مشكلات را جدي نگيريد

 

فرد- يكتا فراهاني:
براي اغلب‌ ما پيش‌آمده كه هنگام بروز مشكلات، مثلا زماني كه خبر بدي را مي‌شنويم يا با شخص خشني روبه رو مي‌شويم يا احساس مي‌كنيم در حق‌مان اجحاف شده و...به گونه‌اي مأيوس مي‌شويم و با عصبانيت و شتاب‌زده واكنشي نشان مي‌دهيم كه به صلاح ما نيست.

مسائل جزئي و كم اهميت را مهم تلقي مي‌كنيم، از تعادل خارج مي‌شويم، سخت مي‌گيريم و  به جنبه‌هاي منفي زندگي توجه مي‌كنيم. وقتي تحت تاثير مسائل بي‌اهميت، كاملا توانايي‌هاي خود را از دست مي‌دهيم و وقتي زودرنج و كم حوصله مي‌شويم، واكنش‌هاي شتاب‌زده‌مان نه‌تنها ما را ناراحت .........

 

ادامه نوشته

استراتژي‌هاي نفوذ

استراتژی : برای جمع‌آوری عسل نباید زنبورها را عصبانی کنیم

مهرداد فضيلت
در مطالب قبلی بیشتر در مورد استراتژی‌هایی صحبت شد که برای ترغیب و نفوذ در مخاطب عام از طریق برنامه‌های بازاریابی و تبلیغاتی استفاده می‌شوند.

در این استراتژی در مورد نفوذ و ترغیب افراد در ملاقات‌های حضوری یا جلسات فردی صحبت می‌کنیم که به استراتژی‌های فردی نفوذ مشهور هستند.
این بخش بیشتر به مهارت‌های فردی برقراری ارتباط با مخاطب می‌پردازد و راه‌هایی را برای بهبود ارتباط می‌آموزد.
مهارت‌های اجتماعی مهارت‌هایی هستند که بدون شک همه افراد به عنوان موجوداتی اجتماعی به آن نیاز دارند. ما به عنوان انسان‌هایی که نیاز‌های خود را در اجتماع تامین می‌نماییم، نیازمند برقراری ارتباط موثر با دیگران هستیم و دانسته یا نادانسته کیفیت این ارتباط بر زندگی فردی، شغلی و اجتماعی ما اثر می‌گذارد. افرادی که توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با دیگران دارند، در زندگی موفق‌تر هستند. در هر شغل و رشته کاری راه پیشرفت ما علاوه بر تخصص از راه تعامل با دیگران به دست می‌آید، لذا برای افزایش کیفیت زندگی یادگیری این توانمندی‌ها بسیار مفید است.
برای جمع‌آوری عسل نباید زنبورها را عصبانی کنیم.
(۱) مروری بر پرونده بزرگ‌ترین خلاف کاران تاریخ نشان می‌دهد که هیچ کدام از آنها خود را در مورد اتهاماتی که به آنها زده می‌شده مقصر نمی‌دانستند. مجرمانی مانند آل کاپون (بزرگ‌ترین خلافکار شیکاگو)، پابلو اسکوبار (بزرگ‌ترین قاچاقچی کلمبیا)، کرولی (قاتل زنجیره‌ای نیویورک) و... نه تنها خود را مقصر نمی‌دانستند، بلکه خود را به نوعی قهرمان می پنداشتند و حتی خود را قربانی بی‌عدالتی پلیس می‌دیدند.
نکته‌ای که در مورد این پرونده‌ها وجود دارد این است که هنگامی که این افراد با این سابقه‌ها خود را مقصر نمی‌دیدند، افراد دیگر در مورد اعمال خود چه فکر می‌کنند. معمولا افراد خود را مقابل اعمالشان مقصر ندانسته و همواره در تلاش برای توجیه کارهای خود هستند.
(۲) آزمایش‌هاي روانشناسی مدت‌ها است که ثابت کرده اثر تشویق بر یادگیری حیوانات به مراتب بیشتر از اثر تنبیه است. این اصل در مورد انسان‌ها نیز صادق است. بر پایه این دو اصل، در این استراتژی نحوه تعامل با افرادی که خطایی مرتکب شده‌اند مورد بررسی قرار می‌گیرد.
نکته مهم در این استراتژی این است که در بسیاری از موارد در مذاکرات و ترغیب دیگران ما جنبه هوشمندانه را رها کرده و احساسی عمل می‌کنیم. ما همه می‌دانیم که انتقاد از دیگران موجب بالا رفتن دیوار دفاعی شده و تاثیر و نفوذ کلام ما را کاهش می‌دهد، ولی همچنان از دیگران انتقاد می‌کنیم و در مقابل، چیزی که می‌شنویم تنها توجیهات طرف مقابل است.
انتقاد موجب کاهش اثر کلام می‌شود، چرا که هیچ کس تمایلی ندارد که مقصر جلوه نماید. انتقاد از دیگران راه‌هایی دارد که مقاومت در مقابل آن را کمتر و نفوذ کلام ما را بیشتر می‌کند.
راه حل اول اینکه هیچ‌گاه مستقیم انتقاد نکنیم. اگر قصد انتقاد از کاری، نتیجه کاری یا عملکردی را داریم بهتر است فرد را از کار جدا کرده و از کار یا نتیجه انتقاد کنیم. انتقاد مستقیم از فرد موجب رنجش خاطر وی، ایجاد دیوار تدافعی و ارائه توجیهات می‌شود و قبل از اینکه متوجه شویم به دیالوگی با زد و خورد مبدل می‌شود.
بارها پیش آمده که در جلسات درگیر چنین وضعیتی شده باشیم که بدون اینکه راه‌حلی ارائه شود، طرفین درگیر تنها به انتقاد از عملکرد یکدیگر می‌پردازند. برای جلوگیری از درگیر شدن در چنین وضعیتی بهتر است از همان ابتدا به جای انتقاد از طرف مقابل، از نحوه عملکرد یا نتیجه انتقاد نموده و به دنبال راه‌حل گشت. همواره مستقیم از افراد تقدیر کنید؛ ولی هیچگاه مستقیم از کسی انتقاد نکنید.
اگر قصد انتقاد از چیزی داریم همواره به یاد داشته باشیم که باید از یک چیز انتقاد کنیم نه از یک فرد. کارها، خطاها، عملکردها و... را بسیار راحت تر از افراد می‌توان اصلاح نمود. لذا با جدا کردن افراد از اعمال به اصلاح ایرادات بپردازیم.
راه حل دوم اینکه تا حد ممکن در جمع انتقاد نکنیم. هیچ کس تمایلی ندارد که در مقابل دوستان، همکاران زیردستان و... مورد انتقاد قرار گیرد. اگر قصد انتقاد از عملکرد فرد خاصی را داریم تا حد امکان این کار را جدای از جمع انجام دهیم.
راه حل سوم اینکه به جای انتقاد گرایی، راه حل گرا باشیم. اگر هدف ما از بیان نقصان اصلاح آن است، راه حل در انتقاد نیست. همواره به دنبال راه حل بگردیم و از درگیر شدن در نزاع جلوگیری کنیم.
راه حل چهارم اینکه خود را به جای فرد مقابل قرار دهیم. مسلما هیچ فرد یا کاری بی‌ایراد نیست و افراد دلایل یا توجیهات زیادی برای عملکرد خود دارند. لذا اگر خود را به جای فرد مقابل قرار دهیم شاید بهتر بتوانیم عملکرد وی را درک کنیم.
راه حل پنجم اينكه همواره قبل از انتقاد تعریف کنید. قبل از اینکه از عملکرد فرد، گروه یا بخشی انتقاد کنیم از دستاوردها یا ویژگی‌های آنها تعریف کنیم. به این ترتیب آنها درک می‌کنند که هدف شما تخریب آنها نیست و تنها قصد اصلاح امور را دارید.
با به کار بردن راه حل‌های ساده‌ای که همه ما به آن اشراف داریم به راحتی می‌توان نتایج بهتری گرفت؛ ولی مشکل اینجا است که در بسیاری از موقعیت‌ها ما جنبه عقلانی را رها کرده و سریعا دچار احساسات می‌شویم. با تمرین این چند نکته گفته شده می‌توان نتایج بهتری گرفت.

 

كاهش موانع كسب‌و‌كار

مركز پژوهش‌هاي مجلس خبر داد

نگراني رو به تزايد از آثار هدفمندي.
دنیای اقتصاد- مرکز پژوهش‌های مجلس در چهارمین گزارش فصلی پایش محیط کسب و کار از روند کاهشی موانع کسب و کار در بهار 90 خبر داد، اما گزارش کرد که فعالان اقتصادی همچنان وضع عمومی این محیط را بدتر از میانگین ارزیابی می‌کنند؛ چراکه به محیط کسب و کار ایران، نمره 07/6 از 10 را داده اند که در آن نمره 10 نماینده بدترین حالت است. فعالان اقتصادی همچنین نگرانی فزاینده‌ای از عواقب اجرای قانون هدفمندی داشته اند و بیش از 79 درصد آنها گفته‌اند که دولت افزایش هزینه‌های ناشی از اجرای این قانون را برایشان جبران نکرده است.

 

 
ادامه نوشته

پیش‌بینی فروش در شرایط متزلزل اقتصادی

 

مترجم: محمود بیگلری
تا ندانید که چقدر درآمد خواهید داشت، نخواهید دانست که چقدر می‌توانید هزينه کنید. در ادامه، چند راهکار ذکر می‌شود که به حدسیات شما در پیش‌بینی درآمدتان کمک می‌کند.


پیش‌بینی فروش حتی در دوران ایده آل اقتصادی هم کار بسیار سختی است، چه رسد به شرایط پس از یک رکود اقتصادی شدید و ورود به دوره بهبود اقتصادی.
در اواخر سال 2008، بیشتر روسای شرکت‌ها به این واقعیت تلخ پی بردند که مشتریان دیگر به‌اندازه گذشته پول خرج نمی‌کردند. مشتریان در لحظات آخر از امضاي قراردادهای بزرگ منصرف می‌شدند. ست ارلی، مدیر شرکت مشاوره‌ای آی تی بنام ارلی و شرکا، به یاد می‌آورد: «چند دقیقه به امضا نهایی یک سفارش خرید 100 هزار دلاری، رییس شرکت خریدار خواستار لغو آن شد.»
آیا آمادگی رویارویی با چنین اوضاعی را دارید؟ باور کنید که خیلی سخت است، اما خبر خوب این است که در طول سه سال گذشته (از شروع رکود اقتصادی در سال 2008) تعدادی از مدیران باهوش شرکت‌ها از این شرایط نامساعد درس‌هایی آموخته‌اند. آنها روش‌های نسبتا قابل اطمینانی برای پیش‌بینی درآمد ابداع کرده‌اند. نقاط مشترک همه آنها در این است: رویکرد محافظه کارانه‌تر به مقوله پیش‌بینی، بازبینی و اصلاح مکرر پیش‌بینی‌ها، خوش بینی توام با احتیاط به سال 2011. در ادامه به پاره‌ای از «استراتژی‌های پیش‌بینی» می‌پردازیم، که مدیران به کار بسته‌اند.
مدام به روز کنید
در آغاز هر سال مالی (fiscal year)، تیم مدیریت شرکت T3ــ شرکتی تبلیغاتی با درآمد 35 میلیون دلار در سال ــ اقدام به برآورد فروش خود برای کل سال می‌کند. سپس، هر ماه با دریافت آمار و ارقام از ده مدیر حسابداری شرکت، به بازبینی و تعدیل پیش‌بینی انجام گرفته می‌پردازد.
لی گادیس، مدیر عامل این شرکت می‌گوید: «هرماه، از هر یک از مدیران حسابداری یک پیش‌بینی سالانه درخواست می‌کنیم و از آنها می‌خواهیم که در این امر محافظه کار باشند.»
در پایان هرماه، چارلز کیلی مدیر ارشد مالی، به همراه مدیران حسابداری، فروش واقعی آن ماه را با پیش‌بینی قبلی همان ماه مقایسه می‌کنند. سپس، با تهیه نمودارهای مربوطه، به ارزیابی روند فروش پرداخته و در نهایت، گزارش کاملی به مدیران ارشد، از جمله مدیر عامل ارائه می‌کنند. تیم مدیریت با استناد به این اطلاعات به روز، درباره‌ استخدام و مخارج شرکت یکی از این سه تصمیم را اتخاذ می‌کنند: «بخر، نگه‌دار یا بفروش» گادیس می‌افزاید: «پیش‌بینی درآمد، یکی از مهم ترین کارهای ضروری در شرکت است. حقوق کارکنان بزرگترین هزینه ماست. بنابراین، دانستن درآمد آتی شرکت و بر پایه آن هزینه کردن امری حیاتی است. پیش‌بینی ما برای سال 2011 این است: اگر چه شرایط اقتصادی کمی ‌بهتر خواهد شد، اما همچنان انجام کسب‌وکار به سختی خواهد بود. در چنین مواقعی فقط باید چشم امیدتان به خودتان باشد.»
هر سه شرایط ایده‌آل، معمولی و بد را در نظر بگیرید
ایتن سیگل، مدیرعامل شرکت آمریکایی ارب اودیو سازنده بلندگوهای پیشرفته، سه شکل متفاوت از برنامه مالی آتی تهیه می‌کند. او اظهار می‌دارد: «سعی می‌کنیم با دقت و احتیاط زیاد خود را برای شرایط مختلف احتمالی آماده نگه داریم. اگر فروش ما با اوضاع بدی مواجه شود همچنان سودآور باشیم. اگر شرایط ایده‌آل با فروش فوق‌العاده هم پیش بیاید نفرات و تولید کافی در اختیار داشته باشیم.»
این شرکت در سال جاری 30 درصد رشد داشته است. عامل اصلی این رشد افزایش صادرات به کشورهای خارجی، در اثر کاهش ارزش برابری دلار آمریکا در مقابل ارزهای دیگر، بوده است. سیگل در این‌باره می‌گوید: «ما هرگز فکر نمی‌کردیم که در واقعیت به این درصد از رشد در این مدت کوتاه برسیم. اما به علت داشتن برنامه برای هر گونه شرایط احتمالی از جمله ایده آل، انبارهایی مملو از کالا داشتیم و غافلگیر نشدیم.»
سیگل، در برنامه ریزی کوتاه مدت خود، رشد ماه به ماه سال قبل را به دقت زیر نظر داشته و از آن در برآورد درآمد ماه‌های پیش رو کمک می‌گیرد. او عقیده دارد: «از آنجا که فروش بلندگو تابع روند فصلی است، روش ملاک قراردادن رویه فروش سال قبل در پیش‌بینی‌های سال جدید نتایج بسیار صحیحی داشته است. برای مثال، افراد در ماه‌های سرد سال تمایل بیشتری به خرید کالاهای سرگرم کننده خانگی دارند. پیش‌بینی ما برای سال 2011 از این قرار است: اگرچه در این سال بعضی از ماه‌ها برای ما چالش‌برانگیز خواهد بود، افزایش فروش سالانه بیش از 20 درصد را تخمین می‌زنیم. این امر ناشی از معرفی محصولات جدید و توان بالقوه بالا در فروش بین‌المللی است.»
با عوامل خارج از کنترل خود خلاقانه برخورد کنید
هر کسب‌وکاری با یک سری از عوامل خارج از کنترل خود درگیر است. این اجزا می‌توانند تاثیر منفی و برهم زننده بر روی پیش‌بینی فروش داشته باشند. برای مثال، دو عامل آب و هوا و قیمت نفت از جمله عناصر غیرقابل کنترل برای شرکت آمریکایی برنز‌اند مک براید، فعال در حوزه توزیع نفت هستند. تری مک براید، مدیرعامل این شرکت، اظهار می‌دارد: «عموم پیش‌بینی‌های فروش 7 تا 8 درصد خطا داشتند. علت آن زیاده از حد خوش بین بودن ما بود و همیشه تقصیر را به گردن آب وهوا می‌انداختیم!»
مک براید برای جلوگیری یا کاهش این مشکل با فارغ‌التحصیلان دانشگاه مارکویت مشارکت کرد. آنها اقدام به تهیه یک نرم افزار اختصاصی کردند که قادر بود مصرف مشتریان را در آب و هواهای متفاوت‌ اندازه‌گیری کند. نتیجه، افزایش دقت برآورد مصرف سوخت هر یک از مشتریان، کاهش هزینه‌های حمل و نقل و در نهایت افزایش رضایت مشتریان شد. مشتریانی که دیگر کمتر نگران تمام شدن غیرمترقبه نفت خود بودند. این عوامل باعث شد که خطای پیش‌بینی فروش شرکت به 1 تا 2 درصد کاهش پیدا کند. پیش‌بینی این شرکت برای سال 2011 بدین قرار است: «انتظار داریم که نسبت به سال قبل فروش ناخالص و رشد مشتریان در کل بدون تغییر بماند. با این وجود، به علت امکان بهسازی در حوزه فروش ابزارهای گرمایش و سرمایش، پیش‌بینی می‌کنیم فروش این بخش تا 20 درصد افزایش داشته باشد.»
رضایت مشتریان و کارکنان خود را دریابید
این توصیه‌ای است که به حرف ساده به نظر می‌آید، اما در عمل نه. حتی شاید به کار بستن آن در فروش بدل به رمز و رازی شده است. اسپنسر براون، مدیر عامل شرکت آمریکایی رنت گرین باکس با فروش ناخالص 3 میلیون دلار در سال، به اهمیت این موضوع پی برده است. آقای براون که شرکتش سازنده جعبه‌های مقوایی از مواد بازیافتی است، اعتقادی به برآورد سالانه فروش ندارد. او اظهار می‌دارد: پیش‌بینی فروش آتی بر اساس عملکرد فروش در گذشته اشتباه است. در عوض، او بر پایه تجربه 6 ساله‌اش از فرمول خویش در پیش‌بینی سه ماهه فروش استفاده می‌کند. 90 درصد از برآورد فروش آینده، بر اساس کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان (customer service) است. ارزیابی این کیفیت از راه‌های مختلف صورت می‌گیرد. یکی از آن راه‌ها استفاده از رسانه‌های اجتماعی با قابلیت اطلاع‌رسانی متقابل (social media interaction) از جمله وب‌سایت یلپ (Yelp) است (که کاربران، این شرکت را در زمره بهترین شرکت‌ها رده‌بندی کرده‌اند). راه دیگر، ‌اندازه‌گیری میزان اشتیاق در کارکنان شرکت و کارآیی آنها در ارائه خدمات به مشتریان است. روش بعدی، سنجش توانایی شرکت در نگهداری انواع کالاها در انبار برای ارائه به موقع به مشتری است.
10 درصد باقی مانده برآورد فروش آتی شرکت، بر اساس «عوامل ناشناخته»‌ای است که از تجارب شخصی او از بازار نشات می‌گیرد – گفت‌وگو با مردم عادی از طیف‌های مختلف از جمله صاحبان فروشگاه‌ها، تعمیرکاران و فروشندگان در بازارهای میوه. در صورت دریافت نتایج رضایت بخش از سه روش ذکر شده، آقای براون 13 درصد رشد در فروش برای سه ماه بعد تخمین می‌زند. البته، تاثیر نتایج عوامل ناشناخته نیز در این برآورد لحاظ می‌شود. او اظهار می‌دارد: «خطای پیش‌بینی ما در هر مقطع زمانی 1 درصد است. برآورد ما برای سال 2011، گسترش فعالیت در سطح کل کشور و رشد فوق‌العاده خواهد بود.»
چرا شما تعیین نمی‌کنید
جیسون لوب، مدیر‌عامل شرکت خشک‌شویی آمریکایی سادسایز با گردش مالی چندین میلیون دلار در سال است. او اعتقاد راسخ دارد که اجازه ندهد فروش آتی شرکتش توسط دیگران تعیین شود.
وقتی رکود اقتصادی اخیر رخ داد، درآمد صنعت خشک شویی به سرعت کاهش یافت، اما این شرکت فارغ از تاثیر رکود برای درآمد خود برنامه داشت.
لوب می‌گوید: «من اول فروش خود را پیش‌بینی می‌کنم، سپس به دنبال راهی برای محقق كردن آن می‌گردم.» وقتی که شرایط اقتصادی شروع به وخیم شدن کرد و بسیاری از شرکت‌ها وحشت زده شدند، او شروع به دادن سرویس‌های جدید به مشتریان کرد. از جمله این ابداعات، خشک شویی سازگار با (و بی‌ضرر برای) محیط زیست و پذیرش لباس‌های بسیار گران قیمت بود که البته، با تبلیغات وسیع همراه بود.
او اظهار می‌دارد: «افرادی که 7000 دلار برای یک دست لباس می‌پردازند احتیاج به کسی دارند که می‌داند چگونه از آن لباس مراقبت کند!» نتیجه این شد که در سال 2009 فروش شرکت 9 درصد افزایش داشت و به سوی افزایش 40 درصدی در سال بعد در حرکت بود. پیش‌بینی آنها برای سال 2011 از این قرار است: «رشد 40 درصدی شرکت ادامه خواهد داشت. در حال یافتن راه‌های مبتکرانه جدید ارائه سرویس به مشتریان هستیم. بدین طریق قادر خواهیم بود هم مشتریان جدید جذب کرده و هم مشتریان موجود را راضی نگه داریم.»
کلام آخر
پیش‌بینی کردن، کمی‌ هنر می‌خواهد، کمی ‌علم و قطعا با یک گوی جادویی بزرگ بسیار آسان تر خواهد بود.
نحوه پیش‌بینی شما بستگی زیادی به صنعتی که در آن هستید، به فرهنگ سازمان‌تان و به عوامل خارج از کنترل شما دارد. نکته مثبت این است که تجربه ارزشمند حاصل از پیش‌بینی در شرایط خوب و بد اقتصادی، قطعا شما را در داشتن برآوردهای دقیق‌تر آتی کمک خواهد کرد.
منبع:www.inc.com

10 نکته برای استخدام افراد خلاق

 

مترجم: زهره همتیان
خلاقیت ریشه نوآوری است. اما چگونه می‌توانید افراد خلاق مناسبی را برای شرکت خود پیدا کنید؟ از بهترین مدیران خلاق، استادان بازاریابی و طرفداران نیروی انسانی خواستیم تا در مورد راهکارهای استخدام خلاق‌ترین افراد نکاتی را برای ما بازگو کنند.


هر شرکتی خواهان به کارگیری نوآوری به هر شیوه‌ای است و نوآوری از خلاقیت نشات می‌گیرد. اما خلاقیت از کجا ناشی می‌شود؟ گاهی اوقات پیدا کردن فردی خلاق برای شرکتتان مثل این است که به دنبال ویژگی‌های هنرمندانه می‌گردید. افراد خلاق اغلب آدم‌های متفاوتی هستند: کمتر نگران میزان سود هستند، کمتر با دنیای مدیران تجاری و سود خالص شرکت‌ها مرتبط‌اند و در به کارگیری انبوهی از ایده‌های بزرگ و طرح‌های عالی استادند. خواه شما در پی استخدام یک طراح وب باشید، خواه به دنبال جذب یک انیماتور یا آگهی نویس خلاق باشید، چند نکته وجود دارد که می‌تواند در به کارگیری صحیح افراد خلاق به شما کمک کند. ما با 10 مدیر خلاق، روسای منابع انسانی و مدیران بازاریابی خلاقانه، صحبت کردیم تا بهترین مشاوره‌ها را برای استخدام فرد خلاق به شما ارائه دهند.
1) به دنبال افرادی باشید که به استراتژی اهمیت می‌دهند. نيت مورلي معاون ريیس شرکت Skullcandy می‌گوید «تنها مساله این نیست که چه انجام می‌دهید، بلکه استراتژی .......

ادامه نوشته

مروري بر نحوه انجام مطالعات امکان سنجی در ايران

حامد شجاعی*، علی شجاعی
1- مفهوم امکان سنجی
امکان سنجی، به طور کلی به معنای بررسی و تجزیه و تحلیل شانس موفقیت یک پروژه یا کسب‌وکار است. به عبارت دیگر، هدف از مطالعات امکان سنجی تعیین میزان امکان‌پذیری و اجرایی بودن یک پروژه و ثمربخشی آن می‌باشد.


‌این مطالعات معمولا توسط شخص ثالثی خارج از مجموعه سرمایه‌گذاران و شرکای پروژه یا کسب‌وکار صورت می‌گیرد، زیرا در مواجهه با فرصت‌های سرمایه‌گذاری، بسیاری از سرمایه‌داران یا علاقه‌مندان به سرمایه‌گذاری ممکن است به شکلی خوشبینانه، فقط روی مزیت‌ها یا نقاط مثبت متمرکز شوند. انجام مطالعات امکان سنجی، به ویژه با بهره‌گیری از مشاور خارج از سازمان یا سیستم سرمایه‌گذار(شخص ثالث) ‌این امکان را فراهم می‌آورد که تمام جوانب مثبت و منفی پروژه یا موقعیت سرمایه‌گذاری سنجیده شود. به عبارت دیگر، تمامی‌ عوامل موثر بر پروژه به دقت مورد بررسی و کالبد شکافی قرار گرفته، نقاط قوت و ضعف مترتب بر آن بازنگری شده و در نهایت توجیه‌پذیری سرمایه‌گذاری، برآورد می‌گردد.
با عنایت به نکات مذکور، می‌توان گفت که مطالعات امکان‌سنجی، فرآیندی کنترل شده برای مشخص نمودن همزمان مشکلات و مزایای اجرای یک پروژه یا ورود به یک موقعیت سرمایه‌گذاری است و همراه با توصیف کامل شرایط و برآورد عواید و هزینه‌های
(آنالیز هزینه- فایده) انجام آن صورت مي‌گيرد. اين مطالعات در حکم گام نخست در فرآیند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران یا مدیران به حساب می‌آید.‌این بدان معنا است که ‌این مطالعات باید در بدو امر با صورت مساله‌ای به نام پیشنهاد سرمایه‌گذاری یا اجرای پروژه انجام شود. از همین منظر، مطالعات امکان سنجی باید به نحوی انجام شود که به منزله ابزار تحلیلی، در برگیرنده محدودیت‌ها، توصیه‌هایی برای بهبود و پیشنهادهای عملی در راستای پیشبرد امور باشد.
از همین رو، برخی از صاحبنظران، مطالعات امکان سنجی را نوعی مطالعه بر مبنای تجزیه و تحلیل و آزمون می‌دانند که فراهم‌کننده اطلاعات لازم به منظور تصمیم گیری برای حرکت به سمت مراحل طراحی مهندسی و اجرای هر پروژه یا انجام سرمایه‌گذاری است. شکی نیست که در رابطه با پروژه‌هایی که ماهیت تجاری صرف دارند و طي آنها سرمایه‌گذار در اندیشه بازرگانی و خرید و فروش کالا یا خدمات بدون درگیر شدن در فرآیند تولید می‌باشد،‌ این تعريف برای مطالعات امکان‌سنجی كاربرد نخواهد داشت.
مطالعات امکان سنجی را می‌توان نقطه عطف فرآیند تصمیم‌گیری در اجرای پروژه یا انجام سرمایه‌گذاری دانست. پاسخ «بله» یا «نه» در برابر ‌این پرسش که «آیا باید پروژه را اجرا کرد یا در پروژه سرمایه‌گذاری نمود؟» تعیین کننده روال آتی برخورد سرمایه‌گذار یا مدیر با صورت مساله است. نکته جالب توجه‌این است که در بسیاری از موارد، سرمایه‌گذاران از شنیدن پاسخ منفی آشفته می‌شوند، زیرا پیش از انجام مطالعات اقدام به تخصیص سرمایه‌مورد نیاز، جذب نیروی انسانی و فراهم نمودن ملزومات اجرای پروژه نموده و در نتیجه به جز شنیدن پاسخ مثبت در پایان انجام مطالعات امکان‌سنجی، انتظار دیگری ندارند. به زبان خودمانی می‌توان گفت که چنین سرمایه‌گذارانی، مشاوران را به خدمت می‌گیرند تا آنچه را که دوست دارند بشنوند به آنها بگویند و به عبارت دیگر ندیم سلطان باشند و نه ندیم بادنجان!
لازم به یادآوری است که از دیدگاه نگارندگان، مطالعات امکان‌سنجی برای سرمایه‌گذاری با مطالعات امکان سنجی برای سیستم بانکی دو مقوله متفاوت است که متاسفانه در کشور ما در بسیاری موارد با یکدیگر خلط شده و همین امر، زبان مشاوران فعال در عرصه مطالعات امکان‌سنجی در بیان پاسخ منفی به پروژه‌ها و طرح‌های سرمایه‌گذاری را عملا الکن می‌نماید که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
2- محتوای امکان سنجی
با عنایت به تعریف مفهوم مطالعات امکان سنجی می‌توان نتیجه گرفت که آنچه تحت عنوان گزارش مطالعات تهیه می‌شود باید به شکلی جامع، دربرگیرنده کلیه جوانب و عوامل موثر بر پروژه یا موقعیت سرمایه‌گذاری باشد. برای نیل به‌این هدف، یک گزارش مطالعات امکان سنجی، حداقل در برگیرنده سرفصل‌های کلی زیر خواهد بود:
2-1- بخش اقتصادی
اطلاعات مربوط به مکان پروژه، دستیابی به نیروی انسانی متخصص یا ساده، امکانات عمومی ‌مورد نیاز مانند آب، برق و انرژی، راه‌های دسترسی به محل اجرای پروژه و تاثیرات اقتصادی اجرای پروژه در سطوح منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی در ‌این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.
2-2- بخش بازار
اطلاعات مربوط به مدیریت و سازمان فروش، ابعاد و شرایط بازار، برنامه بازار برای فروش محصول یا خروجی پروژه، ابعاد رقابت در بازار و میزان تعهد به مشتریان و ذی‌نفعان سازمان در‌این بخش از گزارش درج می‌شود.
2-3- بخش فنی
بخش فنی در هر گزارش مطالعات امکان سنجی باید توسط افراد یا گروه‌هایی نوشته شود که پیش از آن در طراحی، اجرا یا
تجزیه و تحلیل فرآیندها در پروژه‌های مشابه دارای تجربه و سابقه باشند. در‌این بخش باید در ابتدا مناسب بودن محل اجرای پروژه با در نظر گرفتن الزامات طرح و همچنین تبعات ناشی از اجرا در مکان و منطقه مورد نظر، بررسی شود. بدیهی است که کلیه بخش‌های گزارش و از جمله بخش فنی باید مبتنی بر داده‌های معتبر و اطلاعات کافی و مستند به منظور دستیابی به تجزیه و تحلیل و نتیجه معتبر باشد.‌ این بخش همچنین باید کلیه محدودیت‌های موجود در اجرای پروژه را مشخص نموده، هر عاملی که بر پیشبرد و موفقیت طرح تاثیرگذار می‌باشد را بیان نماید. هزینه‌های اجرا و توسعه پروژه نیز باید برآورد شده و مشخص گردد میزان دقت برآورد صورت گرفته تا چه حد بوده و در انجام تخمین مذکور چه فرضیاتی لحاظ شده‌اند. سایر مشخصات و الزامات فنی پروژه مانند محاسبات مهندسی، طراحی‌های صورت گرفته، فرآیندهای موجود در پروژه و... در بخش فنی باید به دقت تشریح شود.
2-4- بخش مالی
این بخش از گزارش شامل انجام محاسبات مالی مربوط به هزینه‌ها و درآمدهای پروژه و بررسی میزان توانمندی پروژه در جبران هزینه‌ها، تخمین گردش مالی پروژه، میزان اعتبار اولیه موجود نزد صاحبان سرمایه ‌به‌منظور راه‌اندازی و اداره پروژه قبل از درآمدزایی (که شامل تامین هزینه‌های مربوط به تامین مواد اولیه، حقوق و دستمزد، هزینه‌های جاری پروژه و... می‌باشد) محاسبه نقطه سر به سر، نرخ بازگشت سرمایه ‌و سایر اطلاعات مالی مورد نیاز سرمایه‌گذاران است.
2-5- بخش مدیریت
این بخش شامل بررسی سوابق تحصیلی، کاری و تجربی مدیران پروژه به منظور بررسی میزان شایستگی و توانمندی آنها در مدیریت پروژه مدنظر می‌باشد. بدیهی است که در مورد هر پروژه، بنا به شرایط مدنظر سرمایه‌گذار یا مرجع بررسی کننده، ترتیب قرارگیری بخش‌های گفته شده دچار تغییر خواهد شد. لازم به یادآوری است که عناوین ذکر شده در حکم سرفصل‌های کلی و در برگیرنده حداقل موارد برای تهیه یک گزارش کامل و جامع از نتایج مطالعات امکان سنجی می‌باشد.
3- آنچه در عمل اتفاق می‌افتد
چنانکه پیشتر اشاره شد، میان مطالعات امکان سنجی برای سرمایه‌گذاری و مطالعات امکان سنجی با هدف دریافت تسهیلات از سیستم بانکی باید تفاوت قائل شد. در صورت پذیرش ‌این تفاوت، آنگاه می‌توان چنین گفت که اگر نتیجه حاصل از مطالعات امکان‌سنجی برای دریافت تسهیلات از سیستم بانکی منفی بود، لزوما
به معنای توجیه‌ناپذیر بودن طرح نخواهد بود.‌این ادعا از آنجا نشات می‌گیرد که تقاضای دریافت تسهیلات از بانک یا هر سرمایه‌گذار ثانویه غیر از مجموعه شرکای اولیه در پروژه، نوعی پیشنهاد شراکت به آنهاست و در‌این حالت باید ریسک مترتب بر چنین شراکتی نیز در محاسبات و مطالعات امکان‌سنجی لحاظ شود.
برای مثال، فرض کنید که سرمایه‌گذار قصد سرمایه‌گذاری در تولید محصولی را داشته باشد که بنا به دلایل گوناگون همچون هزینه‌های تولید، نو بودن محصول در بازار و در نتیجه ناآشنایی مشتریان با آن، قیمت فروش محصول در سال‌های اولیه تولید و... دوره بازگشت سرمایه‌ برای سرمایه‌گذار 8 سال برآورد شود. ممکن است به دلیل اطمینان سرمایه‌گذار از‌ آینده محصول تولیدی و همچنین استراتژی بازار، زمان مذکور برای سرمایه‌گذار منطقی و معقول بوده، حاضر به صرف سرمایه‌شخصی خود در چنین پروژه‌ای باشد، اما در زمانی که پای یک سرمایه‌گذار ثانویه یا شریک مانند بانک در امر تامین سرمایه‌پروژه به میان کشیده می‌شود، به دلیل مسائلی همچون الزامات قانونی و محدودیت‌های اعمالی از سوی شریک، زمان بازگشت سرمایه‌مثلا بالاتر از پنج سال، طرح را از منظر شریک خارجی، فاقد توجیه نشان خواهد داد. شکی نیست که در‌این حالت، اگر زمان بازگشت سرمایه، در مطالعات امکان‌سنجی 7 سال تخمین زده شود، طرح از دید سرمایه‌گذار اولیه دارای توجیه می‌باشد، اما شریک خارجی یا سرمایه‌گذار ثانویه تمایلی به سرمایه‌گذاری در پروژه نخواهد داشت. متاسفانه، آنچه در عمل، در پروژه‌های صنعتی یا طرح‌های سرمایه‌گذاری در کشور ما در برخورد با مقوله مطالعات امکان سنجی رخ می‌دهد، نوعی برخورد کلیشه‌ای و تشریفاتی با‌این موضوع را به ذهن متبادر می‌سازد. به منظور ریشه‌یابی‌این امر، باید در ابتدا زمان انجام مطالعات امکان سنجی در پروژه‌ها و طرح‌ها در‌ایران را مورد مداقه قرار داد. لازم به یادآوری است که مقصود نظر‌این نوشته، پروژه‌ها و طرح‌های بزرگ در ابعاد ملی که سرمایه‌گذار اصلی آن بخش دولتی است نبوده، نوع رویکرد بخش خصوصی یا بخش دولتی در پروژه‌های با رقم‌های سرمایه‌گذاری در محدوده چند صد میلیارد ریالی، مد نظر است.
در بخش پروژه‌ها و طرح‌های سرمایه‌گذاری بخش خصوصی که نیاز به اخذ مجوز از مراجع دولتی نداشته باشند یا سرمایه‌گذار در اندیشه اخذ تسهیلات از سیستم بانکی کشور نباشد، در اکثر مواقع انجام مطالعات امکان سنجی کمتر مورد توجه قرار گرفته و سرمایه‌گذار نیازی به انجام مطالعات امکان سنجی احساس نمی‌کند و حتي گاهي آن را فرآیندی زائد و غیرضروری و وقت گیر می‌پندارد. به عبارت ساده تر در بیشتر موارد، آنجا که سرمایه‌گذار به هر دلیل، مجبور به تهیه گزارش مطالعات امکان‌سنجی نباشد به هیچ عنوان اقدام به انجام‌ این مطالعات نمی‌کند. ‌این امر، نشان دهنده عدم وجود دانش و آگاهی نسبت به اهمیت مطالعات امکان سنجی به شکل علمی‌ و در یک چارچوب استاندارد در میان بخش عمده‌ای از فعالان اقتصادی در کشور ما است.
به‌رغم تاثیر عواملی مانند شرایط نابسامان اقتصادی، تحریم‌های بین‌المللی، سوء مدیریت و سیاست‌گذاری‌های ناصواب مدیریت کلان اقتصادی در کشور، واردات بی‌رویه و... در نافرجام ماندن سرمایه‌گذاری‌ها در‌ایران، شاید اغراق نباشد اگر ادعا کنیم یکی از مهم‌ترین عوامل در نافرجام ماندن سرمایه‌گذاری‌ها در ‌ایران، عدم توجه به انجام مطالعات امکان سنجی به شکل دقیق و علمی، پیش از آغاز فرآیند سرمایه‌گذاری یا اجرای پروژه می‌باشد. ‌اینکه‌ این بی‌توجهی در اثر چه مسائلی رخ می‌دهد، نیاز به بحثی مفصل و مبسوط دارد، اما به اجمال می‌توان دلایل زیر را در‌این باره مطرح كرد:
1- نبود رویکرد علمی‌در فرآیند سرمایه‌گذاری یا مدیریت پروژه‌ها
2- ناآشنایی اکثر سرمایه‌گذاران با مبانی و اصول بررسی فرصت‌های سرمایه‌گذاری
3- رویکرد اشتباه بخش‌های مسوول دولتی در نحوه مطالبه مطالعات امکان‌سنجی از متقاضیان سرمایه‌گذاری یا اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها
4- بانک- محور شدن مطالعات امکان‌سنجی
5- تصمیم‌گیری‌های یک شبه و فاقد استراتژی‌های بلندمدت در سطح مدیریت کلان اقتصادی.
همانطور که اشاره شد، موارد مذکور را می‌توان به اجمال به عنوان پاره‌ای از عوامل موثر بر بی‌توجهی به موضوع انجام مطالعات امکان سنجی بیان كرد و در زمان مناسب به تشریح و کالبد شکافی هر یک از آنها پرداخت.
4- پیشنهادهایی برای بهبود
نگارندگان بر‌این باورند که نخستین گام در بحث تغییر رویکرد سرمایه‌گذاران یا متقاضیان اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها به مقوله مطالعات امکان سنجی، تبیین اهمیت آن در‌ آینده هر طرح یا پروژه و همچنین آشنا كردن آنها با چارچوب‌های ‌این نوع مطالعات می‌باشد. همزمان بايد رویکرد بخش‌های مسوول دولتی به نحوه درخواست گزارش مطالعات امکان‌سنجی از متقاضیان سرمایه‌گذاری یا اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها تغيير كند در عین حال برای اقناع سیاستگذاران اقتصاد کلان براي پرهیز از شوک درمانی در حوزه اقتصاد و دوری‌گزینی از تصمیم‌گیری‌های
یک‌شبه و بدون مطالعه و خارج از چارچوب‌های مدیریت استراتژیک در کشور، تلاش شود.
در حال حاضر، الزامات قانونی در کشور به گونه‌ای است که متقاضیان در دو مقطع مجبور به تن دادن به تهیه گزارش مطالعات امکان‌سنجی می‌شوند. نخست در زمان ارائه درخواست برای اخذ جواز تاسیس واحد صنعتی از وزارت صنایع (لازم به ذکر است به‌رغم ادغام وزارت صنایع و معادن در وزارت بازرگانی، بعید به نظر می‌رسد لااقل در کوتاه مدت ‌این امر دستخوش تغییر شود) و دوم در زمان ارائه درخواست دریافت تسهیلات از سیستم بانکی کشور.
آنچه که در زمان ارائه درخواست اخذ جواز تاسیس واحد صنعتی از متقاضیان طلب می‌شود، دربرگیرنده فرم‌هایی است که متقاضی باید نسبت به تکمیل آنها اقدام نماید. اطلاعات مورد نیاز جهت تکمیل‌ این فرم‌ها دربرگیرنده کلیاتی در باب طرح مورد تقاضا، نحوه تامین ماشین‌آلات و مواد اولیه طرح، نیروی انسانی مورد نیاز و ... است. در بحث شاخص‌های مالی نیز به شکل کاملا موجز و مختصر، مواردی همچون نرخ بازگشت سرمایه، دوره بازگشت سرمایه، نقطه سر به سر و امثالهم مورد پرسش قرار می‌گیرد. چنانکه مشاهده می‌شود، ‌این نوع پرسشنامه، بیش از آنکه به عنوان گزارش مطالعات امکان‌سنجی مورد تایید باشد، در حکم شاخصی برای سنجش اطلاعات کلی و برداشت اولیه متقاضی از کسب‌وکاری است که در اندیشه راه‌اندازی آن می‌باشد. قالب پرسشنامه مذکور به نحوی است که در اکثر مواقع، متقاضیان قادر به تکمیل آن با استفاده از پرسشنامه‌های طرح‌های مشابه می‌باشند و آماده کردن‌ این فرم‌ها نوعی رفع تکلیف را به ذهن متبادر می‌کند.
شرایط تهیه گزارش مطالعات امکان‌سنجی برای متقاضیان دریافت تسهیلات از سیستم بانکی کشور، تا حدودی متفاوت با مقطع اولیه است. در‌این بخش هر یک از بانک‌های کشور اقدام به اعلام قالب خاصی برای گزارش مطالعات امکان سنجی مورد تایید خود كرده‌اند که اگر چه در مواردی دارای تفاوت‌هایی با سایر بانک‌ها می‌باشد، اما با اندکی تساهل و تسامح می‌توان چنین گفت که هسته اصلی همه قالب‌های اعلام شده، بر مبنای چارچوب مورد تایید بانک صنعت و معدن شکل گرفته است. به‌رغم ‌اینکه پس از شکل گیری کانون مشاوران اعتباری و سرمایه‌گذاری بانکی ‌ایران، تلاش‌هایی جهت ‌ایجاد وحدت رویه در چارچوب کلی گزارش‌های مطالعات امکان‌سنجی انجام گرفته است، اما نباید فراموش کرد که گرچه می‌توان سرفصل‌های کلی یک گزارش مطالعه امکان سنجی را تعیین و در سیستم بانکی کشور مورد استفاده قرار داد اما واقعیت‌این است که محتوای هر طرح با توجه به ماهیت آن باید تعیین شود. بنابراين نمی‌توان یک چارچوب کلی را به همه متقاضیان سرمایه‌گذاری یا اجرای طرح‌ها و مشاوران آنها ابلاغ و بسان وحی منزل، اجرای
موبه‌موی آن را خواستار شد. از همین رو، از منظر نگارندگان، اشکالی که در پاره‌ای موارد از سوی کارشناسان سیستم بانکی به گزارش‌های تهیه شده از سوی مشاوران وارد می‌شود و با‌این جمله کلیشه‌ای که طرح در چارچوب مورد نظر بانک نیست، بیان می‌گردد، در اکثر اوقات واجد هیچ توجیه فنی و منطقی نیست و از نوعی مطلق انگاری کارشناسان سیستم بانکی در قبال چارچوب‌های اعلام شده از سوی بانک نشات می‌گیرد. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد در اکثر اوقات، در سیستم بانکی، بررسی شکل و ظاهر گزارش‌های مطالعات امکان‌سنجی بر بازخوانی محتوای آن اولویت می‌یابد.
روی دیگر سکه تهیه گزارش مطالعات امکان سنجی در مقطع تلاش برای دریافت تسهیلات از سیستم بانکی، نوع نگرش متقاضیان تسهیلات به عملکرد و وظیفه مشاوران تهیه‌کننده گزارش است. در اکثر موارد، از دید متقاضیان، مشاوران تهیه کننده گزارش مطالعات امکان‌سنجی، عهده دار وظیفه‌ای سهل و بی‌دردسر هستند که پنداری در قبال کاری که هیچ پیچیدگی خاصی ندارد، قصد دریافت وجه از متقاضیان را دارند.‌این نوع نگاه به مشاوران در بحث تهیه گزارش‌های مطالعات امکان‌سنجی، قاعدتا در نحوه تعامل متقاضی با مشاور نیز خود را نشان داده و در نتیجه، نوع مطالبه گزارش از مشاور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در نتیجه ‌این نگرش، مشاور در اکثر اوقات برای عدول از چارچوب‌های استاندارد یک گزارش مطالعات امکان سنجی از سوی متقاضی تحت فشار قرار گرفته، در نتیجه، حاصل کار، گزارشی می‌شود که نه در درازمدت برای متقاضی مفید خواهد بود و نه مشاور را ارضا می‌کند و نه چندان می‌توان به قوام علمی‌ و حرفه‌ای محتوای آن دل بست.
در مجموع، به نظر می‌رسد برای گریز از سردرگمی‌موجود نزد سرمایه‌گذاران، متقاضیان اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها، مشاوران و بخش دولتی در قبال مطالعات امکان‌سنجی طرح‌های سرمایه‌گذاری و پروژه‌ها باید نگرش موجود به‌این مقوله تغییر کند. بر‌این اساس، نگارندگان، پیشنهادهای زیر را به عنوان گامی‌در جهت تصحیح ‌این رویه مطرح می‌نمایند:
1- سرمایه‌گذاران و متقاضیان اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها یا علاقه‌مندان به راه‌اندازی کسب‌وکار، نسبت به اهمیت مطالعات امکان سنجی و چارچوب‌های صحیح تهیه گزارش آگاه شوند.‌ این فرآیند اطلاع‌رسانی قاعدتا باید با همکاری نهادهای صادرکننده مجوز سرمایه‌گذاری یا راه‌اندازی واحدهای کسب‌وکار همچون وزارت تجارت و صنایع و انجمن‌ها و تشکل‌های حرفه‌ای فعال در حوزه مشاوره‌های سرمایه‌گذاری همچون کانون مشاوران اعتباری و سرمایه‌گذاری بانکی، جامعه مهندسان مشاور، انجمن مشاوران مدیریت‌ایران و امثالهم صورت پذیرد.
2- رویکرد بخش‌های دولتی به مقوله مطالعات امکان‌سنجی باید اصلاح شود. ‌این امر به ویژه در مورد طرح‌هایی که توسط بخش خصوصی انجام می‌شود، بیشتر اهمیت می‌یابد. در حال حاضر، نحوه درخواست گزارش مطالعات امکان‌سنجی از سرمایه‌گذاران یا متقاضیان اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها در بخش خصوصی به گونه‌ای است که القاکننده نوعی کارشکنی و‌ایجاد مانع در برابر ‌این گروه است. نگارندگان معتقدند که به ویژه در‌اینگونه موارد، بهتر است تصمیم‌گیری و قضاوت درباره انجام پروژه یا سرمایه‌گذاری بر عهده شخص متقاضی گذاشته شود؛ چرا که در عمل مسوولیت عواقب کار بر عهده‌ایشان خواهد بود و عقل و منطق چنین حکم می‌کند که سرمایه‌گذار خصوصی، بیش و پیش از هر شخص و مقام دیگری نگران سرمایه‌ خود است. از ‌این رو به احتمال زیاد می‌توان حدس زد که در صورت بالا رفتن سطح آگاهی عمومی ‌این بخش درباره اهمیت انجام صحیح و اصولی مطالعات امکان‌سنجی، بدون نیاز به قید و بند قانونی، سرمایه‌گذاران یا مجریان طرح‌ها و پروژه‌ها به صورت داوطلبانه اقدام به تهیه چنین گزارشی با هدف حصول اطمینان از نتیجه خواهند کرد.
3- نوع نگاه سیستم بانکی به گزارش‌های مطالعات امکان سنجی و همچنین نحوه تعامل آنها با مشاوران تهیه‌کننده گزارش‌ها باید تغییر نماید. در پاره‌ای موارد مشاوران معتقدند که نحوه برخورد برخی از کارشناسان سیستم بانکی با گزارش‌های مشاوران، خارج از چارچوب‌های تخصصی است و ناخودآگاه این شبهه را‌ ایجاد می‌کند که از دید کارشناسان بانکی، مشاوران رقبایی هستند که عرصه فعالیت را بر همکاران بانکی تنگ کرده اند. در ‌این راستا برای رفع سوءتفاهم‌های احتمالی و در عین حال دریافت درک بهتر از مشکلات و خواسته‌های‌ این دو گروه (سیستم بانکی و مشاوران) مناسب است که مدیران نظام بانکی و سران تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای مشاوران، چاره اندیشی كنند و اقدامات مقتضی صورت پذیرد.

چگونه مي‌توان پتانسیل بازار را برای یک ایده جديد تجاري سنجيد؟

مترجم: رویا مرسلی
آیا مطمئن نیستید که ایده جدید شما در کسب‌وکار موفقیت‌آمیز خواهد بود یا خیر؟ در اینجا شش روش برای آزمودن ایده مورد نظرتان ارائه مي‌شود:


واقعيت را بپذيريم
اغلب کسب‌وکارهای کوچک ظرف 5 سال از زمان شروع شکست مي‌خورند. کسب‌وکارها به دلایل زیادی با شکست مواجه مي‌شوند از جمله عدم مهارت و توانایی صاحب کسب‌وکار یا نداشتن مشتری کافی برای کالا یا خدمات ارائه شده. به عبارت دیگر، بعضا صاحبان کسب و کار استراتژی خود را بر این مبنا بنا مي‌نهند که «وقتی کسب‌وکار ایجاد شود، مشتری خواهد آمد»؛ اما متاسفانه مشتری هرگز نمي‌آید. اخیرا تحقیقی از طرف موسسه بلک باکس سید انجام شده است که نشان مي‌دهد بسیاری از کسب‌وکارهای نو به این خاطر شکست خورده ‌اند که به جای تمرکز بر مشتریان بالقوه، بر محصول تاکید داشته‌اند.
اما جای امیدواری هست که روش‌هایی برای کارآفرینان وجود دارد که از طریق آن مي‌توان با انجام تحقیقات بازار، تقاضای بالقوه برای محصول یا خدماتتان را بدون صرف هزینه زیاد مورد ارزیابی قرار داد.
پرسش سوالات درست
ویکتور کوئگیر به عنوان مشاور بازرگانی، سخنران کسب و کار انگیزشی و نویسنده مجموعه «کسب‌وکاری که مي‌توانید شروع کنید: تشخیص بهترین فرصت‌ها در شرایط رکود اقتصادی» معتقد است، به عنوان اولین قدم برای اندازه‌گیری پتانسیل بازار برای محصول یا خدماتتان، در ابتدا باید از خودتان چند سوال بپرسید. طبق نظر کوئگیر، برخی از این سوالات به شرح زیر هستند:
• آیا محصول یا خدماتی که در ذهن من است نیاز بازار را مرتفع خواهد کرد؟
• مشتریان بالقوه من چه کسانی هستند و آنها را از کجا مي‌توان یافت؟
• رقبای من چه کسانی هستند؟ آیا رقیب مستقیم هستند یا غیرمستقیم؟ محلی هستند یا ملی یا بین‌المللی؟
• وجه تمایز محصول من نسبت به آنچه توسط رقبا عرضه مي‌شود چیست؟
• آیا این محصول در صورت تغییر سلیقه بازار دوام خواهد آورد و آیا قبل از آنکه چرخه عمر محصول تمام شود، دارای مزیت رقابتی هست؟
• آیا قوانین کشور اجازه انجام چنین فعالیتی را مي‌دهد؟
• مصرف‌کننده‌ها محصول مرا با چه قیمتی مي‌خرند و آیا اصلا امکان کسب سود برای من وجود دارد؟
تحقیق از طریق موتورهای جست‌وجو
هرچند ممکن است لازم به یادآوری نباشد، اما استفاده از گوگل و سایر موتورهای جست‌وجو یک روش مؤثر برای اندازه‌گیری ظرفیت بازار برای ایده شما و همچنین اطلاع از وضعیت رقبا به حساب مي‌آید. جسو واکر، به عنوان یک کارآفرین موفق و مدیرعامل شرکت آلتیمت، ایمرجنس مي‌گوید: «شاید باورش سخت باشد، اما شما به راحتی با جست‌وجوی یک کلمه کلیدی در گوگل یا هر نرم‌افزار بازاریابی مشهور دیگری مثل سامورايی یا مجیک بالت مي‌توانید بفهمید که آیا برای ایده شما مشتری هست یا خیر». وقتی نتایج جست‌وجوی آن کلمه در مقابل شما قرار گرفت، روی آن کلیک کنید و به ستون سمت راست صفحه توجه نمایید که نشانگر تبلیغاتی در رابطه با آن موضوع است که برای آن هزینه پرداخت شده است.
و اگر اضافه مي‌کند «روی آنها کلیک کنید و ببینید چه چیزی ارائه مي‌دهند. اگر موردی یافتید، آن مورد همان رقیبی است که با آن روبه‌رو خواهید شد. اگر به صفحه جست‌وجو یا نتایج آن کلمه برگردید و ببینید تعداد مراجعه به این کلمه در روز و در هفته چقدر بوده است، در خواهید یافت که آیا مي‌توانید حداقل یک یا دو درصد از سهم بازار را به دست آورید یا خیر؟»
فیدبک دریافت کنید
دریافت فیدبک مستقیم از طریق تحقیق یا مصاحبه برای جمع آوری اطلاعات، یکی دیگر از روش‌هاي موثر برای اندازه گیری تقاضا یا جذابیت محصول یا خدمات به حساب مي‌آید. طبق نظر ایان آنوویچ، به عنوان مدیرعامل و ريیس سایت
GovernmentAuctions.org (سایتی که درباره مزایده اموال دولتی در تمام کشور اطلاعات در اختیار متقاضیان قرار مي‌دهد)، «آسان‌ترین راه برای آزمودن یک ایده جدید کسب و کار این است که ابتدا برای آن ایده، نظرسنجی جمعی صورت پذیرد. نظرات گروه بزرگی از افراد را که مطمئن هستید عقایدشان واقع بینانه و مفید است را جویا شوید. نظرسنجی جمعی، سریع و آسان است و مي‌توانید به راحتی از آن نقدهای سازنده مثبت و منفی دریافت کنید». برای انجام این کار مي‌توانید از تعداد زیادی از ابزارهای اینترنتی استفاده کنید که راه را برای شما باز مي‌کند تا از نظرات یک جمعیت مجازی با کمترین هزینه آگاه شوید.
نمونه‌هاي آن عبارتند از: UserTesting UsabilityHub,CrazyEgg و Ask Your Target Market.
طبق نظر دیوید سیچارلی، مدیرعامل سایت Voices.com، مي‌توانید یک ویدئو تهیه کنید و در آن از یک فرد حرفه‌ای بخواهید ویژگی‌ها و مزایای محصول یا خدمات شما را نقل کند. سپس آن را در YouTube بگذارید و پاسخ‌ها و کامنت‌هاي مربوط به آن را چک کنید.
اگر ایده شما، تولید یک محصول جدید است، باید آن را به یک کمپانی توسعه محصول مثل Edison Nation بسپارید که در آن، ایده شما را با کمترین هزینه بر مبنای پتانسیلی که در بازار برای آن وجود دارد مورد ارزیابی قرار مي‌دهند.
به عقیده لولو سیدرمن، موسس جیپسی وینگ مدیا که یک موسسه تبلیغات مجازی در لس‌آنجلس است، انجام تحقیق از کسانی که قبلا آنها را مي‌شناسید اشتباه است؛ چرا که آنها نمي‌توانند موضوع را هدفمند ببینند.
انجام فروش، هر چه که باشد
در حالی که صرف وقت در مقابل کامپیوتر برای جست‌وجو و جمع‌آوری اطلاعات مي‌تواند در مشخص كردن پتانسیل محصول یا خدمات شما مفید باشد، اما این واقعیت نیز وجود دارد که با ارزش‌ترین فیدبکی که مي‌توان دریافت کرد این است که آیا یک شخص، بدون در نظر گرفتن آنچه مي‌گوید، واقعا حاضر است برای آن محصول پول پرداخت کند؟ مت‌فرگوسن، ريیس و مدیرعامل شرکت پروگریسو هلث اینوویشن، مي‌گوید: «جالب است که تعداد زیادی از افراد، سال‌ها وقت و صدها هزار دلار را برای موضوعاتی صرف مي‌کنند که مردم «واقعا دوست دارند» بدون اینکه از آنها بپرسند «آیا حاضرند آن را بخرند؟»
پس بهترین راه برای دریافت چنین فیدبکی این است که ابتدا یک مدل اولیه از محصول یا خدمات خود ارائه دهید حتی اگر شده به ساده‌ترین شکل ممکن که بتوانید آن را به خرده‌فروشان، توزیع‌کنندگان یا حتی بازدیدکننده‌هاي نمایشگاه‌هاي صنعتی بفروشید. او مي‌گوید: «من فهمیده‌ام که هیچ روش قطعی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت یک محصول وجود ندارد؛ مگر آنکه انسان از پیله خود خارج شود و شروع به انجام آن نماید».
به این منظور یک اصطلاح نام‌گذاری شده است که به آن محصول حداقلی یا MVP مي‌گویند که اولین بار توسط کارآفرین و وبلاگ‌نویس مشهور اریک ریس مطرح شد. محصول حداقلی یعنی به عنوان مثال، مشتریان در یک وب سایت عملا بتوانند محصول شما را قبل از آنکه وجود خارجی داشته باشد خریداری نمایند. در این صورت، پتانسیل بازار مشخص خواهد بود. اسکات یاتز نیز به همین روش ایده‌ای را که برای شرکت جدیدش BlogMutt.com که سایتی است برای شرکت‌ها وبلاگ تهیه مي‌کند، اجرا نمود. او مي‌گوید: «وقتی دیدیم شرکت‌هایی واقعا حاضرند حتی قبل از آنکه ما یک سایت واقعی داشته باشیم، 79 دلار نقدا برای این خدمات پرداخت کنند، آن زمان متوجه شدیم که کارمان به نتیجه مي‌رسد».
به طور مشابه، مي‌توانید محصول یا خدمات خود را به سایتی مثل Kickstarter.com ارسال کنید و در آنجا از مردم بخواهید که وجهی را برای حمایت از شما به عنوان پیش پرداخت واریز نمایند. مثال بزرگی که در این رابطه وجود دارد، خالق بند ساعت تیک تاک برای سوار شدن روی آی پاد نانو بود. او 942,978 دلار از مشتریانی دریافت کرد که ایده محصول او را از قبل سفارش داده بودند.
انجام عملی کار
جان شولته، ريیس و مدیرعامل «نشنال میل اوردر آسوشیشن» معتقد است که این یک حقیقت است که سرانجام، جست‌وجو فقط مي‌تواند به شما دورنما ارائه دهد. او مي‌گوید: «شاید هیچ‌کس با من موافق نباشد، ولی من دریافته‌ام که هیچ روش قطعی برای اندازه‌گیری موفقیت یک محصول وجود ندارد، مگر آنکه از پیله خود خارج شوید و شروع به انجام آن کار نمایید». او مي‌افزاید: «در بسیاری از مواقع، ممکن است زمان زیادی را برای جست‌وجوی یک موضوع اختصاص دهید.»
منبع: inc.com