت‌ها را تعیین نماید، البته با توجه به سیاست دولت در کنترل تورم این امر انتظاری غیر‌معقول است. فرضیه دوم این است که فعالان اقتصادی به روش قیمت‌گذاری کالاها و خدمات بر اثر اجرای قانون هدفمند كردن يارانه‌ها اعتراض داشته‌اند.
وضعيت مولفه‌هايي مانند «ضعف دادسراها در رسیدگی موثر به شکایت‌ها و اجبار طرف‌های قرارداد به انجام تعهدات»، «عرضه کالاهای خارجی قاچاق در بازار»، «تعرفه پایین کالاهای وارداتی و رقابت غیر‌منصفانه محصولات رقیب خارجی در بازار»، «تمایل مردم به خرید کالاهای خارجی و تقاضای کم برای محصولات ایرانی مشابه»، «ضعف زیرساخت‌های حمل‌و‌نقل»، «ضعف نظام توزیع» و «ضعف زیرساخت‌های تامین برق» در این دوره در مقایسه با دوره سه‌ماهه تابستان تغییر قابل توجهی نداشته است.
نتیجه نهایی اینکه نمره شاخص کل پایش محیط کسب‌و‌کار کشور در پاییز 89، 65/6 برآورد شده است که در مقایسه با سه‌ماهه تابستان همين سال (05/7)؛ می‌توان گفت وضعیت کسب‌و‌کار کشور از نظر فعالان اقتصادی با ‌اندکی «بهبود» همراه بوده است.
نتايج تحقيق همچنين نشان مي‌دهد در مجموع، بدترين ارزيابي از مولفه‌هاي محيط كسب و كار در پاييز 89 را تشکل‌های اقتصادي استان‌هاي آذربايجان غربي (30/8)، همدان (51/7) و‌ايلام (46/7) و بهترين ارزيابي را تشكل‌هاي اقتصادي و استان‌هاي مركزي، سمنان و خراسان جنوبی به‌ترتيب نسبت به ساير استان‌هاي حاضر در‌اين پيمايش داشته‌اند.
همچنين بخشي ديگر از پژوهش نتايج ارزيابي تشكل‌هاي استاني را به‌ترتيب بدترين تا بهترين ارزيابي استاني نشان مي‌دهد. بر اساس‌اين جدول، تشكل‌هاي اقتصاد استان‌هاي مركزي، سمنان و خراسان جنوبي به نسبت ساير استان‌ها بهترين ارزيابي را از مولفه‌های 22 گانه ارائه كرده‌اند و تشكل‌هاي اقتصادي استان‌هاي آذربايجان غربي، همدان و‌ايلام، بدترين ارزيابي را از وضعيت مولفه‌های محيط كسب و کار ارائه داده‌اند.
بخشي ديگر از گزارش نشان مي‌دهد در هر مولفه، مجموعا تشكل‌هاي كدام استان‌ها بهترين و بدترين ارزيابي را ارائه كرده‌اند. بر اساس داده‌هاي‌اين گزارش، تشكل‌هاي استان‌های آذربایجان غربی در 8 مولفه و البرز در 7 مولفه، بدترين ارزيابي را ارائه داده‌اند. پس از آن، تشكل‌هاي استان‌هاي قم، مرکزی، ایلام و خراسان رضوی، ار نظر تعداد ارزيابي «بدترين» در رتبه‌هاي بعدي هستند.
از نظر تعداد بهترين ارزيابي از مولفه‌هاي محيط كسب و كار، تشكل‌هاي استان مركزي بيشتر از ساير استان‌ها بهترين ارزيابي‌ها را از مولفه‌هاي 22 گانه ارائه كرده‌اند؛ به‌طوري‌كه نام استان مركزي 6 بار در ستون بهترين ارزيابي براي هر مولفه، تكرار شده و پس از استان مرکزی، تشكل‌هاي استان کردستان و سمنان، بهترين ارزيابي‌ها را از مولفه‌هاي محيط كسب و كار در استان خود داشته‌اند.
در‌اين مطالعه، پاسخ‌هاي 190 تشكل مشاركت‌كننده در ارزيابي مولفه‌های محيط كسب و كار به تفكيك 3 بخش خدمات، صنعتي و كشاورزي نيز محاسبه شد.
نتيجه‌اين محاسبه نشان مي‌دهد مجموعا تشكل‌هاي بخش خدمات در كل كشور نسبت به دو بخش ديگر ارزيابي بدتري از مولفه‌های محيط كسب و کار در پاييز 89 داشته‌اند و برعكس، تشكل‌هاي بخش كشاورزي ارزيابي مثبت‌تري داشته‌اند.‌ اين جدول همچنين نشان مي‌دهد مشكل دريافت تسهيلات از بانك‌ها در هرسه بخش مشترك بوده و تشكل‌هاي هر سه بخش بدترين ارزيابي را به‌اين مولفه داده‌اند. جالب ‌اينكه پس از مولفه دريافت تسهيلات از بانك‌ها؛ تشكل‌هاي صنعتي و كشاورزي، مولفه «ضعف بازار سرمايه در تامين مالي توليد» را مشكل حادتري ارزيابي كرده‌اند، ولي تشكل‌هاي بخش خدمات نرخ بالاي بيمه اجباري نيروي انساني را دومين مشكل مهم در اداره بنگاه‌هاي خود دانسته‌اند.
لازم به يادآوري است از 190 تشكلي كه در‌اين پيمايش شركت كرده‌اند، 93 تشكل به بخش خدمات، 76 تشكل به بخش صنعت و معدن و 21 تشكل به بخش كشاورزي تعلق داشته است. گروه مطالعات محيط كسب و کار در پيمايش‌هاي بعدي تلاش خواهد كرد‌اين نسبت متناسب با نسبت‌هاي واقعي در اقتصاد‌ايران شود.
بهترين‌ها كدام بودند
نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که بر اساس نظر 190 تشكل اقتصادي کشور، اتاق بازرگانی در دوره مورد بررسی (پاییز 1389) مانند دوره‌های گذشته این پیمایش بهترین عملکرد را داشته است، البته این نتیجه‌گیری با توجه به اینکه بسیاری از پاسخ‌دهندگان خود عضو اتاق بازرگانی هستند، قابل اتكا نيست و در تكرار ‌اين پيمايش در زمستان 89 و فصل‌هاي آتي، اتاق بازرگاني از‌اين فهرست حذف خواهد شد.
بدون در نظر گرفتن اتاق بازرگاني، 190 تشكل اقتصادي كشور، اداره نظارت بر غذا و دارو، اداره ثبت شرکت‌ها، اداره استاندارد، وزارت صنایع و معادن، اداره برق، اداره کار، گمرک، بیمه‌های تجاری و بانک‌های خصوصي را به‌ترتيب داراي عملكرد بهتري در مقايسه با ساير دستگاه‌ها ارزيابي كرده‌اند و در مقابل به سازمان امور مالیاتی، سازمان تامین اجتماعی، بانک‌های دولتی، شهرداری‌ها، سازمان تعزیرات حکومتی و دادسراها بدترین نمره را داده‌اند.
عملکرد اتاق بازرگانی،، اداره نظارت بر غذا و دارو، اداره ثبت شرکت‌ها، اداره استاندارد، وزارت صنایع و معادن، اداره برق، اداره کار، گمرک، بیمه‌های تجاری و بانک‌های خصوصی نيز در مقایسه با میانگین عملکرد دستگاه‌های مورد بررسی، مطلوب‌تر بوده است. در مقابل عملکرد وزارت بازرگانی، سازمان حفاظت از محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی، کلانتری‌ها، سازمان تعزیرات حکومتی، دادسراها، بانک‌های دولتی، سازمان امور مالیاتی، سازمان تامین اجتماعی و شهرداری‌ها در پاییز 1389 از میانگین عملکرد سازمان‌ها و نهادهای مورد بررسی فاصله داشته است.
گزارش همچنين تغییر ارزيابي تشكل‌هاي اقتصادي مشاركت‌كننده در‌اين پيمايش را از وضعیت عملکرد دستگاه‌هاي موثر در اداره بنگاه‌ها در پاییز 1389 در مقایسه با تابستان 89 نشان مي‌دهد، براین‌اساس، مجموعا وضعیت کلی عملکرد دستگاه‌های مورد بررسی نسبت به دوره تابستان سال 1389 به‌اندازه بسيار اندكي بهبود يافته است. نمره شاخص عملکرد دستگاه‌های موثر بر محیط کسب و کار که در تابستان 75/4 بود، در دوره پاییز 1389 به 77/4 ارتقا یافته است.
نگاه بخش كشاورزي به فضاي كسب‌وكار
گزارش همچنين نشان مي‌دهد، مجموعا تشكل‌هاي بخش كشاورزي در كل كشور نسبت به دو بخش ديگر ارزيابي بدتري از عملكرد دستگاه‌هاي موثر در اداره بنگاه‌ها در پاييز 89 داشته‌اند و برعكس، تشكل‌هاي بخش صنعت ارزيابي مثبت‌تري داشته‌اند.‌اين جدول همچنين نشان مي‌دهد با كنار گذاشتن ارزيابي، ظاهرا، تورش دار از عملكرد اتاق بازرگاني، تشكل‌هاي كشاورزي و خدمات مجموعا از عملكرد اداره ثبت شركت‌ها بيشترين رضايت را داشته‌اند و تشكل‌هاي صنعتي نيز از عملكرد وزارت صنايع و معادن رضايت بيشتري داشته‌اند.
تشكل‌هاي بخش كشاورزي بدترين ارزيابي در ميان 20 دستگاه موجود در‌اين پيمايش را به سازمان تعزيرات حكومتي داده‌اند. بدترين ارزيابي تشكل‌هاي بخش صنعت و معدن و نيز خدمات به سازمان تامين اجتماعي بوده است.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
نتایج نظرخواهی صورت گرفته در پاییز 89 نشان می‌دهد، از نظر 190 تشكل مشاركت‌كننده در‌اين مطالعه، میانگین کل شاخص پایش محیط کسب‌و‌کار 65/6 برآورد شده است که اگرچه در مقایسه با تابستان 89 (میانگین کل در تابستان برابر 05/7 بود) ‌اندکی بهبود یافته است اما همچنان گویای وضعیت نامناسب محیط کسب‌و‌کار کشور نسبت به حالت‌ايده آل است.
اين مطالعه همچنين نشان داد مشکل دریافت تسهیلات از بانک‌ها همچنان به عنوان مهم‌ترین مشکل تشکل‌های صنعتی، کشاورزی و خدماتی مشاركت‌كننده در‌اين مطالعه ارزيابي است. بعد از مشکل تامین مالی واحدهای تولیدی از طریق منابع بانکی، نرخ بالای بیمه اجباری نیروی انسانی، ضعف بازار سرمایه در تامین مالی تولید و نرخ بالای تامین سرمایه از بازار غیر‌رسمی و زیاد بودن تعطیلات رسمی از دیگر مواردی است که در پاييز 89 در صدر فهرست مشکلات فعالان کسب‌و‌کار قرارداشته است.
نتایج ارزيابي عملکرد دستگاه‌ها و سازمان‌های موثر در اداره بنگاه‌ها در پاييز 89 نیز نشان می‌دهد، از نظر 190 تشكل اقتصادي مشاركت‌كننده در‌ اين مطالعه، اتاق بازرگانی صنایع و معادن واداره ثبت شرکت‌ها و اداره استاندارد بهترین عملکرد و سازمان امور مالیاتی، سازمان تامین اجتماعی و بانک‌های دولتی بدترین عملکرد را در دوره مورد بررسی داشته‌اند.


معرفی محیط کسب‌وکار و سوابق آن
موضوع «محیط كسب‌و‌كار» اخيرا مورد توجه محافل اقتصادي و سياستگذار كشور واقع شده است. منظور از محیط كسب‌و‌كار‌، عوامل موثر بر عملكرد بنگاه‌های اقتصادی است كه مدیران یا مالكان بنگاه‌ها نمی‌توانند آنها را تغییر داده یا بهبود بخشند. در تعریفی دیگر گفته شده است كه محیط كسب‌و‌كار مجموعه‌ای از سیاست‌ها، شرایط حقوقی، نهادی و مقرراتی است كه بر فعالیت‌های كسب‌و‌كار حاكم است. ثبات اقتصاد كلان، كیفیت زیر‌ساخت‌های كشور، كیفیت دستگاه‌های اجرایی، نظام وضع قوانین و مقررات، هزینه و امكان دسترسی به اطلاعات و آمار، فرهنگ و کاری و... ازجمله عواملی هستند كه عملكرد واحد‌های اقتصادی (قیمت تمام شده، سود‌آوری و رقابت‌پذیری) را تحت تاثیر قرار می‌دهند، در حالی كه مدیران واحدهای اقتصادی نمی‌توانند تاثیر چندانی بر آنها بگذارند.
محیط کسب‌و‌کار نامناسب، هزینه عملکرد بنگاه‌های اقتصادی را افزایش می‌دهد و باعث از بين رفتن انگيزه سرمايه‌گذاري و نيز عقب ماندن تولید‌کنندگان کشور از رقبای جهانی می‌شود. بهبود محیط کسب‌و‌کار و رابطه آن با توسعه اقتصادی از اوایل دهه 1980 میلادی و در پی مطالعات هرناندو دسوتو، اقتصاددان پرویی؛ مورد توجه قرار گرفت. دسوتو در تحقیقات خود به‌ همراه یک تیم تحقیقاتی بالغ‌بر 100 کارشناس حقوق، مدیریت و اقتصاد؛ دريافت که موانع سخت و ديوانسالاري اداری در کشورهای مختلف باعث تبدیل بخش خصوصی به بخش زیرزمیني، غیر‌رسمی و غیر‌مولد شده و توسعه اقتصادی در کشورها را با مشكل مواجه کرده است. در پی تحقیقات دسوتو، موسسات گوناگون بین‌المللی تحقیقات مستمر و نسبتا دقیقي برای شناسایی موانع تولید و سرمایه‌گذاری انجام داده‌اند و «بهبود محیط کسب‌و‌کار» به عنوان یکی از راهبردهای توسعه اقتصادی، مورد توجه قرار گرفته است.
امروزه چندين موسسه بين‌المللي، محیط کسب‌و‌کار در کشورهای مختلف را بررسي و كشورها را از نظر مولفه‌هاي مختلف محيط كسب و كار، رتبه‌بندي مي‌كنند. از مشهورترين آنها می‌توان به بانک جهانی، مجمع جهانی اقتصاد، بنیاد هریتیج و واحد اطلاعات اقتصادی مجله اكونوميست اشاره کرد. در این گزارش‌ها که تقریبا هرساله منتشر می‌شوند سعی بر‌اين است که وضعیت کسب‌و‌کار در کشورهای مختلف بر اساس شاخص‌های کمی به تصویر درآید تا قابلیت مقایسه کشورها با یکدیگر فراهم شده و پیشنهادهایی نيز به منظور اصلاح محیط کسب‌و‌کار کشورها ارائه شود.
با وجود گزارش انجام بانک‌جهانی چه نیازی به گزارش حاضر وجود دارد؟
گزارش‌هاي سالانه انجام کسب‌و‌کار که از سال 2003 توسط بانک جهانی منتشر می‌شود، یکی از گزارش‌های بین‌المللی است که بخشی از مولفه‌های محیط کسب‌وکار را برای اكثر کشورها می‌سنجد و نتیجه را به صورت رتبه كشورها در 10 مولفه منتشر می‌کند.
با وجودی که گزارش‌های انجام کسب‌وکار بانک جهانی در برخي از کشورهاي جهان سوم مورد توجه زیادی قرار گرفته، در سال‌های اخیر انتقادات زیادی به این گزارش وارد شده است. علاوه بر انتقادات محافل دانشگاهی، «گروه ارزیابی مستقل بانک جهانی» نیز در گزارشی، انتقاداتی اساسی به این گزارش مطرح کرده است‌. چکیده این نقدها عبارتند از:
1. گزارش انجام کسب‌وکار، فقط ده مولفه از مولفه‌های محیط کسب‌وکار را ‌‌اندازه می‌گیرد حال آنکه محیط کسب‌وکار، مولفه‌های متعددی دارد که برخی از مهم‌ترین آنها مانند مفاسد اقتصادی و فرهنگ کاری در گزارش بانک جهانی وجود ندارد.
2. پیش‌فرض گزارش‌های انجام کسب‌وکار بانک جهانی این است که مقررات باید به حداقل برسند، در حالی که این پیش‌فرض صحیح نیست و چه‌بسا در برخی حوزه‌های کاری به دلیل فقدان مقررات موثر، محیط کسب‌وکار از حالت ایده‌آل فاصله داشته باشد، ضمن اینکه در صورت صحت این پيش‌فرض، «بي‌مقررات بودن»، حالت‌ايده آل تلقي می‌شود و بهترین کشور در رتبه‌بندی‌های گزارش بانک جهانی باید کم مقررات‌ترین کشور باشد، اما چنین نیست.
3. از آنجا که رتبه‌بندی‌های گزارش بانک جهانی برای سرمایه‌گذاری خارجی مهم تلقی مي‌شود، بنابراين برخی کشورهای جهان سوم در سال‌های اخیر همه همتشان را به کاهش رتبه خود در‌اين گزارش متمرکز کرده‌اند و از پرداختن به سیاست‌های اصلي و واقعي توسعه اقتصادی باز مانده‌اند.
4. برخی ارقام منتشر شده در گزارش‌های بانک جهانی با واقعیت‌ها هماهنگی ندارند؛ ضمن اینکه در برخی موارد، اطلاعات کشورها بدون نمونه‌گیری علمي تهیه و جمع‌آوری می‌شود و تعمیم نتایج این نظرخواهی از نمونه‌های معدود، صحیح نیست.
5. گزارش بانک جهانی کشور‌های جهان سوم را به کاهش هرچه بیشتر مراحل و هزینه‌های اداری، مثل ثبت اسناد تشويق می‌کند در حالی که‌اين امر مي‌تواند باعث کاهش امنیت اقتصادی شود؛ ضمنا فرهنگ و اقتضائات و میزان بهینه مقررات از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد و گزارش بانک جهانی به این تفاوت‌های اقلیمی و فرهنگی توجهي ندارد.
6. مولفه‌های محیط کسب‌وکار از کشوری به کشور دیگر و از حوزه‌ای به حوزه دیگر تفاوت دارد به عنوان مثال، میزان بارندگی برای تولید‌کنندگان گندم دیم، مولفه مهم محیط کشاورزی است اما برای تولید‌کنندگان رایانه، مولفه محیط کسب‌وکار نیست به همین دلیل، چنانچه مولفه‌های محیط کسب‌وکار را صرفا همان ده مورد گزارش‌های بانک جهانی بدانیم، از برخی مولفه‌های مهم محیط کسب‌وکار در کشور غفلت خواهیم کرد به همین دلیل، تدوین مولفه‌های ملی محیط کسب‌وکار به ویژه در کشورهایی که تولید‌کنندگان متنوعی دارند و از مشکلات متعددی گلایه‌مند هستند، ضروری به نظر می‌رسد.
22 مولفه محيط كسب‌وكار ‌ايران چگونه به دست آمده است؟
گروه مطالعات محيط كسب و كار در مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي از همان ابتداي تاسيس با مشورت و هدايت شوراي علمي گروه، تهيه شاخص‌هاي ملي محيط كسب‌و‌كار را ضروري دانست.
در گام اول براي تهيه‌اين مولفه‌ها، از تشکل‌های فراگير و سراسري فعالان اقتصادي يعني اتاق‌هاي بازرگاني صنايع و معادن، خانه‌هاي صنعت و معدن، انجمن‌هاي مديران صنايع، خانه كشاورز و شوراي عالي كارفرمايي خواسته شد تا عوامل اخلال‌كننده در اداره بنگاه‌هاي‌ايران را كه خارج از كنترل مديران بنگاه‌ها هستند (تعريف محيط كسب و كار)، ارائه كنند. از ميان پاسخ‌ها و مطالب واصله، حدود 17 مشكل فراگير و مشترك در بنگاه‌هاي‌ ايراني، استخراج و از تشكل‌هاي يادشده خواسته شد آنها را بازخواني و اصلاح كنند.‌ اين فرآيند دو بار ديگر طي ارديبهشت و خرداد 1389 تكرار شد و نهايتا 22 مولفه محيط كسب و كار به شرح پيوست به دست آمد. اين مولفه‌ها مي‌توانند در طول زمان و نيز در مكان‌هاي مختلف متفاوت باشند، اما با اجماع نظر 5 تشكل فراگير يادشده،‌ اين 22 مشكل، مشكلات عمومي فعالان اقتصادي در ‌ايران هستند. بديهي است برخي توليدكنندگان، مشكلات تخصصي خود را دارند و به ‌اين‌ترتيب براي ارزيابي محيط كسب و كار در هر حوزه يا استان خاص، مي‌توان علاوه بر 22 مولفه استخراج شده، يك يا چند مولفه خاص آن حوزه يا استان را نيز تعريف كرد.
به عنوان مثال براي ارزيابي محيط كسب و کار در استان خوزستان چه بسا مولفه «ميزان گرد و غبار هوا» يا براي ارزيابي مولفه‌های محيط كسب و کار در زراعت ديم، مولفه «ميزان بارندگي» مي‌توانند به 22 مولفه عمومي اضافه شوند. مولفه‌هاي بيست و دو گانه ارائه شده براي ارزيابي محيط كسب و كار‌ايران در‌اين گزارش، مولفه‌هايي قطعي نيستند و چه بسا با مطالعات بيشتر بتوان بر دقت آنها افزود، اما ارزيابي‌ اين مولفه‌ها مي‌توانند كاركردي موثر براي تصمیم سازان كشور داشته باشند و نشان دهند در كدام حوزه‌هاي كاري و كدام استان‌ها، كدام مشكلات حادتر و كدام‌ها در جهت بهبود يا برعكس حركت مي‌كنند.

 

انتخاب‌ايده مناسب کسب وکار

مترجم: پريسا حبيبي
ابتدا گرایش‌های موجود در بازار را که مي‌توانند پایداری یک سرمایه‌گذاری بلند مدت را به دنبال داشته باشند شناسایی کنید وسپس‌ايده‌ای که به آن عشق مي‌ورزید را امتحان کنید.‌اينها مواردی است که مربیان و مشاوران کسب‌وکار به شما پیشنهاد مي‌دهند.


امروزه‌اين سوال مطرح است که چه‌ايده‌ای در کسب‌وکار مي‌تواند بیشترین پتانسیل را برای رسیدن به موفقیت داشته باشد؟
یکی از مهم‌ترین مسائل برای رسیدن به موفقیت در کسب وکار ‌اين است که به دنبال شناسایی نیازهای برآورده نشده باشید (مشکلات توان فرسایی که بسیاری از مردم آنها را تجربه کرده اند وبه دنبال حل آنها هستند) وبرای حل آنها یک کسب وکار سودمند را پایه‌گذاری کنید.
به جای آن که به دنبال‌ايده‌های جدید و راه حل آنها باشید، انتخاب‌ايده مطلوب را با جست‌وجوی مشکلات و راه‌حل‌های آنها شروع کنید. سعی کنید نکته‌ای که اغلب کارآفرینان مشتاق آن را نادیده مي‌گیرند را به یاد داشته باشید: شما نه تنها باید مشکلات مشتریان را کاهش دهید بلکه رفع نیاز مشتری باید به گونه‌ای انجام شود که راهی برای درآمدزایی و تاسیس کسب وکاری سودمند‌ايجاد کند.
حال چگونه مي‌توان مشکلاتی که اکثریت مردم با آنها روبه‌رو هستند را مشخص کرد؟ در آغاز کار به بررسی روندها بپردازید: روندهای موجود در شیوه زندگی، روندها در بازار کسب‌وکار و روندهای جمعیتی را بررسی کنید. با بحث با دوستان و همکارانتان از روندهایی که نظر آنها را جلب کرده، آگاه شوید. سعی کنید به دنبال داده‌های تجربی باشید و صرفا از شنيده‌هاي تصادفی استفاده نکنید.
«دیوید اشنایدر» یک مشاور مستقل در یک شرکت کارآفرینی در آمریکا مي‌گوید: «من آمار مربوط به پیش‌بینی ده سال آينده نرخ بیکاری در‌ايالات متحده را که در بهار منتشر مي‌شود، از نزدیک دنبال خواهم کرد.»
او مي‌گوید: «اداره آمار کار آمریکا با استفاده از منابع بیشماری به توسعه اطلاعات در مورد بازار کار ‌ايالات متحده آمریکا مي‌پردازند و پیش‌بینی‌های ارزشمندی در مورد‌ اين که کدام بخش‌ها سریع‌ترین رشد را در آينده خواهند داشت، ارائه مي‌کند. گزارش بعدی آنها سال‌های 2010 تا 2020 را پوشش مي‌دهد.‌اين گزارش نیز مثل همیشه داده‌های اساسی و پیش‌بینی‌ها در مورد بازار کار را زودتر از هر موسسه دیگری در اختیار خواهد گذاشت.»
فرصت‌های موجود برای کسب‌وکار در بخش خدمات
«جویس گویا» تحلیلگر مسائل اقتصادی و رييس کل «گروه هرمان» در گرینزبورگ مي‌گوید: فرصت‌های راه‌اندازی کسب‌وکار در آينده به احتمال زیاد متعلق به بخش خدمات است.همان طور که شاهد هستیم امروزه با بهبود وضعیت اقتصادی مادران بیشتری مشغول به کار هستند و درآمد بیشتری نیز دارند، آنها به دلیل کمبود وقت احتیاج به خدمات بیشتری دارند‌. همچنین آنها امروزه قادر به پرداخت هزینه‌های خدماتی بیشتری نیز هستند.
بخش خدمات برای خانم «بلیندا فوچ» موسس کسب‌وکاری به نام «صاحب پول خود شوید» سودآوری زیادی را به همراه داشته است. او متوجه شد که موانع احساسی بر سر راه بسیاری از مردم قرار دارد که از تصمیم‌گیری عقلانی آنها جلوگیری مي‌کند. بنابراین او در کسب‌وکار خود توصیه‌ها و استراتژی‌هایی را در خصوص پس‌انداز پول و کاهش بدهی‌ها به مردم مي‌دهد. خانم «فوچ» مي‌گوید: «من‌اين هدف را در راستای علاقه و اشتیاق شخصی به انجام رساندم. اما‌اين کار نه تنها برای من درآمدزا بود که نتیجه آن نیز سبب تغییرات مهمي‌ در زندگی مشتریان، اعضاي مخاطب و مشترکین شده است.»سینا شارپ مدیر یک موسسه تحقیقاتی توصیه مي‌کند که برای یافتن‌ايده مطلوب به دنبال حوزه‌هایی بروید که شیوه‌های انجام کار و ارائه خدمات در آنها مدت‌هاست بدون تغییر مانده است (و بنابراین جای پیشرفت دارد) به عنوان مثال او به مراکز معاینه پزشکی سرپایی در داروخانه‌ها اشاره مي‌کند، که در آنها پرستاران خدماتی مانند تزریقات و دیگر معاینات جزئی را انجام مي‌دهند. این مراکز صف‌های بلند در مطب پزشکان را از میان برده است. شارپ مي‌گوید: «هیچ گاه با‌ اين ‌ايده که کسب‌وکار شما برای اجرا به محیط خانه احتیاج دارد دست از کار نکشید همچنين هر‌ايده کسب‌وکاری نباید در مقیاس میلیونی مشتری داشته باشد‌. اگر شما بتوانید حتی فقط یک درصد از بازار را در تسخیر خود درآورید هم بسیار خوب است.»
«اشنايدر» پیشنهاد مي‌کند هنگامي ‌که ‌ايده‌ای خوب به نظر شما مي‌رسد آن را از طریق تحقیقاتی دقیق مورد بررسی قرار دهید و ارزش ریالی آن را تخمین بزنید.
در‌اينجا به برخی از کسب وکارهای خدماتی موفق اشاره مي‌کنیم:
مربیگری: تقریبا در همه جا و در میان هر قشری از مردم از مربیان در زمینه‌های مختلفی استفاده مي‌شود. مي‌توان‌اين کسب و کار را در زمینه آموزش به پناهندگان، کودکان و تعلیم رانندگی و...‌ايجاد کرد.
خدمات پزشکی: پس از وقوع دو جنگ، افزایش تعداد مبتلایان به دیابت و پیشرفت‌های حاصله در زمینه تکنولوژی پزشکی، امروزه افراد زیادی هستند که از اعضای مصنوعی بدن استفاده مي‌کنند. توزیع‌اين وسایل، آموزش استفاده از آنها و کمک بلند مدت به استفاده‌کنندگان مي‌تواند حوزه مناسبی برای‌ايجاد کسب‌وکار باشد.
مهاجران: آنها به تدریج برای استقرار به شهرهای کوچک و حومه شهرهای بزرگ رو مي‌آورند. شما مي‌توانید با پیدا کردن راه‌هایی برای ارائه خدمات به آنها کسب‌وکار ‌ايجاد کنید.
خدمات تغذیه‌اي: علاقه‌مندی به غذاهای ارگانیک و سالم و محلی امروزه زیاد شده است‌. تهیه غذای ارگانیک برای کودکان، ساخت باغچه‌های کوچک در حیاط‌ها و ارائه خدمات و تجهیزات لازم برای کشت آسان گیاهان مي‌تواند ‌ايده مناسبی برای کسب‌وکار باشد.
جمعیت کهنسال رو به رشد: مي‌توانید خدماتی برای کهنسالان ارائه دهید تا چه در منزل و چه بیرون از منزل از امکانات لازم بهره‌مند شده و به آنها احترام گذاشته شود. مي‌توانید با خواربار فروشی‌ها و داروخانه‌های محلی برای حمل کالاهای آنها به درب منازل قرار داد ببندید.
منبع: Business Week

راه درست تعطیل کردن یک واحد

مترجم: سریما نازاریان
بسیاری از مدیران تا حالا مجبور نشده‌اند بخش اعظمي ‌از کارکنانشان را به صورت همزمان تعدیل کنند و به همین علت زمانی که به هر دلیلی مجبور به‌اين کار مي‌شوند، اشتباه مشترکی را تکرار مي‌کنند.


آنها تصور مي‌کنند که باید نقش آدم قوی را بازی کنند که همه تصمیمات را مي‌گیرد و در آينده هر زمان که لازم باشد مي‌توانند ‌اين کارها را از یک سری کارکنان دیگر بخواهند. ولی‌اين رویکرد به هیچ‌وجه درست نیست و به سادگی مي‌تواند دارایی‌های سهامداران را به خطر بیندازد. ولی نکته ‌اينجا است که رهبران همزمان با استفاده کردن از رویکرد «دست قدرتمند» باید از رویکرد «دست مهربان» هم استفاده کنند تا بتوانند موفق شوند. به‌اين ترتیب که همزمان با گرفتن تصمیم به تعدیل کردن کارکنان فراوان باید اطمینان پیدا کنند که با کارکنانشان رفتار درستی مي‌شود.
علاوه بر اخلاقیات ‌اين رویکرد به خود کسب و کار هم کمک مي‌کند. اگر با کارکنانی که از سازمان خارج مي‌شوند با احترام برخورد نشود، کارکنانی که در سازمان مي‌مانند تاثیرات منفی همچون از میان رفتن وفاداری‌شان را احساس خواهند کرد. به‌اين ترتیب استخدام کردن نیروی جدید کار دشواری خواهد شد و مشتریانی که در‌اين میان از بسته شدن یک واحد ناراحت شده‌اند، تلافی‌اش را روی بقیه سازمان خالی مي‌کنند و به سراغ رقبا مي‌روند. پس چگونه باید تاثیرات منفی تعدیل کردن حجم بزرگی از نیرو را به حداقل رساند؟
استفاده از رویکرد «دست مهربان»
اگرچه بسیاری از قوانینی که در‌اينجا به آنها اشاره مي‌شود ساده به نظر مي‌رسند، ولی جالب است که در بسیاری از مواقع آنها نادیده گرفته مي‌شوند.
با کارکنان با احترام، عدالت و وقار رفتار کنید. درست همان‌طور که مي‌خواهید با شما رفتار شود. تعدیل نیرو بسیار دردآور است، ولی شما مي‌توانید ‌اين کار را به گونه‌اي انجام دهید که کارکنانی که از سازمان مي‌روند روزی بگویند: «من برای سازمان ‌ايکس کار مي‌کردم. از‌ اينکه مرا بیرون کردند ناراحت شدم، ولی هنوز هم فکر مي‌کنم سازمان خوبی بود.» برای‌اين کار باید کارهای زیر را انجام دهید.
«این موضوع برای من چه معنایی دارد؟» را مد نظر قرار دهید. باید با کارکنان مانند افراد بالغ رفتار کنید. آنها باید بدانند که چرا اخراج مي‌شوند، شما برای کمک کردن به آنها چه کاری خواهید کرد و‌اينکه آنها چگونه باید به مشتریان سازمان برای عبور کردن از‌اين دوران گذر کمک کنند.
پیام را به دفعات تکرار کنید. تحقیقات نشان مي‌دهد که افراد برای‌اينکه پیامي‌را قبول کنند، حداقل شش بار باید آن را بشنوند. شوک اولیه خبر باعث خواهد شد که کارکنانتان بسیاری از حرف‌هایی را که در بار اول به آنها مي‌گویید متوجه نشوند. هر چه باشد کل زندگیشان دارد متحول مي‌شود. پس سعی کنید پیغام را به شیوه‌های نوشتاری و گفتاری منتقل کنید. سعی کنید با شایعات مقابله کنید و پیام را به صورت مستقیم به کارکنان منتقل کنید.
در دسترس باشید و انسانی عمل کنید. کوچک‌تر کردن سایز سازمان بهانه‌اي نیست که به خاطر آن مديران سازمانی خودشان را از دید کارکنانشان قايم کنند. بر عکس در‌ اين شرایط است که کارکنان نیاز دارند مديرانشان را ببینند. مديراني که تنها زمانی در دسترس هستند و دیده مي‌شوند که خبر خوبی برای گفتن وجود دارد، کوچک‌ترین احترامي‌در سازمان ندارند.
اگر واحدی که در حال تعطیل شدن است واحد بزرگ یا مهمي‌ بوده است، مدیر عامل حداقل یک بار باید خودش را در میان کارکنان نشان دهد و مدیران پایین‌تر باید در تمام مدت در دسترس و جلوی چشم کارکنان آن واحد باشند. از زحماتی که کارکنان تا حال حاضر کشیده‌اند باید قدر دانی به عمل آورید. به اشتباه تصور نکنید که همه مدیرانتان مهارت‌های ارتباطاتی لازم را دارند، قبل از‌ اينکه نیاز به‌اين مهارت‌ها در آنها به وجود بیاید، به کمک واحد منابع انسانی آنها را برای‌اين نقش آماده کنید.
لحن مناسب را بیابید. مدير باید مسوولیت رفتار سازمان را بپذیرد. اگرچه مدیرعامل نمي‌تواند همه جزئیات کارها را انجام دهد و در همه جا حاضر باشد، اما باید در همه کارها خودش را درگیر کند و در فرآیند‌های پیاده‌سازی ‌اين کارها دخالت داشته باشد.
پیام‌های مثبتی را بدهید که پایه در واقعیت داشته باشند. سعی کنید از اول تا آخر فرآیند با کارکنان لحن مثبتی را برای صحبت کردن انتخاب کنید و سعی کنید به همه هدف بدهید. منظور از همه آنهایی است که مي‌دانند دارند سازمان را ترک مي‌کنند، آنهایی که در سازمان خواهند ماند و آنهایی که هنوز از سرنوشت‌شان خبر ندارند. ‌اين موضوع را توضیح بدهید که تعدیلات به نفع کل سازمان است و به دلیل عملکرد اشتباه آنهایی که باید از سازمان بروند، نبوده است.
افراد را به خیابان نیندازید. همیشه عکس‌هایی از کارکنانی مي‌بینیم که به همراه جعبه‌اي در دست به همراه نگهبانان به خارج از سازمان اسکورت مي‌شوند. به یاد داشته باشید که دنیا خیلی کوچک است و ‌اينکه آدم‌ها رفتار‌هایی که با آنها مي‌شود را فراموش نمي‌کنند.
بهانه‌اي که معمولا برای‌ اين رفتار آورده مي‌شود، حساسیت اطلاعات است. ولی ‌اين بهانه خوبی نیست. شما مي‌توانید همزمان با حفاظت کردن از اطلاعات حیاتی سازمان با کارکنان هم با احترام برخورد کنید. شما مي‌توانید دسترسی آنها به ‌اين اطلاعات را بلافاصله قطع کنید که البته به ‌اين معنا است که آنها دیگر قادر به انجام دادن کارشان نخواهند بود. ولی همیشه مي‌توانید به آنها به‌اندازه کافی فرصت بدهید که با همه خداحافظی کنند و اطلاعات شخصی‌شان را از درون کامپیوترشان بردارند.
به تعهدات سازمانی احترام بگذارید. سیاست‌های سازمانی در مورد خدمات درمانی، بازنشستگی، بیمه و مزایای دیگر همه باید زمانی که فردی در حال استخدام شدن است برای او توضیح داده شود و باید در کتاب کارکنان سازمان هم نوشته شده باشد. اگر هرگونه تغییری هم در‌اين قوانین داده مي‌شود، کارکنان باید در همان زمان در جریان ‌اين تغییرات قرار بگیرند. نه زمانی که به آنها گفته مي‌شود آنها دارند کارشان را از دست مي‌دهند.
با همه به عدالت رفتار کنید.‌ اينکه چه کسی در سازمان مي‌ماند و چه کسی مي‌رود، تصمیمي‌است که باید با عدالت گرفته شود.
به افراد کمک کنید تا کار جدید پیدا کنند. اگر شرایط اجازه مي‌دهد، به کارکنان اخراج شده پیشنهاد فرصت‌های شغلی در سایر جاهای سازمان را بدهید یا به آنها پیشنهاد کار قرار دادی بدهید. حداقل ‌اينکه به آنها در نوشتن رزومه مناسب و پیدا کردن شغل مناسب کمک کنید.
خودتان را جای آنها بگذارید. از کجا مي‌توانید بفهمید که‌ آيا با کارکنان با احترام، عدالت و وقار برخورد مي‌شود؟ یکی از روش‌های ساده‌اين کار، پرسش نامه‌ها و نظرسنجی از کارکنان در‌ اين دوران است. علاوه بر‌اينها مرتب از خودتان بپرسید که اگر با خودتان ‌اينگونه رفتار مي‌شد، شما چه واکنشی نشان مي‌دادید.
در طول فرآیند کوچک‌سازی سازمان با مشتریان و تامین‌کنندگان مواد اولیه‌تان همانند شرکایی ارزشمند برخورد کنید و مطمئن باشید که آنها شما را ترک نخواهند کرد. اگر دارید یکی از کارخانه‌هایتان را مي‌بندید، مي‌توانید از مشتریانتان بخواهید که نیازهایشان را از یک کارخانه دیگر شما تامین کنند. اگر مشتری با چند واحد سازمانی سر و کار دارد، در صورتی که از یک واحد سازمانی ناراحت شوند، ممکن است ‌اين ناراحتی را روی واحد‌های دیگر خالی کنند.
در ‌اينجا چند راهکار برای خوشحال نگهداشتن مشتریان و تامین‌کنندگان مواد اولیه مي‌گوییم.
اطمینان حاصل کنید که آنها از همه چیز آگاهند و به نیاز‌های آنها توجه کنید. مسلما شما نمي‌خواهید که مشتریانتان از طریق روزنامه‌ها بفهمند که بخشی از سازمان شما تعطیل شده است. به مشتریان کلیدی‌تان اطلاع دهید که دارید بخشی از سازمان را تعطیل مي‌کنید. در برخی از موارد ممکن است که ‌اين کار نیازمند باز نگه داشتن آن بخش برای مدتی طولانی تر از آنچه فکرش را مي‌کردید، باشد. در برخی موارد دیگر ممکن است منجر به‌اين آگاهی شود که شما در تخمین نیازهای کارکنانتان اشتباه کرده بودید و ‌اينکه مي‌توانید سازمان را زودتر هم تعطیل کنید.
مسلما همیشه نمي‌توانید همه نیازهای مشتریان را به آنها بدهید. یک رویکرد متعادل در‌اين میان اهمیت فراوانی دارد. ولی زمانی که دارید تاثیر اقتصادی را محاسبه مي‌کنید، حتما ارزش روابط مشتریان را در نظر داشته باشید. در برخی موارد ضرری که سازمان از بستن کسب و کار با تاخیر برای مشتری مي‌بیند در مقایسه با سودی که در آينده در صورت نگه داشتن یک مشتری ارزشمند در سازمان عایدش مي‌شود، بسیار ناچیز است.
کیفیت را کاهش ندهید. مسلما شما نمي‌خواهید که در روز‌های آخر یک واحد کیفیت محصولات تولیدی آنجا کاهش پیدا کند.‌ اين هم دلیل دیگری برای خوب رفتار کردن با کارکنان آن بخش است. مديران باید همواره اهمیت کیفیت را به همه گوشزد کنند و همیشه روی آن کنترل داشته باشند. به حرف‌هایی که مي‌زنید عمل کنید. اگر سازمان دیگر دستشویی‌ها را نظافت نكند، هر قدر هم که روی کیفیت محصولات تاکید کند، مي‌تواند مطمئن باشد که کیفیت محصولاتش به دلیل نارضایتی کارکنان کاهش مي‌یابد.
از مشوق‌های مناسب برای نگه داشتن کارکنان ارزشمند در سازمان استفاده کنید. با تامین‌کنندگان به خوبی کار کنید تا بتوانید از ‌اين موضوع که کیفیت محصول و خدماتی که در سازمان ارائه مي‌کنید کاهش نمي‌یابد اطمینان پیدا کنید. سعی کنید درد دوران گذر را بپذیرید. اگر مي‌دانید که نمي‌توانید مشتری را در سازمان نگه دارید، به او پیشنهاد بدهید که سراغ رقیبتان برود. این دوران را درست همانند یک پروژه مدیریت کنید. در صورتی که مي‌خواستید کسب و کارتان را گسترش دهید، مسلما مشاورانی را استخدام مي‌کردید. پس چرا از همین شیوه در مورد تعطیل کردن یک بخش استفاده نمي‌کنید؟ با توجه به میزان سود، اعتبار و اعتمادی که در میان است، چنین ریسکی بسیار اشتباه است. در‌ اينجا چند توصیه در‌ اين مورد مي‌دهیم.
یک رهبر پروژه با تجربه را به همراه یک تیم تمام وقت به پروژه تخصیص دهید.از تکنیک‌های مدیریت پروژه قدیمي ‌استفاده کنید. مراحل را به ترتیب مشخص کنید و طبق برنامه زمان‌بندی مناسب آنها را دنبال کنید. قضاوت کنید و در صورتی که نیاز شد، در مقابل بجنگید. همیشه هم نمي‌توان همه را راضی نگه داشت.‌ اين شما هستید که باید تصمیم بگیرید که کی باید سازمانی را تعطیل کنید نه مشتریان.
منبع: HBR

فرهنگ کسب و کار در آرژانتين

فرهنگ كسب و كار

کوشان غلامي
بخش دوم
تاريخچه فرهنگی و اقتصادی آرژانتين
آرژانتين از منابع طبيعي غني، جمعيت باسواد با درصد بالا، بخش کشاورزي صادرات محور و پايه صنعتي متنوع بهره مي‌برد.


اين کشور از لحاظ تاريخي داراي طبقه متوسط فراواني در مقايسه با ديگر کشورهاي آمريکاي لاتين است؛ اما اين بخش از جمعيت در اثر سلسله‌اي از بحران‌هاي اقتصادي ضعيف شده‌اند. امروز، درحالي که بخش مهمي از جمعيت هنوز از لحاظ مالي ثروتمند هستند، در مقايسه با ميليون‌ها نفر از افرادي قرار مي‌گيرند که قدرت خريدشان به شدت کاهش يافته است. از سال 2002 به بعد، بهبود در وضعيت بخش‌هاي فقيرتر و نيز يک بازگشت عمده در طبقه متوسط جامعه پديد آمده است.
در سال 1900، متوسط درآمد در آرژانتين اندکي کمتر از کشورهاي ثروتمند جهان بود و تصور مي‌شد که آرژانتين به يک کشور صنعتي عمده تبديل شود؛ اما عملکرد رشد اقتصادي آن در قرن بيستم مناسب نبود و اکنون اين کشور نزديک ميانه توزيع درآمد جهان قرار دارد. ولي با وجود اينها آرژانتين از نظر اقتصادي توسعه يافته ترين كشور آمريكاي جنوبي است.
آرژانتين تا پيش از نيمه دوم قرن نوزدهم كشوري عقب‌مانده به حساب مي‌آمد. در حدود سال 1870 آرژانتين از فرآورده‌هاي دامي به عنوان كالاهاي صادراتي استفاده كرد و همين شروع يك دوره درخشان رشد اقتصادي را رقم زد. نرخ رشد اقتصادي آرژانتين بين سال‌هاي 1870 و 1914 به سالانه 5 درصد مي‌رسيد. در واقع تا سال 1913، ميزان درآمد سرانه هر نفر در اين كشور با ميزان همين شاخص در كشورهاي فرانسه و آلمان برابري مي‌كرد.
پس از استقلال، نام آرژانتين در جايگاه هشتمين كشور پهناور جهان قرار گرفت و همين فاكتور نيز در رشد شاخص توليد آن موثر بود. اقتصاد روستايي آرژانتين در قرن نوزدهم به تمامي بر توليد محصولات كشاورزي و پرورش حيوانات خانگي تمركز يافت. نيروي انساني و منابع مالي آنها به كمك رشد هر دو فرآورده آمدند و به اين ترتيب آرژانتين در نيمه اول قرن نوزدهم رشد چشمگيري داشت.
بعد از دهه 1860، بخش كشاورزي به قدري توسعه يافت كه زمين‌هايي كه پيش‌تر به دامپروري اختصاص يافته بود، به مزارع و كشت و كار تبديل شد و بيشتر اين توسعه به دليل وجود منابع انساني و نيروي كار مناسب و ارزان قيمت حاصل شده بود.تا قبل از دهه 1860، مهاجران اندكي در اين كشور وجود داشتند و جمعيت آن در حدود فقط 7/1 ميليون نفر بود، به همين خاطر زمين‌هاي فراواني بي استفاده مانده و کمبود نيروي كار رو به افزايش بود. به اين ترتيب دستمزدها رو به فزوني گذاشت و ميزان آن با ميزان دستمزد كشورهاي اروپايي به خصوص ايتاليا و اسپانيا تفاوت فاحشي پيدا كرد. در نتيجه مهاجران زيادي به اين كشور آمريكاي جنوبي روي آوردند و اين روند تا آغاز جنگ اول جهاني ادامه داشته و همچنان هرسال رشد پيدا مي‌كرد.
تا آن زمان، محصولات كشاورزي و دامپروري بر اقتصاد آرژانتين مسلط بودند، ولي با رشد نيروي كار، نه تنها گوناگوني پديد آمد، بلكه هر محصول نيز حالت تخصصي پيدا كرد. اين تحولات اقتصاد آرژانتين را قدرتمند كرد و كشور توانست برابر بحران هاي كوچك اقتصاد جهاني مقاومت كند. در مجموع، اين دگرگوني‌ها و رويدادهاي جديد، به آرژانتين كمك كردند و بين سال‌هاي 1870 و 1920 رشد اقتصادي قابل توجهي را براي آن رقم زدند.
پس از جنگ جهاني دوم، يك مدل توسعه اقتصادي جديد پديد آمد. آرژانتين سياست جديدي در پيش گرفت كه برمبناي آن واردات بيشتر انجام مي‌شد، ولي همين واردات در جهت صنعتي شدن و تقويت بازار داخلي و توسعه خودكفايي داخلي مصرف مي‌شدند. آرژانتين با اتخاذ اين استراتژي توانست تا اندازه‌اي يك روند پايدار و باثبات رشد اقتصادي كه در سطحي متوسط در جريان بود را شكل دهد.بخش خدمات از ديرباز بزرگ‌ترين عامل کمک کننده به توليد ناخالص ملي آرژانتين بوده است. اين کشور انرژي را در ميزان فراوان خود از طريق منابع توسعه يافته برقابي توليد مي‌کند؛ انرژي هسته‌اي نيز از اهميت بالايي برخوردار است. اين کشور يکي از بزرگ‌ترين توليدکنندگان و صادرکنندگان کبالت 60 به همراه کانادا و روسيه مي‌باشد که يک ايزوتوپ راديواکتيو است که به طور گسترده در درمان سرطان به کار مي‌رود.
مخابرات نيز با رسوخ عمده تلفن همراه (75 درصد از جمعيت) بسيار قوي است، گسترش ۳۰ درصد اينترنت و ۳ درصد خدمات پهناي باند بستر مناسبي را فراهم کرده که به سرعت هم در حال افزايش است. تلفن معمولي ( 85 درصد از خانه‌ها) و پست نيز پر رونق هستند. بخش ساختمان نيز در توسعه اقتصادي کنوني به سوي ايجاد شغل سوق داشته و 5 درصد توليد ناخالص ملي را شامل مي‌شود. جهانگردي بسيار مهم بوده و هم‌اکنون 7 درصد از درآمد اقتصادي كشور را تامين مي‌کند.
آرژانتيني‌ها بيشتر در محدوده مرزهايشان مسافرت مي‌کنند، و سفرهاي خارجي که به‌طور دسته جمعي به يک کشور صورت مي‌گيرد قابل دسترس، ايمن و بطور غيرقابل تصوري متنوع مي‌باشد: شهرهاي چند مليتي بوئنوس آيرس و روزاريو، آبشارهاي بي نظير ايگوازو و ايالت مستعمره سالتا از جمله اين نقاط مي‌باشند. اسکي کردن روي آب در پيست باريلوچ تا سواحل پينامار و رودخانه يخ زده پريتو مورنو تا ايالت تييرا دل فيوگو افسانه‌اي، همگي سبب شده تا در سال 2005، 7/3 ميليون نفر جهانگرد از اين کشور ديدن نمايند.

 

نگاهی به کسب‌وکارهاي اینترنتی در ایران

بازار ديجيتال- برای کسی پوشیده نیست که اینترنت یکی از شاهراه‌های کسب درآمد است. از اینترنت مي‌توان پول به دست آورد، کسب‌وکار راه‌اندازی کرد، خرید و فروش کرد و به نوعی اینترنت می‌تواند راهی برای امرار معاش باشد.
بنابراین، اینترنت یک فرصت جدید است؛ فرصتی که تنها با یک نگاه کارآفرینانه قابل کشف است. یک کارآفرین مي‌تواند از این فرصت استفاده کند و به موفقیت‌های بزرگی دست یابد. البته کسب‌وکارهای اینترنتی نیز مانند سایر کسب‌وکارها، موانع مربوط به خود را دارند.
این موانع در کشورهای درحال توسعه ممکن است بیشتر از کشورهای توسعه‌یافته باشد.
در حال حاضر در کشور ما نبود زیرساخت‌های مخابراتی مناسب، مشکلات سیستم بانکی در ارائه خدمات الکترونیکی (مانند کارت‌های اعتباری)، فراگیر نشدن فرهنگ خرید و فروش در اینترنت و... از جمله موانعی هستند که بر سر راه کسب‌وکارهای اینترنتی قرار دارند.

فاصله با کسب‌وکار اینترنتی
شواهد نشان می‌دهد که اینترنت، می‌تواند تمام مشکلات هزینه‌ای، زمانی و مکانی را به سادگی هرچه تمام‌تر حل کند و این پدیده خارق‌العاده یکی از مهم‌ترین و سودمندترین تولیدات آن تجارت الکترونیک است. ولی کشور ایران از این پدیده سودمند تا حدودی عقب‌مانده و هنوز بسترهای لازم را برای بهره‌مندی از این صنعت فراهم نكرده است.
فرانک رازقی اسکویی، قائم‌مقام مرکز توسعه تجارت الکترونیک در اختتامیه نخستین جشنواره کسب‌وکار اینترنتی، با اشاره به عدم رشد کسب‌وکار اینترنتی در ایران ابراز داشته بود که نظام توزیع کالا که در طرح تحول اقتصادی به آن پرداخته شده بود، مشکلات عمده‌ای دارد که 4 مورد عمده آن عبارت است از:
1- تعداد زیاد کسانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند.
2- بالابودن هزینه شبکه‌های توزیع کالا در ایران (برآوردی که می‌کنند 50 درصد از هزینه کالا در کشور به خاطر هزینه توزیع است و این، درصد خیلی بالایی را به خودش اختصاص داده است).
3- نبودن نظام طبقه‌بندی شناسایی کالا و خدمات.
4- نبودن آمار و اطلاعاتی که به شکل کارآمدی این نظام توزیع کالا را مدیریت کند.
اسکویی در مورد دلایل رونق نداشتن کسب‌وکار اینترنتی در ایران اظهار داشته که رسمیت پیدا کردن خود ارائه‌کنندگان کالا و خدمات و نحوه پرداخت برای خریداران بسیار مهم است.
همچنین بسیاری از افراد از قوانین لغو خرید اطلاعی ندارند در حالی که این موارد در قانون تجارت الکترونیک وجود دارد. خیلی‌ها به خاطر بی‌اطلاعی، خرید اینترنتی نمی‌کنند و موضوع گارانتی و خدمات پس از فروش نیز مطرح است و بعضی‌ها نسبت به سوءاستفاده از اطلاعات شخصی خود نگران هستند و نمی‌دانند که آیا مرجعی هست که به شکایت آنها رسیدگی کند.
از سوی دیگر امنیت فروشگاه برای نگهداری اطلاعات شخص چقدر است یا استاندارد‌های خاصی رعایت می‌شود؟ به گفته وی این موارد مانع از خرید اینترنتی خریداران می‌شود.
وی به قوانین کسب‌وکار اینترنتی اشاره می‌کند و مي‌افزاید: مرکز توسعه و تجارت الکترونیک طرح ساماندهی کسب‌وکارهای اینترنتی را شروع کرده است البته در اساسنامه این مرکز آمده که ساماندهی فعالیت سایت‌ها به‌عهده این مرکز گذاشته شده و در قانون برنامه چهارم نیز تصریح شده که ایجاد بازار مجازی و توسعه آن و انجام فعالیت‌های تدارکاتی در قالب تجارت الکترونیک از وظایف دستگاه‌ها است و همچنین خود وزارت بازرگانی گسترش بازارهای داد‌وستد الکترونیکی مبنی بر فناوری اطلاعات را در دستور کار دارد.
اسکویی به پروژه‌های کسب‌وکار اینترنتی اشاره می‌کند و می‌گوید: مرکز توسعه تجارت الکترونیک، ایجاد اتحادیه کشوری را به‌عنوان یک برنامه جدی در دستور کار خود قرار داده و به زودی اتحادیه فروشگاه‌های اینترنتی راه‌اندازی می‌شود که البته تغییر دیدگاه‌ها نسبت به کسب‌وکار‌های اینترنتی در بدنه دولت، کار سختی است و تا وقتی که اتحادیه‌ای تشکیل نشود این کسب‌وکار عنوان اصلی خودش را در کشور پیدا نمی‌کند. به گفته وی، مساله ایران کد نیز در این راستا از اهمیت فراوانی برخوردار است.
به گفته وی در حال حاضر بسیاری از کالا‌ها دارای ایران‌کد هستند و پروژه دیگری که در دستور کار قرار دارد تهیه نماد الکترونیکی مرکز برای ساماندهی فروشگاه‌های اینترنتی است. اسکویی با تاکید بر هدف ساماندهی فروشگاه‌های الکترونیکی و موارد مرتبط با آن خاطرنشان کرد: اگر خریدارها بتوانند به اطلاعات کالاها به شکل خیلی راحت و ساده دسترسی پیدا کنند، حق انتخاب مردم خیلی بیشتر می‌شود. شفافیت و رقابتی‌شدن بازار، کاهش ترددهای شهری، حذف واسطه‌ها و کوتاه‌شدن مسیر تولید و کاهش قیمت‌ها نیز از فواید اینترنتی‌شدن مبادلات تجاری است؛ همچنین هزینه‌های اینترنتی پایین‌تر از فضای فیزیکی است.

ضعف در تجارت الکترونیک
آمارها از سهم تجارت الكترونيكي در توليد ناخالص داخلي و به تعبيري مجموع تجارت الكترونيكي در جهان و جايگاه كشورمان نشان مي‌دهد ما در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته در ابتداي مسير هستيم. امروزه تغييرات چشمگيري در حوزه‌هاي مختلف اتفاق افتاده است و تجارت الكترونيكي به‌عنوان موثرترين شيوه انجام كسب‌وكار در عصري كه ارتباطات امكان زيادي را به منظور برقراري تماس و هزينه‌هاي مرتبط و انجام مبادلات بين مشتريان دارد، بازي مي‌كند.
ارتقاي سطح كيفي خدمات و شفاف‌سازي تجارت، ارتقاي بهره‌وري و شفاف‌سازي اطلاعات، ‌كاهش هزينه‌ها و صرفه‌جويي در زمان از جمله مزيت‌هايي است كه مي‌توان براي تجارت الكترونيكي به آن اشاره كرد كه باعث شده تجارت الكترونيكي در بيشتر زمينه‌ها جايگزين مناسبي براي روش‌هاي سنتي باشد، اما اين سوال وجود دارد كه وضعيت خدمات تجارت يا بانكداري الكترونيكي در كشور ما چگونه است؟
به باور کارشناسان تسهيل تجارت در فضاي مجازي يكي از مباحثي است كه اپراتورها و شركت‌هاي مخابراتي بايد به آن اهميت دهند؛ اين مساله نه تنها به افزايش درآمد ارائه‌دهندگان آن منجر مي‌شود، بلكه امكاناتي را نيز در اختيار مشتريان نهايي مي‌گذارد.
وجود شبكه‌هاي نسل جديد و حضور آنها در ارائه سرويس‌هاي جديد به اين معنا است كه شبكه‌ها به نحوي سرويس محور طراحي شوند تا بتوانند مشترياني با تنوع سرويس‌هاي درخواستي را جذب كنند. بنابراين موضوع نحوه ارائه سرويس و مهم‌تر از آن محتواي سرويس قابل ارائه در راستاي گذر به شبكه‌هاي نسل آينده حائز اهميت محسوب مي‌شوند.
تجارت الكترونيكي با توجه به ارزش افزوده بسيار زياد در اقتصاد كشور و تسهيل روابط بين مردم و بنگاه‌ها و همچنين پتانسيل بالا در ارائه خدمات الكترونيكي براي پياده‌سازي مقوله دولت الكترونيك، نياز به بستر مناسب زيرساختي و مخابراتي دارد كه در اين ميان شبكه‌هاي NGN نقش اصلي و زيربنايي را ايفا خواهند كرد.
در كشورمان به گفته وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات ميزان تجارت الكترونيكي تا پايان سال 87، يك هزار ميليارد تومان است، اما در هر حال در برنامه توسعه فناوري اطلاعات و خدمات الكترونيكي در برنامه توسعه پنجم كه به تاييد كارگروه مديريت IT رسيده، 20 درصد تجارت خارجي ما و حداقل 30 درصد تجارت خارجي ما بايد الكترونيكي شود.
براي سامانه كامل تجارت الكترونيكي لايه‌هاي مختلفي مورد نياز است؛ يعني بانكداري الكترونيكي و دولت الكترونيكي در كنار تجارت الكترونيكي مورد نياز است و اين سه حوزه بايد با هم پيش بروند چون عقب ماندن هر كدام باعث كندي حركت در بقيه حوزه‌ها خواهد بود. بنابراين ايجاد سرويس‌هاي جديد از اولويت‌ها محسوب مي‌شود و توسعه دسترسي بر مبناي فيبر از سياست‌هاي راهبردي ديگر است.
ايجاد پايگاه‌هاي داده ملي هم يك بحث اساسي و مورد تاكيد در برنامه پنجم توسعه عنوان شده كه به‌عنوان زيرساخت اطلاعاتي محسوب مي‌شود، زيرا در همه حوزه‌ها براي اينكه پايگاه‌هاي داده ملي ارتباط هر حوزه را با حوزه‌هاي ديگر مي‌تواند برقرار كند كه در بعضي حوزه‌ها اين كار و ايجاد اين پايگاه‌ها شروع شده و در برنامه پنجم توسعه همه دستگاه‌ها بايد اين پايگاه‌ها را ايجاد كنند.
در هر حال تجارت الكترونيكي به عقيده بسياري از كارشناسان مي‌تواند مشاغل جديد جايگزين را ايجاد كند و درواقع تسهيل روابط تجاري، افزايش فروش و درآمد، ايجاد اشتغال، افزايش سطح رفاه زندگي مردم، تسريع در دسترسي به اطلاعات جهاني، حذف واسطه‌هاي غيرضروري، ايجاد موقعيت‌هاي جديد تجاري براي كارآفرينان از جمله مزاياي حاصل از تجارت الكترونيكي است.

ادامه نوشته

تبلیغات

 

مترجم: صونا ولی‌پور
گاهی مدیران ارشد کسب‌وکارها بر این باورند که آنچه بابت تبلیغات هزینه می‌کنند، اتلاف منابع است. فارغ از ناتوانی حسابداران مدیریت در ردیابی دقیق اثر ريالی آگهی‌های تبلیغاتی شرکت‌ها به سطر پایانی صورت‌ سود و زیان (سطر پایانی صورت سود و زیان «سود خالص»/ «سود ویژه» است)، آن بخش از منابع شرکت‌ها که در اختیار بنگاه‌های تبلیغات قرار می‌گیرد، در اغلب موارد موجد ارزش برای سهامداران (که صاحبان این منابعند) نیست.


در این میان نمی‌توان تنها به بنگاه‌های تبلیغات و طراحانشان خرده گرفت؛ بلکه گاه افرادی که از صاحبکار به منظور انتقال خواست تبلیغاتی شرکت با بنگاه تبلیغات در ارتباط قرار می‌گیرند، قاصر از انتقال هدف از انتخاب این شیوه بازاریابی هستند و نمی‌توانند نظرات شرکت را به بنگاه تبلیغات منتقل کنند یا حتی پس از پایان کار ایده‌پردازی بنگاه تبلیغات، نمی‌توانند بازخورد مناسبی روی ایده بدهند و در راه از میان برداشتن فاصله انتظارات موجود میان صاحبکار و بنگاه تبلیغات بکوشند.
اما چه چیزهایی موجب اثربخش نبودن تبلیغات است؟ جایی به نقل از استوارت راجرز، استاد بازاریابی دانشگاه دنور در ایالات‌متحده‌آمریکا، به سال 1995 خواندم که چهار عامل موجب غیرموثر شدن تبلیغات هستند که در ادامه به برداشتم از هریک اشاره می‌کنم:
1. بسیاری از افرادی که در صنعت تبلیغات فعالیت دارند و در ازای طراحی و اجرای ایده‌های تبلیغاتی از کسب‌وکارها پول می‌گیرند، فاقد صلاحیت در این حوزه‌اند. به تعبیر راجرز، در ایالات‌متحده‌آمریکا اگر کسی بخواهد مهتری یک سگ را بر عهده گیرد، باید گواهینامه این کار را داشته باشد، اما برای فعالیت در حوزه تهیه آگهی‌های تبلیغاتی، رسما‌ نیاز به هیچ صلاحیت و گواهینامه‌ای نداریم.
2. هدف‌ و منظور کسب‌وکارها از تبلیغ مشخص نیست. کافي است برنامه‌های بازاریابی، کسب‌وکار و تبلیغات که در شرکت‌ها تهیه می‌شود (البته اگر واقعا‌ برنامه‌ای در کار باشد!) را ورق بزنید؛ به شما قول می‌دهم عبارت‌هایی همچون «ما می‌خواهیم شناخت بازار نسبت به محصولمان را افزایش دهیم» را بسیار خواهید دید. آیا با چنین عبارت‌های کلی و نامفهوم و غیرمشخص می‌توان تبلیغاتی کارآ طراحی کرد؟ این‌جا است که واقعا‌ به بنگاه‌های تبلیغاتی حق می‌دهم اگر آن‌چه از زیر دست طراحانشان بیرون می‌آید، اثربخش نباشد.
3. راجرز یکی از علت‌های بی‌اثری تبلیغات را جوایزی می‌داند که در ایالات‌متحده ‌آمریکا شرکت‌ها به بنگاه‌های تبلیغاتی‌شان وعده می‌دهند؛ مثلا‌ وعده می‌دهند که اگر آگهی طراحی‌شده آن‌ها خلاق باشد، در قالب پاداش‌هایی از بنگاه تبلیغات قدردانی خواهند کرد. به باور وی چنین جوایز و پاداش‌هایی در بهبود کیفیت تبلیغات اثری ندارد و شاید تنها منفعتش برای شرکت، مقبولیت یافتنش نزد فعالان صنعت تبلیغات باشد و دیگر هیچ.
4. یک آگهی خوب، تصادفی نیست. بنگاه‌های تبلیغات باید برای تهیه هر سفارش خود فهرستي از مواردی که باید در آگهی لحاظ شود، داشته باشند. در غیر این صورت، حاصل کار بی‌تردید نامناسب، ناقص و بی‌اثر خواهد بود. طراح باید مطمئن باشد که تمام آن‌چه صاحبکار از طرح آگهی مد نظرش بوده را پیاده کرده است. هرچند به باورم در این مورد، در کشور ما، این صاحبکاران هستند که باید پیش از آنکه سراغ بنگاه‌های تبلیغات روند، دقیقا‌ مشخص کنند چه می‌خواهند و مقصودشان از آگهی چیست. اینکه صاحبکار خودش هم نمی‌داند دقیقا‌ چه هدفی از آگهی دارد (البته جز مصوبات کلی هیات‌مدیره در این باره که «باید تبلیغ بیشتری کنیم»)، حقیقتا‌ گناه طراحان صنعت تبلیغات ما نیست.
اغلب تبلیغاتی که بی‌ثمرند و اصطلاحا‌ «کار نمی‌کنند»، از بی‌دقتی و تخطی ناآگاهانه در یکی از این موارد رنج می‌برند:
1. شما باید در طراحی یک آگهی بر ترغیب مشتری به خرید تمرکز کنید نه بر سرگرم کردن افراد. متاسفانه بسیاری از طراحان، هدف اصلی از تبلیغات را از یاد می‌برند و به دنبال ایده‌هایی هستند که جالب و هیجان‌انگیز و عجیب باشند و بیننده را غافلگیر کنند. این موضوع گاه به کسب‌وکارها هم سرایت می‌کند و این شرکت‌ها وقتی سراغ بنگاه تبلیغاتی می‌آیند، انتظار خلق آگهی سرگرم‌کننده‌ای از طراح این بنگاه دارند و از یاد می‌برند که اساسا‌ هدف از این شیوه بازاریابی، ترغیب مشتریان بالقوه به خرید و حتی ایجاد وفاداری در مشتریان بالفعل کالاها و خدمات شرکت است. آگهی تبلیغاتی در هیچ‌ کجای تاریخ تبلیغات، وظیفه سرگرم‌کردن مشتریان را نداشته است و آن‌چه از چنین شگردهایی در محتوای آگهی مدد گرفته شده، تنها ابزاری برای نیل به هدفی دیگر بوده است. طراح یک بنگاه تبلیغات، طراح یک بنگاه تبلیغات است؛ به این معنا که شغلش فعالیت در صنعت تبلیغات است و مثلا‌ قرار نیست دارای ایده‌های کمیک و نمایشی باشد. این تصور که باید در آگهی بامزگی کنیم تا مردم را به خرید کالا یا خدمتی ترغیب کنیم، دام هولناکی هم برای کسب‌وکار درصدد تبلیغ و هم برای بنگاه تبلیغاتی است. حواسمان باشد که این‌روزها حتی اگر ایده آگهی شما برای بیننده جالب باشد، به این دلیل که شما توانسته‌اید او را سرگرم کنید، بخندانیدش یا ذهنش را قلقلک دهید، اقدام به خرید کالا و خدمت شما نخواهد کرد. ماجرا وقتی هولناک می‌شود که طراحان از این ایده‌های «بامزه» برای تبلیغ محصولات و خدماتی استفاده می‌کنند که گران‌قیمت هستند یا تصمیم جدی در حیطه کسب‌وکار طلب می‌کنند. اگر از شما بخواهم چند کالای گران‌قیمت را نام ببرید که در آگهی‌هایشان چنین ایده‌های سرگرم‌کننده و «بامزه» را دیده‌اید، چه خواهید گفت؟ گاه با افراط طراحان مواجهیم که گمان می‌برند با هر موضوعی می‌توان شوخی کرد و حاصل، حتی اگر خنده‌دار هم باشد، حتم بدانید بی‌اثر و در نتیجه مهلک است.
2. شما باید کاری کنید که پیامتان به سادگی به مخاطب هدفتان برسد. رسانه‌ای که برای تبلیغ انتخاب می‌کنید و همچنین محتوا و شکل آگهی شما باید متناسب با مخاطبان هدفتان باشد (البته اگر مخاطبان هدفتان را معلوم کرده باشید!). باید توجه کنید که مخاطب هدف شما با کدام رسانه راحت‌تر است و با چه قالبی ارتباط بیشتری برقرار خواهد کرد. متاسفانه در این حوزه در صنعت تبلیغات ایران مصائبی داریم. حواسمان باشد که ما نه آن‌قدر وقت داریم و نه آن‌قدر منابع که بخواهیم الگوهای زندگی مخاطب هدفمان را تغییر دهیم و رسالت ما اساسا‌ چیز دیگری است. باید توجه داشت که مخاطب هدف چه سلیقه‌ای دارد؛ باید از همان راه وارد شد و او را تحت تاثیر قرار داد. از سوی دیگر، گاه ایده‌های نویی در صنعت تبلیغات مطرح می‌شوند که طرفین آن‌چنان مجذوب ابتکار (حتی بی‌ربط) خود می‌شوند که از یاد می‌برند این قالب تبلیغ می‌تواند اثری منفی بر مخاطب بگذارد. در واقع، از این دام به دام نخست می‌افتند و یادشان می‌رود که هدف سرگرم کردن، غافلگیر کردن، خنداندن و «باحال» به نظر رسیدن آگهی تبلیغاتی نیست و اساسا‌ هدف از این قسمت از فرآیند بازاریابی را از یاد می‌برند.
3. باید در طراحی آگهی، فرض را بر این بگذارید که بخشی از بینندگان آگهی شما در هنگام تماشای آگهی همه منظور شما را دریافت نخواهند کرد. حواسمان باشد که آنقدر که ما با محصول یا خدمتی که تولید/ ارائه و تبلیغ می‌کنیم، آشنا هستيم، بیننده آگهی آشنایی ندارد. پس وظیفه ما اطلاع‌رسانی درباره محصول، البته با رعایت اخلاق (یعنی زیاده‌روی و دروغ را چاشنی تبلیغ نکردن) به قصد قانع کردن مخاطب هدف به خرید آن است. بسیاری از بنگاه‌های تبلیغاتی موفق جهان بر این باورند که وقت طراحی آگهی‌های تبلیغاتی باید اساس را بر این بگذاریم که آنچه تهیه می‌کنیم، برای گروه سنی 7 تا 9 سال قابل درک باشد. حتی برخی از آن‌ها به خود بیشتر سخت می‌گیرند و نسخه نهایی آگهی را پیش از انتشار عمومی به کودکان پیش‌دبستانی نشان می‌دهند و با توجه به برداشت‌های این کودکان از آگهی، به دریافت بازخورد و اصلاح آگهی می‌پردازند. به باورم این تفکر می‌تواند بسیار مفید باشد؛ اینکه در حین طی فرآیند طراحی و اجرای آگهی تبلیغاتی فرض کنیم توان ذهنی مخاطبان ما به حد توان ذهنی کودکان است. این موضوع در مورد آگهی‌های راهی بیش از انواع دیگری می‌تواند کارساز باشد؛ چراکه برای مثال، بیننده مشغول رانندگی است و در اتومبیلش برای لحظه‌ای کوتاه از کنار آگهی شما که روی بیلبورد نصب است، می‌گذرد. تنها در تبلیغ محصولات و خدماتی که پیچیدگی خاص دارند، می‌توان از این رویکرد تخطی کرد و سطح درک مخاطب را بالاتر گرفت.
4. توجه داشته باشید که بخشی از مخاطبان آگهی شما علاقه‌ای به دریافت پیام‌های بازرگانی ندارند. آن‌چنان در طول روز همه ما با پیام‌های بازاریابی بمباران می‌شویم که ممکن است رغبتی به مطالعه یک پیام دیگر نداشته باشیم. پس شما به عنوان طراح آگهی باید در فرآیند طراحی فرض کنید که پس از انتشار این آگهی مخاطب‌تان چنین بی‌میلی به گرفتن پیام شما خواهد داشت و شما به دنبال نکاتی باشید که پیاده کردنش در آگهی بتواند این مخاطب رمیده از تبلیغات را درگیر پیام تبلیغاتی شما کند. اما حواستان باشد که به دام نیفتید؛ بسیاری از طراحان تا این‌جا را قدرتمند طی می‌کنند و کاری می‌کنند که مخاطب بی‌حوصله جذب آگهی می‌شود. اما از این‌جا به بعد دیگر حرفی برای گفتن به این مخاطب علاقه‌مند ندارند و محتوای پیامشان فقیر است. باز تکرار می‌کنم که هدف اصلی از آگهی تبلیغاتی، قانع کردن مشتری به خرید محصول/خدمتی است که داریم برایش تبلیغ می‌کنیم و اگر توانستیم تا این مرحله مخاطب را پیش ببریم، موفقیم و در غیر این صورت باز به مقصد نرسیده‌ایم.
5. شما باید در آگهی به مخاطبانتان اطلاعات دهید. اما دقت کنید: این اطلاعات باید اطلاعات مربوط باشند. خواهش می‌کنم به این موضوع توجه داشته باشید. مقصودم از اطلاعات مربوط اطلاعاتی است که به تصمیم یا عدم تصمیم مخاطب آگهی به خرید منجر می‌شود. متاسفانه در اکثر آگهی‌های تبلیغاتی که می‌بینيم، با انبوه، دقیقا‌ انبوه، اطلاعات سردرگم می‌شويم. طراحان این آگهی‌ها همه آنچه را که دستشان رسیده، روی آگهی رها کرده‌اند و این کلاف به هم پیچیده از کلمات، حامل اطلاعاتی است که بخش عمده آن، فاقد ارزش تصمیم‌گیری است. وقتی می‌گویم اطلاعاتی که در محتوای آگهی به خورد مخاطب داده می‌شود باید ارزش تصمیم‌گیری داشته باشد، منظورم این است که برای مثال، با دریافت این اطلاعات، تصمیمم به خرید را قطعی کنم یا حتی از خرید منصرف شوم. حالا وقتی این اطلاعات مربوط را در مورد محصول/خدمتی که قصد تبلیغش را دارید مشخص کردید، تا می‌توانید روی این موارد مانور کنید. من مخالفتی با اینکه اطلاعات قابل‌توجهی در متن آگهی به مخاطب بدهیم، ندارم؛ فقط فکر می‌کنم ما باید اطلاعاتی به وی بدهیم که در راستای هدف نهایی ما از آگهی باشد. تفکری در عالم تبلیغات است که می‌گوید: «هرچه بیشتر بگویی، بیشتر می‌فروشی». اطلاعات مربوط را پیدا کنید و بعد، تا می‌توانید بر آنها تاکید کنید. جایی به نقل از یک استاد بازاریابی خواندم: «کالبد آگهی تبلیغاتی را اطلاعات می‌سازد. قلبش از تخیل است و جانش از تکرار». هرچند بر این باورم که «کلمه» می‌تواند خلاقیت طراح را زیر سوال ببرد و وقتی می‌گوییم اطلاعات کامل بدهید، لزوما‌ مقصود این نیست که برای انتقال این اطلاعات فقط از نماد واژه استفاده کنید. نکته دیگری که در حوزه ارائه اطلاعات در آگهی‌های تبلیغاتی معمولا‌ فراموش می‌شود، این است که ما در یک آگهی باید اطلاعاتی مربوط به رجحان محصول یا خدمتی که تبلیغ می‌کنیم داشته باشیم. مثلا‌ اگر دو تولیدکننده «الف» و «ب» محصول «ج» را تولید می‌کنند و ما بنگاه تبلیغاتی شرکت «الف» هستیم، باید آگهی تبلیغاتی که تهیه می‌کنیم، علاوه بر ترغیب مخاطبان به خرید «ج»، آنها را به خرید محصول «ج» تولید‌شده توسط «الف» ترغیب کند. پس ما باید اطلاعاتی به وی دهیم که چرا محصول «ج» که توسط «الف» تولید شده را بخرد و محصول «ج» که توسط «ب» تولید شده را نخرد. توجه داشته باشیم که این یکی از حوزه‌هایی است که اخلاق در تبلیغات نقش پررنگی می‌یابد.
6. به نیت برد پا به میدان بگذارید. فعالیت در عرصه تبلیغات، مثل شرکت در یک مسابقه ورزشی است؛ یک نبرد کامل که باید برای پیروزی بازی کنید و به کمتر از آن راضی نشوید.
یک بنگاه تبلیغاتی باید از همه توان رسانه‌ای که در اختیار دارد برای تبلیغ محصولات و خدمات صاحبکارانش استفاده کند. وقتی به بنگاه تبلیغاتی به عنوان یک کسب‌وکار انتفاعی نگاه می‌کنم، ایجاد ارزش برای سهامداران را مهم‌ترین هدف مدیران چنین بنگاهی می‌دانم. هر آگهی که طراحی و تهیه‌اش به این واحد تجاری سفارش داده می‌شود، باید به مثابه ابزاری برای ایجاد ارزش برای ذی‌نفعان این بنگاه تجاری تلقی شود. بر این باورم که اگر چنین تفکری در فردفرد کارکنان یک بنگاه تبلیغاتی وجود داشته باشد، نتیجه، موفقیت قطعی آگهی و صاحبکار است. بنگاه‌های تبلیغاتی که قدرتمند و جسور و البته با در نظر گرفتن اصول اخلاقی تبلیغات، پا به عرصه می‌گذارند، صاحبکارانی خشنود دارند.