شيوه‌هاي توسعه اقتصادي در كشورهاي مختلف

شیلی و لهستان
مايكل تودارو
مترجم: دكتر غلامعلي فرجادي
خصوصی‌سازی، چه چیز، چه موقع و برای چه کسی؟
تا اواخر دهه 1980، توافق گسترده‌ای وجود داشت که عدم‌تعادل به نفع مالکیت بسیار گسترده عمومی در کشورهای در حال توسعه وجود دارد.


ضرورت خصوصی‌سازی برخی سوالات مشکل را مطرح ساخت:
چه کسی باید قادر باشد بنگاه‌های با مالکیت دولتی(1) را خریداری کند؟ آیا هر فردی که وجوه نقد بیشتری دارد؟ آیا مهم است که خریدار شهروند کشور باشد یا یک شرکت چند ملیتی؟ آیا مدیران و کارگران در شرکت یا کشور به طور کلی می‌توانند خریدار باشند؟ آیا برخی روش‌های خصوصی‌سازی از نظر سیاسی آسان‌تر از بقیه است؟ آیا رویکردهای خلاق در تنظیم و تامین مالی موافقت‌نامه‌های انتقال مالکیت، گزینه‌ها را گسترده می‌کند؟ آیا خصوصی‌سازی می‌تواند مجزا از سایر برنامه‌ها به اجرا گذاشته شود یا اینکه باید به عنوان بخشی از راهبرد یکپارچه توسعه تصور شود؟ آیا

ادامه نوشته

بدحسابی دولتی‌ها مهمترین مشکل کسب‌وکار

مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي چهارمين گزارش ماهانه پايش محيط كسب و كار كشور را منتشر و تاکید کرد که «تاخير شركت‌ها و موسسه‌هاي دولتي در پرداخت به موقع بدهي‌هاي خود به پيمانكاران» مهم‌ترين مشکل بنگاه‌هاي اقتصادی ايراني است.
به گزارش دنیای‌اقتصاد، در اين گزارش كه توسط دفتر مطالعات فضاي كسب‌وكار مركز پژوهش‌ها تهيه شده آمده است؛ نتيجه نظرخواهي از عاملين توليد و سرمايه‌گذاران ايراني نشان مي‌دهد از ميان 22 نماگر نمايش‌دهنده وضعيت محيط كسب‌وكار در ايران (عواملي كه در اداره بنگاه‌ها موثرند، اما خارج از كنترل مديران بنگاه هستند)، «تاخير شركت‌ها و موسسه‌هاي دولتي در پرداخت به موقع بدهي‌هاي خود به پيمانكاران» در مردادماه 1389 مهم‌ترين عامل موثر و محدود‌كننده اداره بنگاه‌هاي ايراني بوده است. پيش از اين در دو ماه گذشته مشكلات دريافت تسهيلات از بانك‌ها از نظر پرسش‌شوندگان در اين پيمايش‌هاي ماهانه مهم‌ترين محدوديت برون‌زاي اداره بنگاه‌هاي ايراني بوده است. اين گزارش همچنين نشان مي‌دهد از نظر پرسش شوندگان در اين پيمايش، طي مردادماه 1389، نماگري «ضعف زيرساخت‌هاي تامين برق»، «ضعف سيستم توزيع» و «مفاسد اقتصادي در دستگاه‌هاي حكومتي» نسبت به ماه گذشته بيشتر از بقيه نماگرها بدتر شده‌اند و وضعيت نماگر «موانع تعرفه‌اي تجارت خارجي» نسبت به تيرماه 1389، سهل‌تر شده است. به انضمام گزارش پايش مردادماه، موضوع اخلاق كسب‌وكار و نقش قانون‌گذاران در بهبود آن طي يك مقاله مطرح شده است. مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، در نتيجه‌گيري‌ اين گزارش با بيان اين مطلب كه توسعه اخبار كسب‌وكار از طريق بهبود سرمايه‌ اجتماعي باعث افزايش كارآيي بازار خواهد شد، افزود: در اين راستا قانون‌گذاران مي‌توانند از طريق وضع قوانين در مواردي كه الزام آور كردن اخلاق كسب‌وكار امكان‌پذير است به اين هدف كمك كنند، اما قانون‌گذاري در بسياري از حوزه‌هاي اخلاق كسب و كار امكان‌پذير است، بنابراين براي ارتقاي سطح عمومي اخلاق در اين حوزه‌ها، آموزش و پرورش مهم‌ترين نقش را بر عهده دارد. نهادهاي آموزشي مي‌توانند با آموزش اخلاق مناسب، بيشترين سهم را در توسعه و بهبود اخلاق در فضاي كسب‌وكار داشته باشند.

كليد توسعه اقتصادي

روابط ضعيف، كارآفريني و جامعه بزرگ
منبع: فریمن آنلاین
مترجم: حامد بهشتی
ايسرل كريزنر (Israel Kirzner)، معلم بزرگ من و یکی از پیشگامان بحث مطالعه روند بازار، اغلب می‌گوید که کارآفرینان تمایل دارند به كشف چيزي بپردازند كه به آن علاقه دارند.


به عنوان مثال، يك جراح پلاستيك به احتمال خيلي زياد، به دنبال روش‌هاي جديد و سودآور استفاده از سيستم آموزشي مبتني بر فناوري اينترنت، نيست و به همين ترتيب يك استاد اقتصاد نيز به دنبال كشف يك روش جديد بازارپسند براي استفاده از نيترات نقره جهت درمان پوست نمی‌رود.
درک عمومی این است که جراحان پلاستیک و استادان اقتصاد در دنياهاي مختلف اجتماعی زندگی می‌کنند، اما دقيقا چگونه شرايط محيطي شان، اطلاعات مربوطه را به آنها انتقال مي‌دهد؟ به نظر من پاسخ به اين سوال، ‌مطالب مهمي را درباره ماتريسي كه در آن توسعه اقتصادي و كشفيات كارآفريني جاي گرفته‌اند، بيان مي‌كند.

پيوندهاي قوي و ضعيف
اخیرا در يكي از كلاس‌هايم، به بحث و بررسي در مورد مقاله استحكام روابط ضعيف (The Strength of Weak Ties) از جامعه شناس معروف مارك گرانووتر (Mark Granovetter) پرداختيم. اين مقاله يكي از مقاله‌هاي اصلي و برجسته‌اي است كه به فهم ما در مورد چگونگي عملكرد نظم اجتماعي كمك مي‌كند. از ديدگاه گرانووتر، مردم نه تنها صرفا به صورت اجزايي از يك كل، ‌عمل نمي‌كنند؛ بلكه همچنین تحت تسلط محيط پيرامونشان نيز قرار نمي‌گيرند. آنها در عوض در شبكه‌هاي مختلف اجتماعي، با روابطي كه خواه قوي يا ضعيف هستند محاط مي‌شوند.
بر اساس نظريات گرانووتر، استحكام يك رابطه، احتمالا تركيبي است از زمان، شدت عواطف، صميميت‌ (اعتماد متقابل) و خدمات متقابل كه توصيف‌كننده رابطه است. رابطه بين يك مادر و فرزند و يا بين دوستان بسيار نزديك، نوعا خيلي قوي‌تر از رابطه بين دو همكار و يا دو دوست معمولي است.
اما گرانووتر بيان مي‌كند كه در شبكه‌هاي با روابط قوي، مثل دوستان بسيار نزديك، موارد متعددي وجود دارد كه اعضا به طور يكسان، دانش محدودي در مورد خيلي از مسائل دارند. هر گونه اطلاعات جديد و داراي ارزش بالقوه، اغلب از خارج از گروه وارد مجموعه مي‌شود. كانال‌هاي ورود اين اطلاعات،‌ مي‌تواند روابط ضعيفي باشد كه به صورت يك پل ارتباطي بين شبكه‌هاي مختلف عمل مي‌كند.
گرانووتر به مطالعه نمونه‌اي از اشخاص پرداخت تا ببيند آنها از چه طريقي اطلاعاتشان را در مورد آخرين شغلشان كسب كرده‌اند. او دريافت كه اغلب منابع مهم اطلاعاتي در واقع افرادي بوده‌اند كه روابطشان با آنها خيلي قوي نبوده است، اين مطلب تاييد‌كننده نظريه اوست.
به طور همزمان مالكوم گلادول (Malcolm Gladwell) مقاله‌اي را تحت عنوان تغيير كوچك (Small Change) ارائه و در آن اشاره کرد كه بين افرادي كه قرار است از خودگذشتگي‌هاي بزرگي در قبال يكديگر داشته باشند– مثلا افرادي كه در جنبش‌هاي حقوق مدني در جنوب آمریکا فعاليت مي‌كردند - روابط قوي بر روابط ضعيفي كه بيشتر براي اجتماعات معمولي مثل تجمعات مردم در مبارزات انتخاباتي، كاربرد دارند، ترجيح دارد.

روابط ضعيف و فرآيند بازار
اگرچه استعاره‌هاي جنگي مورد استفاده در كسب و كار زیاد شنيده مي‌شوند – به طور مثال، يك نبرد واقعي در بازار فروش غذاي گربه وجود دارد - مفاهيمي در تجارت واقعي وجود دارند كه كاملا با جنگ متفاوت هستند مثل: صلح‌آميز، مبادله داوطلبانه و ... اگرچه فداكاري و شجاعت براي پايه گذاري يك سرمايه‌گذاري مخاطره‌آميز، مورد نياز است، اما اينها از لحاظ كيفيت با مفاهيمي كه در ميدان نبرد حقيقي كه در آن رقابت به معناي واقعي كلمه (بريدن گلو) در جريان است، كاملا متفاوت هستند. در چنين محل‌هاي خطرناكي، همراهان براي حفظ نظم و انضباط، به پيوندهاي بسيار قوي وابسته هستند.
خريداران و فروشندگاني كه در بازار آزاد فعالیت می‌کنند عموما همه را خیلی کم می‌شناسند یا اصلا شناختی از یکدیگر ندارند. مقاله لئونارد رید به نام I, Pencil را بخوانید.
سلسله مراتب ميان فرمانروايان و تبعيت كنندگان به روابط قوي نياز دارد اما روابط افقي ميان خريداران و فروشندگان، بيشتر به شبكه وابسته است، خصوصا شبكه‌هايي كه به وسيله روابط ضعيف به هم متصل شده‌اند.
بنابراين چرا كارآفرينان تمايل به كشف علاقه‌مندي‌هاي خود دارند؟ بخشی از جواب البته اين است كه،‌ آنها طبق تجربه متوجه می‌شوند يك موقعيت در زمينه كاري آنها چه وقت مي‌تواند يك فرصت سودآور باشد، اما چه چيزي در وهله اول توجه آنها را به سمت آن فرصت جلب مي‌كند؟ يكي از آشنايان و يا دوست يكي از دوستان ممكن است به او بگويد: شخصي به من چيزي گفته كه ممكن است جزو علاقه‌مندي‌هاي شما باشد... به عبارت ديگر روابط ضعيف و شبكه‌هاي اجتماعي متصل، اطلاعات جديدي را به كارآفريناني منتقل مي‌كند كه مي‌توانند تفسير كنند كه اين يك موقعيت سودآور است يا خير.

شبكه‌هاي پويا و اقتصاد آزاد
به علت اينكه توسعه اقتصادي به شدت به روابط ضعيف وابسته است؛ بنابراين مهم است به محيط‌هايي كه آنها مي‌توانند در آن ظهور پيدا كنند، بهاي ويژه‌اي داده شود. در فرآيند بازار، كه در آن عوامل به راحتي از جايي به جاي ديگر منتقل مي‌شوند، اين روابط ضعيف دائما شكل گرفته و مجددا منحل مي‌شوند. اين محيط همان اقتصاد آزاد است: مالكيت خصوصي، پيوندهاي آزاد و حاكميت قانون.
لودويگ فون ميزس (Ludwig von Mises) اقتصاددان بزرگ اتريشي و استاد من، ‌توضيح داد كه به چه علت قيمت‌هاي پولي ناشي از تبادلات آزاد در چارچوب مالكيت خصوصي، براي محاسبه سود و زيان و همچنين داشتن انتخاب‌هاي عقلايي، ضروري و مهم هستند. گرانووتر و تئوری شبکه‌های اجتماعی در جاي خود به خوبي توضیح مي‌دهد که چگونه کارآفرینان به كسب دانشي مي‌پردازند كه آنها را در جهت تفسير اين قيمت‌ها و يا حتي به‌كارگيري قيمت‌هاي پولي در راستاي منافع خودشان، موفق و توانمند مي‌سازد.
اما شكل‌گيري همين روابط ضعيف نياز به اعتماد دارد – اينكه شما قرار است به افرادي اتكا كنيد كه هر لحظه ممكن است امتياز و يا ايده شما را بربايند - به اين علت كه ما درباره شروع ارتباط با افراد و افكاري صحبت مي‌كنيم كه با آنها آشنا نيستيم. خوشبختانه جايي كه اقتصاد آزاد حاكم است، تلاش يك شخص براي بهبود موقعيت خود – به عنوان اصل عملكرد بشر – به شكل يك نيروي مقاومت‌ناپذير در جهت ظهور و بروز اعتماد و رواداری، عمل مي‌كند. تلاش براي كسب سود، مستلزم تحمل اختلافات عميق (به منظور بهره‌گيري از تفاوت‌ها در چارچوب تجارت) و همچنين اعتماد به رفتارهاي ديگران، است. همانطور كه ما براي تجربه کردن غذاهاي عجيب و جديد،‌ مجبور به ترك محل زندگي راحت خود هستيم، به‌كارگيري و پروراندن ايده‌هاي جديد نيز نياز به بالا بردن اعتقادمان دارد. نتيجه اينها مي‌تواند به شكل‌گيري همكاري بي‌سابقه اجتماعي و خلق يك ثروت باورنكردني بينجامد.
روابط ضعيف،‌ مي‌تواند به ساختن جامعه بزرگ كمك بزرگي كند.
درباره نويسنده:
سندي ايكيدا (Sandy Ikeda) استاد اقتصاد در دانشگاه (Purchase College, SUNY) و نويسنده كتاب پويايي‌هاي اقتصاد مختلط در راستاي نظريه دخالت دولت

چه میزان تخفیف بهینه است؟

 

مترجم: فاطمه ابوالحسنلو
منبع: Knowledge@Wharton
در یک قسمت از طنزهای تلویزیونی دهه 1990 به نام «ساینفیلد‌‌،» کرامر‌‌، همسایه لوده جری از وی برای حمل خریدهایش از «کلوب قیمت» به آپارتمانش واقع در شهر نیویورک درخواست کمک مي‌کند. جری با یک نگاه به بسته‌های خرید که شامل بسته‌های ده پوندی نوشیدنی است، مي‌گوید: «چی تو فکرت داری تو نمي‌تونی به تنهايي اينارو تموم کنی». اما کرامر میگه 17 دلار و 50 سنت هرگز نمي‌تونی تصورشو بکنی.


حتی قبل از ‌اينکه فروشگاه‌های کاستکو (يكي از بزرگترين فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي آمريكا و جهان) خرید انبوه را مد بکنند مصرف‌کنندگان آموزش دیده مي‌دانستند که اگر یک قلم کالا را به قیمت روی برچسب آن بخرند، در صورت خرید دو عدد یا بیشتر از همان کالا مي‌توانند تخفیف بگیرند. اما مساله ‌اينجا است شرکت‌هایی که تجربه فروش ‌اين چنینی را ندارند چقدر باید برای کالا یا خدمات خود تخفیف حجمی(فله‌اي) قائل شوند؟ چه قیمتی باعث مي‌شود مشتریان بیشتر بخرند و شرکت بیشترین میزان سود ممکن را داشته باشد.
این مساله موضوع بحث در مدل پیوسته تخفیف حجمی(فله‌اي) مي‌باشد که توسط پروفسور بازاریابی راگورهام لینگر از وارتون و کمال جدیدی پروفسور دانشگاه کلمبیا ارائه شده است. آنها با استفاده از مدل‌های سنتی آنالیز (که نحوه تصمیم‌گیری خریداران را با توجه به ویژگی‌های کالا یا خدمات بررسی مي‌کند) تاثیر کمیت را روی تصمیم گیری اصلاح نمودند. با انجام‌اين کار آنها راهی پیدا کردند که بهترین قیمت تخفیف حجمي‌(فله‌اي) را‌‌، بدون هزینه و زحمتی در فروش آزمایشی یا روش‌های حدس و خطایی نشان مي‌داد. لینگر مي‌گوید: رک و راست ‌اينکه مردم چقدر ...........

ادامه نوشته

آیا می‌دانید چندمين نفر از نظر ميزان درآمد در دنيا هستيد؟!

اگر می‌خواهید بدانید كه از نظر ميزان درآمد در دنیا چندمین نفر هستید حقوق سالیانه خود را وارد کرده و از نتیجه آگاه شويد. با مراجعه به آدرس «www.globalrichlist.com/index.php» و اعلام درآمد سالیانه خود به هر نوع واحد پولی از رتبه خود از نظر میزان درآمد در سطح جهان مطلع شوید

ييد رسمي نقش رشد نقدینگی در افزایش تورم

تاييد رسمي نقش رشد نقدینگی در افزایش تورم

در گزارشی که معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری منتشر کرده‌است، طبق مطالعه‌هاي تجربي انجام گرفته يكي از عمده‌ترين دلايل افزايش تورم در سال‌های اخیر‌، افزايش نقدينگي بوده‌ است.

این گزارش که در آخرین شماره هفته نامه برنامه به چاپ رسیده نشان مي‌دهد که ركود اقتصادي در كنترل تورم كشور موثر بوده است.
بر اساس این گزارش، بررسي كارنامه برنامه چهارم توسعه در حوزه پولي كشور نشان مي‌دهد كه در طول اجراي برنامه پنج ساله چهارم‌، متوسط رشد 20 درصد نقدينگي در طول برنامه هدف‌گذاري شده بود، اين درحالي است كه نقدينگي با رشد 9/15 درصد به 366/1901هزار ميليارد ريال در پايان سال 1387 رسيده است.
اين گزارش مي‌افزايد؛ فشار كنترل رشد نقدينگي در سال گذشته به اندازه 1/2 واحد درصد كمتر از نرخ رشد هدف‌گذاري شده (18درصد) رسيده است. اگرچه كاهش قابل توجه عملكرد رشد خالص بدهي دولت به نظام بانكي و عملكرد رشد بدهي بانك‌ها به بانك مركزي به ترتيب به بيش از 300 واحد درصد و 8/76 واحد درصد و كاهش عملكرد رشد بدهي بخش غيردولتي به نظام بانكي به ميزان 5/23 واحد درصد نسبت به سال 1386 رسيد، اما تنها در سال 87 افزايش عملكرد رشد خالص دارايي‌هاي خارجي نظام بانكي به ميزان 8/17 واحد درصد نسبت به سال 1386، سبب شد كه عملكرد رشد نقدينگي از هدف برنامه در سال 1387 كمتر شود.
عملكرد خالص دارايي‌هاي خارجي نظام بانكي (يكي از پايه‌هاي رشد نقدينگي ) در سال 1387 داراي نرخ رشد 6/28 درصد بوده كه در مقايسه با هدف برنامه‌اي آن در سال مزبور (صفر درصد) بيشتر است، اما به دليل آنكه نرخ رشد عملكرد بدهي بخش غيردولتي به نظام بانكي (يكي ديگر از پايه‌هاي پولي نقدينگي) در سال 1387 در مقايسه با هدف برنامه (3/20درصد) به اندازه 1/8 واحد درصد كمتر بوده است، برآيند تاثير اين دو متغير، اثر تعديلي بر نرخ رشد نقدينگي داشته است.
براساس گزارش رسمي ‌نشريه برنامه ارگان معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس‌جمهوري، عملكرد خالص بدهي بخش دولتي به نظام بانكي با نرخ رشد منفي 6/386درصد به رقم 2/44081- ميليارد ريال در پايان سال 1387 رسيد كه كاهش بسيار زيادي داشته است و در مقايسه با هدف برنامه‌اي آن در سال مذكور (صفر درصد) كاهش قابل توجهي را نشان مي‌دهد. در اين كاهش چشمگير دو عامل نقش كليدي داشته‌اند؛ يكي كاهش رشد بدهي بخش دولتي به نظام بانكي به اندازه 6/5واحد درصد و ديگري افزايش رشد سپرده‌هاي بخش دولتي در نظام بانكي به اندازه 3/6 واحد درصد در مقايسه با عملكرد سال 1386.
اين گزارش مي‌افزايد؛ اگرچه ايجاد نقدينگي با رعايت ساير الزام‌هاي سالم‌سازي اقتصادي و كنترل آن در اقتصاد كشور داراي اهميت بسزايي است، اما طبق مطالعه‌هاي تجربي انجام گرفته يكي از عمده‌ترين دلايل افزايش تورم، افزايش نقدينگي بوده است. از سويي كاهش سرعت رشد اعطاي تسهيلات نسبت به سال‌هاي گذشته براي حفظ سلامت مالي نظام بانكي و نيز مهار رشد نقدينگي به ميزان كمتر از هدف برنامه در سال 1387، در راستاي كنترل تورم صورت گرفته است. معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي گزارش داده كه ركود اقتصادي در كنترل تورم كشور موثر بوده است.
بررسي عملكرد برخي از متغيرها
مهم‌ترين متغير بازار پول، به عنوان فرآيند مبادله‌هاي بازار‌، نقدينگي است؛ نقدينگي در سال 1387 با رشدي برابر با 9/15 درصد به 1901366 ميليارد ريال رسيد كه نسبت به ميزان رشد سال قبل كاهش چشمگير به اندازه 11/8 واحد درصد را نشان مي‌دهد.
طي دوره يادشده، نقدينگي برحسب عوامل موثر بر عرضه آن نشان مي‌دهد كه رشد خالص دارايي‌هاي خارجي نظام بانكي از 8/10 درصد در سال 1386 به 6/28 درصد در سال 1387 افزايش يافته است. هرچند كه سهم افزايش خالص دارايي‌هاي خارجي نظام بانكي در افزايش نقدينگي كه در سال 1386 حدود 8/12 درصد بود، در سال 1387 به ميزان 7/51 واحد درصد رسيده است. اين گزارش مي‌افزايد؛ پايه پولي طي سال 1387، 48 درصد رشد داشت كه نسبت به رشد سال قبل، حدود 17/4واحد درصد افزايش نشان مي‌دهد. يكي از دلايل اين امر رشد خالص دارايي‌هاي خارجي بانك مركزي به ميزان 6/28 درصد در طول سال 1387 بوده است. دليل ديگر افزايش پايه پولي ناشي از رشد بدهي بانك‌ها به بانك مركزي است، به طوري كه رشد اين متغير در سال 1387 برابر با 1/74 درصد بوده است.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ميزان نقدينگي از بعد تقاضا رشد متغيرهاي پول (اسكناس و مسكوك در دست مردم و سپرده‌هاي ديداري بخش غيردولتي) و شبه پول (سپرده‌هاي پس‌انداز قرض‌الحسنه و سپرده‌هاي سرمايه‌گذاري مدت‌دار) در سال 1387 نسبت به سال قبل كاهش داشته است. به طوري كه ميزان رشد پول در سال 1387 معادل 9/1- درصد بود كه نسبت به رشد آن در سال قبل، حدود 1/31 واحد درصد كاهش نشان مي‌دهد.
رشد منفي سپرده‌هاي ديداري
در اين بين رشد منفي سپرده‌هاي ديداري (3/19- درصد) در سال 1387 مهم‌ترين عامل كاهش پول و سهم آن در نقدينگي بوده است. آن هم به نوبه خود از افزايش ايران چك‌هاي صادر شده توسط بانك مركزي و جايگزيني آن با چك‌هاي صادر شده بانك‌ها، ناشي شده است. كاهش رشد سپرده‌هاي قرض‌الحسنه و پس‌انداز و سپرده‌هاي سرمايه‌گذاري مدت دار در سال 1387 به ترتيب برابر با 13 واحد درصد و يك واحد درصد نسبت به سال 1386، موجب كاهش رشد شبه پول به ميزان 6/24 درصد در سال 1387 شده است كه كاهش حدود 4/2 واحد درصد نسبت به سال قبل را نشان مي‌دهد.
نسبت تسهيلات به سپرده‌هاي شبكه بانكي يكي از متغيرهاي مهم در بازار پول و به عنوان شاخص‌ قدرت وام‌دهي نظام بانكي مورد استناد قرار مي‌گيرد. اين نسبت در سال 1387 برابر با 2/87 درصد بود كه نسبت به سال قبل كاهش اندكي در حدود 5/1 واحد درصد را نشان مي‌دهد. بالا بودن نسبت يادشده با وجود كاهش اندك آن در سال 1387، همچنان بيانگر آن است كه نظام بانكي، تناسب لازم بين منابع و مصارف را رعايت نكرده و در اعطاي تسهيلات، احتياط لازم را به عمل نياورده است.

آزادسازی اقتصادی در هند، راه را برای این میلیاردر باز کرد

ميلياردرها

الهام جوادی
گائوتام آدانی میلیاردری هندی و رييس گروه آدانی،‌ یک شرکت تجارت و صادرات پیشتاز در هند،‌ است. وی با ثروت 8/4 میلیارد دلار در جایگاه صد و شصت و هفتم ثروتمندان جهان در سال 2010 قرار دارد. مجله فوربز در سپتامبر سال 2010 آدانی را به عنوان هفتمین فرد ثروتمند در هند معرفی کرد. وی همچنین اولین میلیاردر از شهر احمد آباد است.


گائوتام آدانی در 24 جولای سال 1962 در احمد آباد در هند متولد شد. والدین او شانتیلال و شانتابن آدانی بودند. گائوتام7 خواهر و برادر داشت. والدین گائوتام از شهر تاراد در شمال استان گوجارات به احمدآباد نقل مکان کرده بودند. گائوتام در مدرسه ست ویدایالیا در احمد آباد تحصیل کرد و سپس به دانشگاه گوجارات رفت؛ ولی در سال دوم تحصیل خود در رشته بازرگانی، تحصیل در دانشگاه را رها کرد.
گائوتام آدانی در سن 18 سالگی برای یافتن شغل و گذران زندگی به تنهایی و با سرمایه ناچیز چند صد روپیه به شهر مومبای رفت. وی در این شهر در شرکت ماهیندرا برادرز در شغلی در زمینه دسته بندی و شکل‌دهی الماس مشغول به کار شد. آدانی پس از دو سال کار در این شرکت، زمانی که تنها 20 سال داشت یک مغازه خرید و فروش الماس را در زاوری بازار باز کرد و به این ترتیب توانست برای اولین بار درآمد نسبتا هنگفتی به‌دست آورد.
برادر بزرگتر گائوتام،‌مانسوخبهای در سال 1981 یک کارگاه پلاستیک در احمد آباد خرید و از گائوتام خواست تا آن را اداره کند. این اتفاق اولین گام گائوتام آدانی در ورود به تجارت جهانی بود. وی این کار را با واردات PVC، یک ماده خام کلیدی برای تولید پلاستیک شروع کرد. گائوتام آدانی گروه خود را در سال 1988 و به شکل شرکت کالاهای تجاری در سال 1988 تاسیس کرد و آن را به صنایع انرژی و زیرساخت‌ها گسترش داد.
پس از آزاد شدن اقتصاد در هند،‌ هزینه‌های گمرکی روی کالاهای مختلف به شدت کاهش یافت و به این شکل سود شرکت صادرات آدانی‌ که در آن زمان شرکت اصلی گائوتام آدانی بود به شدت رشد پیدا کرد. به علاوه آدانی با عرضه عمومي‌شرکت نیروی آدانی که مالک 70 درصد از سهام آن بود، توانست 650 میلیون دلار به‌دست آورد.
گروه آدانی هم‌اکنون بیش از 50 شرکت زیرمجموعه دارد که در بخش‌های مختلفی چون تجارت،‌ نیرو،‌ نفت و گاز، زیرساخت‌ها،‌ بندرداری،‌ لجستیک،‌ معدن،‌ کشاورزی، آموزش و پرورش،‌ مراکز تلفن و غیره فعالیت دارند. در حال حاضر بندر وی، بندر موندرا که در غرب هندوستان واقع شده، بزرگترین بندر هند در بخش خصوصی است. به علاوه شرکت آدانی انترپرایز در سال 2009 از سوی مجله فوربز در فهرست 50 شرکت برتر آسیایی قرار گرفت. درآمد گروه آدانی در سال 2010 در حدود 6 میلیارد دلار بوده است. این گروه بیش از ده هزار کارمند دارد و دفتر مرکزی آن در احمدآباد واقع شده است.
گائوتام آدانی با پریتی آدانی،‌یک دندانپزشک و رييس بنیاد آدانی، ازدواج کرده و دو فرزند دارد. پسر بزرگ آنها،‌ کاران، 20 ساله است و در رشته کارشناسی مدیریت در دانشگاه پوردو در آمریکا تحصیل مي‌کند و پسر کوچک آن‌ها ،‌جیت، ده سال دارد. آدانی و همسرش در حال حاضر ساکن احمد آباد هستند. آدانی صاحب دو هواپیمای جت خصوصی است

پروژه بهبود فضای كسب‌وكار، فرصت‌ها و محدوديت‌ها

فريد قادري
پروژه بررسي فضاي كسب‌وكار (Doing Business) (1) در كشورهاي مختلف از سال 2004 در دستور كار بانك جهاني قرار گرفته و معتبر‌ترين مركز اطلاعات وضعيت كسب‌وكار كشور‌ها در سطح بين‌المللي است.

اين طرح كه توسط موسسهIFC، بازوي توسعه بخش خصوصي بانك راهبري مي‌شود، قوانين و مقررات كشورها را با هدف يافتن گلوگاه‌ها، محدوديت‌ها و موانع فعاليت بهينه بخش‌ خصوصي به ويژه در سطح بنگاه‌هاي كوچك و متوسط واكاوي كرده و براساس شاخص‌هايي كه تدوين نموده، اقتصاد كشورها را رتبه‌بندي مي‌كند. به عبارت ديگر هدف اصلي و اوليه در اين بررسي تعيين ميزان سادگي كسب‌وكار بدون توجه به عوامل تاثيرگذار خارجي است. به اين ترتيب تفاوت جدي اين پروژه در مقايسه با نتايج حاصل از بررسي‌هاي موسسات رتبه‌سنجي در ماهيت غير سياسي آن است.
در حوزه بهبود فضاي كسب‌وكار در هر كشور با سه پرسش بسيار ساده و كليدي روبه‌رو هستيم. چرا فعالان اقتصادي در برخي كشورها نسبت به كشورهاي ديگر 1- فعاليت‌هاي اقتصادي را ساده‌تر شروع مي‌كنند، 2- فعاليت خود را ساده‌تر توسعه مي‌دهند و 3- به هنگام ضرورت ساده‌تر به فعاليت خود خاتمه مي‌دهند.
در حال حاضر، اين رتبه‌بندي به تدريج به شاخصي معتبر براي سنجش اقتصاد كشور‌ها تبديل شده و با توجه به ميزان روزافزون استقبال كشورهاي مختلف و همچنين سرمايه‌گذاران از نتايج گزارش‌هاي سالانه، ميزان انتشار اخبار مربوط به آن در رسانه‌هاي بين‌المللي روندي صعودي را طي مي‌كند. ضمن آنكه انتشار سالانه اين گزارش در تغيير محل سرمايه‌گذاري يا استمرار حضور سرمايه‌گذاران در يك اقتصاد موثر بوده است.
همان‌طور كه گفته شد در اين طرح «فضاي عمومي كسب‌وكار» ارزيابي مي‌شود و هدف نهايي آن نمايش چهره هر اقتصاد در تعامل با فعالان اقتصادي به ويژه بخش‌خصوصي است. اطلاعات اين پروژه از طريق تكميل پرسش‌نامه توسط فعالان بخش‌ خصوصي و در برخي مواقع نمايندگان دستگاه‌هاي دولتي تكميل مي‌شود.
جدول زير روند تغييرات رتبه كشور در سطح بين‌المللي و منطقه خاورميانه و شمال آفريقا را براساس گزارش‌هاي سالانه بانك جهاني نشان مي‌دهد (2):

پروژه بهبود فضای كسب‌وكار بررسي يازده شاخص اصلي فعاليت‌هاي اقتصادي را در دستور كار قرار داده كه عبارتند از:
1- شروع كسب‌وكار؛
2- اخذ مجوزها براي ساخت يك انبار تجاري با استاندارد معين؛
3-دسترسي به انرژي الكتريكي (اين شاخص فعلا در رده‌بندي كشورها بي‌تاثير است؛)
4- به كار گيري نيروي كار؛
5-نقل و انتقال اموال غير منقول؛
6- اخذ اعتبارات؛
7- حمايت از سهامداران خرد؛
8- پرداخت ماليات ؛
9- تجارت فرامرزي؛
10- اجراي قرارداد يا كارآيي دادگاه در حل و فصل اختلافات تجاري؛
11- تعطيل كردن كسب‌وكار با تاكيد بر قوانين ورشكستگي .
مهم‌ترين محدوديت‌هاي روش شناسي پروژه
1-‌ فضاي اقتصادي در سطح بنگاه‌هاي كوچك و متوسط ارزيابي مي‌كند در نتيجه به بنگاه‌هاي بزرگ نمي‌پردازد.
2-‌ عموما در محدوده قوانين و مقررات جاري، تعامل بخش خصوصي با دستگاه‌هاي دولتي (شامل همه قوا و نهاد‌هاي عمومي كه در مهم‌ترين امور مربوط به فعاليت بخش‌ خصوصي مداخله قانوني مي‌كنند) را ارزيابي مي‌كند لذا ممكن است برخي از واقعيت‌هاي موجود در ارزيابي‌هاي نهايي منعكس نشود و ممكن است فضاي بيروني موثر بر تصميمات و ارزيابي‌هاي نهايي به خوبي منعكس نشود.
3-‌ روش شناسي پروژه همچنين فضاي بيروني موثر بر تصميمات و ارزيابي‌ها در فعاليت‌هاي اقتصادي مانند فضاي سياسي، فضاي بين‌المللي و ... را بررسي نمي‌كند. البته تدوين كنندگان روش شناسي معتقدند كه از اين موضوع براي ارزيابي دقيق ميزان كارآمدي قوانين و مقررات بهره گرفته‌اند و تلاش كرده‌اند تا اثر عوامل خارجي را به حداقل برسانند.
4-‌ بزرگ‌ترين شهر هر كشور به عنوان جامعه آماري در نظر گرفته شده است. در نتيجه نتايج را نمي‌توان به كل كشور تعميم داد. البته براي رفع اين محدوديت ارزيابي فضاي كسب‌وكار در واحدهاي كوچك‌تر سياسي نيز در دستور كار قرار گرفته كه در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
5-‌براي ارزيابي دقيق، روش شناسي بر تنها يك نوع از اشخاص حقوقي (مثلا شركت سهامي خاص) با ابعاد و اندازه‌هاي مشخص و از پيش تعيين شده مورد بررسي قرار گرفته است. بنابراين ممكن است محدوديت‌هاي ديگر انواع اشخاص حقوقي بررسي نشود.
6-‌پرسش‌نامه‌ها به گونه‌اي طراحي شده كه همه تعاملات فعالان اقتصادي در مواجهه با دستگاه‌هاي دولتي را در فعاليت‌هاي مختلف پوشش نمي‌دهد و (به دليل تنوع و گستردگي فعاليت‌ها) موضوعات با اهميت از نگاه تدوين كنندگان بررسي مي‌شوند.
7-‌در محاسبه زمان انجام مراحل در اكثر مواقع از اظهارات كارشناسان غيره بهره گرفته مي‌شود و در صورت وجود اختلاف بين زمان‌هاي اعلام شده،‌ معمولا عدد «ميانه» به عنوان نتيجه ارزيابي اعلام مي‌شود.
8-‌روش شناسي براين مبنا استوار است كه فعال اقتصادي مفروض از همه قوانين،‌ مقررات و ملزومات مورد نياز براي تعامل با بخش دولتي آگاه است و به هيچ عنوان مايل به اتلاف وقت نيست. علاوه براين همه منابع مالي مورد نياز و مدارك درخواستي را نيز بدون اتلاف وقت ارائه مي‌كند. روش‌شناسي، فعال اقتصادي را «يك شخصيت كامل و آگاه» در نظر مي‌گيرد تا ميزان كارآيي بخش دولتي را ارزيابي كند.
9-‌علاوه بر محدوديت‌هاي فوق، محدوديت‌هايي نيز مختص به ايران ديده مي‌شود. به نظر مي رسد كه برخي از اشخاص حقيقي و حقوقي اطلاعات را به طور دقيق در زمان تكميل پرسش‌نامه‌ها وارد نمي‌كنند و همين امر سبب مي‌شود كه در برخي مواقع اطلاعات غير واقعي و غير‌صحيح (فارغ از مثبت يا منفي بودن آن ) ارائه گردد كه اين كاستي‌ها در چند سال گذشته بارها مشاهده شده است. البته پرسشنامه‌ها به صورت افتخاري تكميل شده و دستمزدي براي تكميل پرسشنامه‌ها پرداخت نمي‌شود.
10-‌ عدم تسلط به زبان تخصصي و ادبيات موضوع نيز در برخي مواقع موجب برداشت اشتباه و در نتيجه ارائه پاسخ‌هاي غلط است.
فرصتي استثنايي:
الزام دولت به پاسخگويي به خود و بخش خصوصي
انتشار نتايج اين گزارش در كشورهاي در حال توسعه به رخدادي منجر شده است كه مي‌بايست آن را الزام دولت به پاسخگويي به بخش خصوصي و خود دولت خواند. تا پيش از انتشار اولين گزارش در سال 2004 به نام گزارش 2005 و سپس ارزيابي كشورها از گزارش 2006 تاكنون، امكاني كه هم اكنون براي فعالان اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه فراهم شده وجود نداشت. اين امكان، فراهم آمدن ابزاري (با هم محدوديت‌هايي كه در بالا به آنها اشاره شد) است كه مي‌توان از طريق آن دولت به چالش كشيد و بخش خصوصي به راحتي توانسته است مطالبات خود را (حتي از چارچوب محدود پروژه) با صدايي رسا بيان كند و از دولت بخواهد كه با همه توان به رفع موانع بپردازد. از سوي ديگر رتبه بندي كشورها از طرف بانك جهاني نيز قراردادهاي احتمالي بخش خصوصي در برخي كشورها را تحت تاثير قرار داده است. بنابراين از اين منظر نيز بخش خصوصي در كشورهاي در حال توسعه از دولت طلبكار است و اين انتظار ايجاد شده است كه دولت مي‌بايست با بهبود اين شاخص‌ها زمينه را براي مذاكرات موفق آنها فراهم آورد.
رتبه‌بندي كشورها و جايگاه آنها به يكي از موثرترين ابزارها براي جذب سرمايه‌گذاران خارجي تبديل شده و كشورهايي نظير مصر، مقدونيه آذربايجان و گرجستان در تبليغات رسانه‌اي بين‌المللي بر ميزان بهبود يا جايگاه خود تاكيد كرده و اصرار دارند كه با بهبود شرايط در چارچوب پروژه كسب‌وكار بانك جهاني، محيط اقتصادي آنها براي فعاليت بخش خصوصي اعم از داخلي و خارجي نيز بهبود يافته است. همين امر به يك رقابت بين مقامات اقتصادي و حتي سياسي در بسياري از كشورها دامن زده است كه مثال بارز آن را مي‌توان در بين برخي دولت‌هاي عربي منطقه خاورميانه اشاره كرد. البته گزارش گروه ارزيابي مستقل بانك جهاني(3) يكي از پيامد‌هاي منفي تاكيد بر بهبود جايگاه كشورها در رده‌بندي بين‌المللي را انجام اصلاحات دستوري در تعدادي از كشورها عنوان مي‌كند.
در سوي ديگر سكه، دولت با يك ارزيابي بيروني از خود مواجه شده و عملا بايد از اجزاي دروني خود بخواهد كه درباره كاستي‌ها و محدوديت‌ها پاسخگو باشند. «نفس مقايسه كشورها با يكديگر» چگونگي و كيفيت تعامل يك دولت با بخش خصوصي نسبت به دولت‌هاي رقيب و همسايه را به چالش مي‌كشد. كمتر دولتي وجود دارد كه تمايل داشته باشد در رده‌بندي‌هاي جهاني از رقباي خود عقب بيافتد.
مزيت‌هاي حاشيه‌اي:
همانطور كه در بند 2 محدوديت‌ها نيز اشاره شد محل وقوع فعاليت اقتصادي بر اساس پرسشنامه‌ها، پرجمعيت‌ترين شهر هر كشور است و براي رفع اين محدوديت‌ پروژه‌اي با نام فضاي كسب‌وكار در سطوح فروملي(4) از دو سال پيش در دستور كار بانك جهاني قرار گرفته كه ايالت‌ها، ‌استان‌ها يا عبارت ديگر حكومت‌هاي محلي در كشورهای مورد بررسي را ارزيابي مي‌كند.
اين موضوع از آن جهت حائز اهميت است كه يك: نتايج اجراي يك قانون مشخص لزوما در نقاط مختلف يكسان نيست و دو: رتبه‌بندي و اعلام نتايج بررسي نشان مي‌دهد كه در كدام يك مناطق يك كشور، فعالان اقتصادي با موانع كمتري روبه‌رو هستند. اين امر نيز سبب تغيير نگاه برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران براي تدوين قوانين و مقررات متناسب با شرايط هر منطقه جغرافيايي در برخي موارد شده است.
بنابراين در يك جمع بندي كلي با هدف تعميم نتايج اين پروژه به اقتصاد ايران، نتايج حاصل از اين پروژه‌ اين امكان را فراهم كرده است تا در سمت بخش خصوصي فرصت‌هاي زير ايجاد شود:
1-‌ بخش خصوصي از بخش دولتي مطالبات جدي و هدف‌دار داشته باشد و اساس اين مطالبات نيز كاستي‌هاي دروني دولت در ابعاد حقوقي و اجرايي است نه عوامل خارج از محيط اقتصادي اعم از سياسي، اجتماعي و حتي بين‌المللي.
2-‌مشخص شود که دولت كه مدعي تلاش براي افزايش نقش بخش غير دولتي است در يك ارزيابي بين‌المللي چه نمره‌ای كسب كرده است.
3-‌بخش خصوصي ايران براي ارزيابي كيفيت تعامل خود با دولت نسبت به همتايان در ديگر كشورها ابزار قابل اتكايي به دست بیاورد.
4-‌فرصتي براي بخش خصوصي ايران به وجود آمده تا قوانين و رويه‌هاي تاثيرگذار بر فعاليت‌هاي خود را متناسب با نياز‌ها و الزامات روز تغيير دهد.
5-‌فرصتي براي تغيير نگاه بخش خصوصي كشور به خود و هدف‌گذاري براي تغيير جايگاه از «پيمانكار دولت» به يك نهاد مستقل و مطالبه‌گر از دولت
ایجاد می‌کند.
اين گزارش براي دولت نيز مزايايي دارد:
1- ‌ارزيابي مجددي از قوانين و مقررات و فرآيند‌هاي داخلي ناشي از اجراي اين قوانين انجام شود. تفاوت اين ارزيابي با ديگر ارزيابي‌ها در اين است كه مي‌بايست از نگاه بخش خصوصي تدوين و اجرا شود. البته بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي فرصت تاريخي اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي در رابطه با اين موضوع نيز بايستي به خوبي مورد توجه قرار گيرد.
2-‌در همكاري با بخش خصوصي، گلوگاه‌هايي كه تا پيش از اين به عنوان امري عادي و حتي ضروري در بدنه دولت ديده مي‌شد، مشخص شده و همين امر موجب طرح گزينه‌هايي براي رفع آنها خواهد شد.
3-‌در تعامل با بخش خصوصي، براي رفع موانع به دليل چارچوب مشخص پروژه، دیدگاه‌هایی در اختيار دولت قرار مي‌گيرد كه حاصل سال‌ها تجربه در بخش خصوصي است و پيش از اين مطرح نشده است.
نكته پاياني
با همه مزايا و كاستي‌هاي پروژه بهبود فضاي كسب‌وكار در سطح بين‌المللي، در مجموع فرصت قابل توجهي براي رفع موانع قانوني، مقرراتي و رويه‌اي در فرآيندهاي تعامل دولت به معناي عام آن با بخش خصوصي فراهم آمده است تا فضاي كسب‌وكار به ويژه براي بنگاه‌هاي كوچك و متوسط كشور فارغ از كلي‌گويي‌هاي كليشه‌اي، در يك چارچوب منسجم و هدفمند ارزيابي و اصلاح شود.

چطور روي 20 درصد امور حياتي خود تمركز كنيد

دكتر شهداد شعباني
اگر به شما بگويم که این امکان را دارید تا از طریق متمركز نمودن وقت و انرژي‌تان بر انجام برخي از كارهايي كه هم‌اکنون نیز در حال انجامشان هستید، زندگي خود را به طرز شگفت‌انگیزی متحول کنید، نتایج بهتری بگیرید، پول بيشتري به‌دست آوريد و از موفقيت‌های بيشتري لذت ببريد، چه خواهیدگفت؟


اين موضوع حقيقت دارد و بر پايه قانون شناخته شده‌اي بنا شده است كه بيش از يك قرن قدمت دارد. با اين وجود، يك مانع ساده و پنهان وجود دارد كه افراد را از به‌كار بردن آن باز مي‌دارد. قانون مذكور مثل يك غار بزرگ پر از گنج مي‌ماند كه ورودي آن نيز به راحتي قابل رويت است، حتي مي‌توان به وضوح طلا و جواهراتي را كه مي‌درخشند و انسان را به سوي خود مي‌كشند، مشاهده كرد؛ اما فقط يك نفر از بين هزار نفر وجود دارد كه وارد مي‌شود و از خود پذيرايي مي‌كند.
متفكر مديريت تجاری جوزف . م. يورن برای نخستین بار اين قانون را بيان كرد و آن را به افتخار اقتصاددان ايتاليايي ويلدردو پارتو كه در يافته بود 80 درصد درآمدها در ايتاليا به جيب 20 درصد جمعيت مي‌رود « پارتو » نام‌گذاري كرد. پس از انجام برخي بررسي‌ها روي ساير كشورها، او متوجه شد كه نحوه توزيع مشابهي در اين كشورها نيز حاكم است (در بعضي كشورها، درآمد حتي در بين درصد كمتري از افراد توزيع مي‌شود). نهايتا مشاهدات وي تبديل به يك قانون عمومي‌در تجارت شد که قانون پارتو نام گرفت. به‌طور مثال« 80 درصد فروش شما مربوط مي‌شود به 20 درصد از مشتريان شما».
قانون پارتو
ممكن است شما قبلا با قانون 20/80 كه به نام قانون پارتو نیز خوانده مي‌شود، مواجه شده باشيد. اين قانون مي‌گويد كه 80 درصد از دستاورهای شما ناشي از 20 درصد تلاش شما است. براي مثال يك كارمند معمولی را در نظر بگيريد، اگر هر روز كاري 8 ساعت باشد، كارمند مذكور عملا تنها يك ساعت و نيم كاري انجام مي‌دهد كه واقعا تولید ارزش مي‌کند. اين همان 20 درصد است و احتمالا شامل تصميم‌گيري درباره يك محصول يا خدمت جديد، ايجاد اولويت‌ها و اهداف جديد، هدايت سايرين به وظايفشان و غيره مي‌شود. 80 درصد بقيه زمان احتمالا صرف بعضي فعاليت‌هاي كم‌ارزش مانند رسيدگي به مكاتبات الكترونيك، شركت كردن در جلساتي كه مستقيما مربوط به او نيستند؛ ولي حضور در آنها جزء سياست‌هاي شركت است، انجام امور كم اهميت اما فوري، رد كردن فروشندگاني كه محصولات يا خدماتي كه ارائه مي‌دهند براي شركت او مناسب نيست و همچنين مكالمات تلفني كه بيشتر غیرکاری هستند.
آيا همكاراني داريد كه 80 درصد وقت شما را مي‌گيرند، اما كمتر از 20 درصد به دستاوردهای شما مي‌افزايند؟ وقتش رسيده كه دسترسي آنها را به خودتان جيره‌بندي كرده و زمان بيشتري را به آنهايي اختصاص دهيد كه ارزش بيشتري به شما انتقال مي‌دهند.
این قانون در مورد محصولات هم صدق مي‌كند. خيلي از شركت‌ها محصولات زيادي ارائه مي‌دهند؛ اما اگر تحليل نمايند، متوجه خواهند شد كه بخش اعظم سودشان حاصل فروش تعداد محدودی از تولیداتشان است که دارای بيشترين فروش يا بيشترين ارزش افزوده هستند. همین‌طور، شركت‌هاي خدماتي ممكن است مشتريان متعددي داشته باشند؛ اما در حقيقت سودشان از تعداد نسبتا اندكي از مشتريانشان به دست مي‌آيد. از سوی دیگر، معمولا 20 درصد مشتريان يا موكلين آنها بانی 80 درصد سوالات زمان‌بر، شكايت‌هاي پيش پا افتاده و تغييرات لحظه آخر هستند و جالب اینکه آن 20درصدی كه بيشترين سود را ايجاد مي‌كنند آن 20 درصدي نيستند كه بيشترين مشكلات را موجب مي‌شوند. تجارت‌هايي كه مشتريان دردسرساز خود را «اخراج» مي‌كنند، ‌متوجه مي‌شوند كه پول بيشتري به سمت آنها روانه مي‌شود و مسلما استرس و تشنج‌كمتري نيز به سراغشان مي‌آيد.
اين قانون حتي در برخي از جنبه‌هاي زندگي شخصي شما هم صادق است. احتمالا شما 20 درصد لباس‌هاي خود را 80 درصد اوقات مي‌پوشيد و 20 درصد فرش‌هايتان در80 درصد زمان‌ها پا مي‌خورند. 80 درصد بحث و جدل‌هاي شما با همسر يا شريك زندگيتان احتمالا درباره 20 درصد كل مسائلي است كه بر سر آنها توافق نداريد (براي اكثريت زوج‌ها اين موضوعات عبارتند از پول و تربيت فرزندان)
حذف 20 درصد منفي
تا اينجا ما كارهايي را بررسي كرديم كه منجر به نتايج مثبت مي‌شدند؛ ولي قانون 20/80 براي نتايج منفي هم صادق است. به‌طور مثال حدود 20 درصد مجرمين 80 درصد جرائم را مرتكب مي‌شوند.
مثالي متعارف از نتايج منفي: يك برخورد با نماينده بي‌نزاكت‌ يا بي‌اطلاع خدمات مشتريان که ممكن است بخش كوچكي از ارتباط ما با يك شركت و محصولاتش باشد، مي‌تواند ديدگاه ما را نسبت به آن شركت تحت‌شعاع قرار دهد. در زندگي شخصي، گاهي كارهايي كه در 20 درصد اوقات يا كمتر انجام مي‌دهيم، 80 درصد ناخشنودي‌هاي ما را به‌وجود مي‌آورد. مثلا يك شخص ممكن است زمان اندكي را براي دعوا و مجادله با همسرش صرف كند و همين زمان كوتاه مي‌تواند دليل بخش بزرگي از ناخشنودي‌هاي او در ساير زمان‌ها باشد.
طبيعتا، در مورد عملكردهاي منفي، ما به دنبال اين هستيم كه آنها را كاهش دهيم نه افزايش، اما در اغلب مواقع بهترين استراتژي آن است كه زمان خود را صرف چيزهايي كنيم كه به ما نتايج مثبت عرضه مي‌كنند و ما را خود به‌خود از نتايج منفي منحرف مي‌سازند. معمولا افرادي كه زندگي پرثمر و لذت‌بخشي دارند، بر فعاليت‌هاي منفي متمرکز نمي‌شوند.
چرا تمركز روي مثبت‌ها اهميت دارد
كاترين دي. كرامر، روان‌شناس و نويسنده كتاب «نگاه خود را به همه چيز عوض كنيد» مي‌گويد كه 80 درصد اوقات ما گرايش داريم مترصد اموري باشيم كه خوب كار نمي‌كنند؛ اما تحقيقات نشان مي‌دهد كه تمركز روي اموري كه به خوبي انجام مي‌دهيم كليد سرعت بخشيدن به پيشرفت است. چرا ما روي منفي‌ها تمركز مي‌كنيم؟ زيرا به ما اين‌طور آموزش داده‌اند. او مي‌گويد تا سن 3 تا 4 سالگي هر كاري مي‌كنيم مورد تشويق بزرگسالان قرار مي‌گيرد؛ اما وقتي به مدرسه مي‌رويم، تمركز به سمت‌ كارهايي مي‌رود كه ما اشتباه انجام مي‌دهيم و اين روش در تمام طول تحصيل ما را همراهي مي‌كند.
اينكه به چه چيزي فكر كنيد، انتخاب خودتان است، پس چه بهتر كه 80 درصد افكار خود را بر روي نقاط قوت خود يعني آنچه كه در زندگي شما خوب كار مي‌كند و آنچه كه در آن پتانسيل خوبي داريد، متمركز نماييد.
چنانچه شما عادت كرده‌ايد كه روي منفي‌ها تاكيد كنيد، مدتي زمان مي‌برد تا اين عادت را تغيير دهيد؛ اما راه‌هايي وجود دارد كه مي‌توانند به شما كمك كنند، سريع‌تر به سمت جهت مثبت‌ حركت نماييد:
•هر روز صبح كه از خواب بلند مي‌شويد، 1 تا 2 دقيقه وقت صرف كنيد تا چيزهايي را در زندگي به خود يادآوري كنيد كه به‌خاطر آنها خشنود هستيد. همچنين به آنچه بيانديشيد كه دوست داريد آن روز براي شما
اتفاق بيفتد.
•در طول روز، وقتي چيزي خوب پيش مي‌رود، لحظه‌اي تامل كنيد تا آن را در ذهنتان ثبت كنيد. اينها حتما لازم نيست موفقيت‌هاي بزرگي باشند. مثلا، ممكن است يك تماس تلفني باشد كه توانستيد با مهارت از عهده‌اش برآييد يا سوال همكارتان كه توانستيد به آن پاسخ دهيد. اين چيزها ممكن است به نظر پيش پا افتاده بيايند؛ اما در نظر بگيريد چطور مسائل پيش پا افتاده منفي در طول روز ذهن شما را درگير مي‌كنند. با توجه كردن به نكات خوب، شما در تفكر خود به يك تعادل دست مي‌يابيد.
•همچنين به كارهاي مثبت و مفيدي كه اشخاص ديگر انجام مي‌دهند، توجه كنيد و زماني را صرف قدرداني از آنها بنماييد. مديران ضعیف تمايل دارند تنها مواقعي را ببينند كه يك زيردست كاري را اشتباه انجام مي‌دهد؛ اما مديران قوی، مي‌دانند كه بهترين راه براي آموزش دادن به افراد، تقويت رفتارهاي مثبت است.
•شب‌ها، به طور مختصر اتفاقات آن روز را مرور نماييد و ببينيد چه درسي از آنها گرفته‌ايد. اگر مشكلي پيش آمده بود، دفعه بعد چطور با چنين مشكلي برخورد مي‌كنيد؟ يك مثال مباني توسعه فردي است كه مي‌گويد: «اشتباه وجود ندارد، اينها تنها تجربه‌هاي آموزنده هستند.»
در حقیقت، تغيير نگرش، مي‌تواند مهم‌ترين جنبه به اجراي قانون20/80 باشد؛ چرا كه تغيير دادن رفتارهاي منفي بدون اينكه ابتدا در نگرش خود تغيير ايجاد كنيم، دشوار است. حال بياييد ببينيم براي تقويت توربيني زندگي‌ خود با استفاده از قانون 20/80 چه مي‌توان كرد.
20 درصد ارزشمند كاري شما چيست؟
لحظه‌اي فكر كنيد تا دريابيد قانون 20/80 چطور در زندگي كاري شما اجرا مي‌شود. بررسي كنيد و ببينيد ثمربخش‌ترين فعاليتي كه در طول يك هفته كاري انجام مي‌دهيد، چيست؟
حالا تخمين بزنيد كه حقيقتا چقدر زمان صرف انجام آن فعاليت مي‌كنيد. من اين سوال را براي مديران، هنرمندان، مجريان، معلمان و پزشكان مطرح كردم و اغلب آنها پاسخ دادند كه تنها 10 تا 20 درصد زمان خود را به انجام سودمندترين و موثرترين كارشان مي‌پردازند. طبيعتا اين بدان مفهوم است كه بيشترين اوقات آنها صرف اموري مي‌شود كه ارزش كمتري توليد مي‌كنند.
بنابراین، به‌خوبی مي‌توان دریافت که چرا اکثر مردم هيچ‌گاه به بالاتر از حد متوسط نمي‌رسند، زیرا اغلب آنان در حال هدر دادن وقت ارزشمندشان هستند. مفاهيم قانون 20/80 ساده هستند. اگر شما بتوانيد زمان بيشتري را صرف آن20 درصد فعاليت‌هاي كليدي بكنيد، بازده بسيار بيشتري خواهيد داشت (و در نتيجه به پول و نتایج بيشتري دست پيدا مي‌كنيد).
مي‌توانيد قانون 20/80 را در محيط كاري خود به كار بنديد. آيا وسايلي را كه 80 درصد مواقع لازم داريد (ماشين دوخت، چسب، پوشه‌هاي پروژه‌هاي در دست اقدام، و غيره) در دسترستان هستند يا اينكه ميز شما انباري است از وسايلي كه كمتر از 20 درصد اوقات استفاده مي‌كنيد؟ پس وسايلتان را براساس نيازتان مرتب كنيد.
فرآيند اجراي قانون 20/80 نيز به همين سادگي است: آن 20 درصد فعاليت با ارزش خود را شناسايي كرده و بيشتر انجام دهيد. بنابراین، تکرار مي‌کنم : «آن 20 درصد فعاليت‌های با ارزش خود را شناسايي كرده و آنها را بيشتر انجام دهيد.»

ثروتمندترین ایرانی جهان

ميلياردرها

الهام جوادی
پیر امیدیار بنیانگذار و رییس ایرانی-آمریکایی سایت حراج ای‌بی است و با ثروت 2/5 میلیارد دلار صد و چهل و هشتمین میلیاردر جهان است.


وی این شرکت را در سال 1995 تاسیس کرد. پیر مراد امیدیار در 21 ژوئن سال 1967 در پاریس متولد شد. پدر و مادر او ایرانیانی بودند که برای تحصیل به خارج از کشور رفته بودند. مادر او الهه میرجلالی امیدیار مدرک دکترای زبانشناسی خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده بود و پدرش یک جراح بود. خانواده پیر زمانی که او 6 ساله بود به آمریکا مهاجرت کردند و پیر در واشنگتن بزرگ شد. وی در ۱۴ سالگی با نوشتن دومین برنامه رایانه‌ای برای کتابخانه مدرسه پا به دنیای بیتها گذاشت. امیدیار به دبیرستان سنت اندرو در مریلند رفت و در سال 1984 فارغ‌التحصیل شد. وی سپس به دانشگاه تافتز رفت و در سال 1988 با مدرک علوم کامپیوتر از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. امیدیار کمي ‌بعد برای کار به شرکت کلاریس، یکی از شرکت‌های زیرمجموعه شرکت اپل رفت. او در این شرکت برای نوشتن برنامه مک همکاری مي‌کرد. وی در سال 1991 یکی از افرادی بود که شرکت توسعه اینک، یک شرکت نرم‌افزاری، را تاسیس کردند. این شرکت بعدها تبدیل به یک شرکت تجارت الکترونیک شد و به ای‌شاپ تغییر نام پیدا کرد.
پیر امیدیار زمانی که 28 ساله بود در یکی از تعطیلات خود یک برنامه کامپیوتری نوشت که نهایتا تبدیل به یک سوپربرند اینترنتی به نام سایت حراج ای‌بی شد. او كه در زمينه برنامه‌نویسی کامپیوتری تخصص داشت در اتاق‌نشيمن خانه‌اش چند سايت اينترنتى را تحت يك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره مي‌كرد.
امیدیار در یکی از تعطیلاتش تصميم گرفت جايى را براى برگزارى حراج در اينترنت شكل دهد. وى اين كار را انجام داد و آن را «حراج شبكه» ناميد. براى آنكه كارآيى سايت خود را امتحان كند يك دستگاه سوراخ كن ليزرى را كه ايراد فنى هم داشت به حراج گذاشت. دو هفته بعد اين دستگاه به قيمت ۱۴ دلار حراج شد. به اين ترتيب اولين كالا در اين سايت حراج شد و رسما سايت مذكور آغاز به كار كرد. این سايت تا مدتى با همان نام «حراج شبكه» فعاليت مي‌كرد اما در سال 1997 به ای‌بی تغییر نام پیدا کرد. ايده تشكيل اين سايت به گفته خود اميديار خيلى ساده و البته ايده‌آليستى بود: «از طريق اينترنت مي‌توان بازارى كامل و جامع ايجاد كرد كه در آن وضعيت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد».
در ابتدا خدمات این سایت رایگان بود، اما برای پوشش هزینه‌های تامین خدمات اینترنتی شروع به دریافت وجه کرد. در مدتى کوتاه افراد بسیارى فروشنده و خریدار براى اقلام لیست شده روي سایت پیدا شدند. به تدریج تعداد کاربران این سایت زیاد شدند و معاملات بسیارى از طریق آن صورت گرفت. امیدیار برای شرکت افراد در حراج مبلغ بسیار کمي‌ بین 25 سنت تا 2 دلار دریافت مي‌کرد و همچنین درصدی از هر معامله به او می‌رسید. به این شکل ای‌بی تعامل فروشندگان و خریداران را بسیار ساده‌تر کرد. امیدیار پس از 9 ماه از شروع کار ای‌بی شغل خود را در شرکت جنرال مجیک رها کرد تا به شکل تمام وقت روی ای‌بی کار کند.
در حال حاضر ای‌بی در حدود 15500 کارمند دارد. درآمد آن در سال 2009 درآمدی بیش از 72/8 میلیارد دلار و درآمد خالصی در حدود 39/2 میلیارد دلار برآورد شده بود. ای‌بی در سال 2009 بیش از 84 میلیون کاربر داشت.
پیر امیدیار و همسرش همانند بيل گيتس و همسرش اعلام كرده‌اند كه قصد دارند طى سال‌هاى آينده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها اعلام کرده‌اند تا بيست سال آينده به جز يك درصد از ثروتشان بقيه آن را خرج مي‌كنند. امیدیار در حال حاضر 3 فرزند دارد و ساکن هونولولو در‌هاوایی است

معجزه اقتصادی: آلمان پس از جنگ

مترجم: یاسر میرزایی
منبع: موسسه آدام اسميت
مساله: مقررات پس از جنگ
* چگونه می‌توان اقتصادی را که با دخالت‌های ریز و درشت دولت دست به گریبان است، اصلاح کرد؟

راه‌حل: آنها را پس بزنید
* چرا از دولت پس از جنگ کنراد آدنائر پیروی نمی‌کنید که تا حد امکان هر چه مقررات غیرضروری بود را دور ریخت؟
نتایج: معجزه اقتصادی
سیاست‌های رادیکال جدیدی که از سوی دولت دموکرات مسیحیِ پس از جنگ آدنائر اتخاذ شد، اقتصاد خشک پیشین را تغییر داد. بین سال‌های 1951 تا 1960، اقتصاد آلمان فدرال از نظر اندازه دو برابر شد.
اقتصاد پیش از جنگ تحت تسلط کارتل قیمتی بود. در آلمان وایمر[دولت آلمان بین سال‌های 1919 تا1933] حداقل 2100 کارتل تا سال 1930 تاسیس شد. در زمان حکومت‌ نازی‌ها، آزادی اقتصادی بسی بیشتر تحت فشار بود. در سال 1938 دقیقا 50 درصد صادرات آلمان تحت نظارت کارتل‌ها بود. پس از جنگ جهانی دوم، کارتل‌ها از بين رفت، اما شکل‌های .............

ادامه نوشته

علامت تجاری، از آغاز تا امروز

 

رضا صمدی
علامت تجاری يك محصول از نظر مصرف‌كنندگان جزو مهمي از كالا است و تعيين علامت تجاري به فايده و ارزش كالا مي‌افزايد.


براي مثال مصرف‌كنندگان يك بطري ادكلن، با علامت تجاري معروف را به عنوان كالايي گران‌قيمت و با كيفيت تلقي مي‌كنند، اما اگر همين بطري، فاقد علامت تجاری باشد، حتي در صورتي‌كه عطر مشابهي هم داشته باشد، كالايي با كيفيت پايين تلقي خواهد شد.
علامت‌هاي تجاري خوب از امتياز مصرف‌كننده برخوردارند. امتياز مصرف‌كننده بدان معني است كه مشتريان نسبت به علامت‌ها وفاداري نشان مي‌دهند. تعداد قابل توجهي از مشتريان، حتي در صورتي كه كالاهاي جانشين ديگري با قيمت‌هاي پايين‌تري در بازار عرضه شود، متقاضي همين علامت‌های تجاري خواهند بود و كالاهاي جانشين را نخواهند پذيرفت. به‌عبارت ديگر، شركت‌هايي كه داراي علامت‌های تجاري معتبر مي‌باشند، عملا در مقابل استراتژي‌هاي تبليغاتي رقبا، بيمه شده‌اند.
علامت تجاري را فيليپ کاتلر به‌صورت خلاصه چنين تعريف مي‌کند؛ يک نام، عبارت يا اصطلاح، نشانه، علامت، نماد، طرح يا ترکيبي از آنها است که هدف آن معرفي کالا يا خدمتي است که يک فروشنده يا گروهي از فروشندگان عرضه مي‌کنند و بدين وسيله آنها را از محصولات شرکت‌هاي رقيب متمايز مي‌نمايند.
کلمه علامت تجاری زندگیش را به‌عنوان اسم، در زمان نوردیک‌های باستان (ساکنان قدیمی اسکاندیناوی) آغاز کرده و به تدریج به فعل تبدیل شده‌است. هزاران سال قبل کشتی‌سازان وایکینگ کشتی‌هایی را که می‌ساختند نامگذاری می‌کردند. نام‌گذاری همچنین در زمان‌های قبل برای علامت‌گذاری احشام به منظور اظهار مالکیت آنها استفاده می‌شده است. آنها طرح‌هایی را روی پوست حیوانات داغ می‌کردند. این داغ نهادن به زودی تبدیل به سمبولی برای مالکیت شد، چرا که خریداران احشام عاقبت به نام و نشان به‌عنوان اطمینان از کیفیت نگاه کردند. خریداران دریافته بودند كه هرگاه گاوی را با علامت دایره و ضربدر بخرند چاق خواهد شد یا علامتی با دو خط، معرف گاو استخوانی و لاغر بود. این علائم، خصیصه‌ها و شهرت صاحبان احشام را انتقال می‌داد، مثلا قدرت و سلامتی آنها را.
سفال‌گران مصری نیز برای شناسایی آجر و کوزه‌های خود از نام و نشان استفاده می‌کردند. برای مثال یک سفال‌گر از طریق گذاشتن اثر انگشت خود یا هر نشانه دیگری روی گل رس- در انتهای ظرف ساخته شده- محصول خود را نشانه‌گذاری می‌کرد.
در زمان روم باستان، صنعتگران محصولات خود را امضا یا به هر طریق دیگری علامت‌گذاری می‌کردند و این کار به مصرف‌کنندگان کمک می‌کرد تا محصولاتی را که دوستانشان پیشنهاد می‌کردند، شناسایی کنند (قدرتمندترین شکل تبلیغات) یا محصولی را که قبلا امتحان کرده و از آن رضایت داشتند، مجددا خریداری کنند. بنابراین کارکرد واقعی علامت تجاری برای آنان به‌ عنوان یک عامل تسهیل کننده
انتخاب بود.
در قرون وسطی شهرت بازرگانان و مشتریان راضی، کیفیت کالا را تضمین می‌کرد. کلیسا هم برای تایید دو شکل از دارایی‌های معنوی که یکی محصول و طراحی آن و دیگری شهرت تولیدکننده یا فروشنده محصول بود، دو دادگاه برای برخورد با مشکلاتی که از این دو شکل دارایی‌های معنوی به‌وجود می‌آمد، تشکیل داد و حق برخورد با خدشه‌دار کردن شهرت را برای خود محفوظ نگه داشت. در واقع خدشه‌دار کردن شهرت تجاری فرد یک گناه محسوب می‌شد.
تنها در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی بود که استفاده از علامت تجاری به عنوان وسیله پیشرفته‌ بازاریابی تکامل پیدا کرد. انقلاب صنعتی و سیستم‌های جدید ارتباطی این امکان را برای شرکت‌ها به‌وجود آورد تا علامت تجاری خود را در مناطق گسترده‌تری تبلیغ کنند.
در اواخر قرن نوزدهم کامیون‌ها، در حالی‌که مملو از انواع مختلف و شناخته شده‌ دارو بودند به حومه شهرهای آمریکا حرکت کردند. این داروها اگر چه محتویات نسبتا یکسان داشتند، اما نقش آنها در موفقیت علامت‌های تجاری غیرقابل اغماض است. تنباکو و داروهای انحصاری روندها را تعیین می‌کردند. به تدریج نام‌های تجاری به جای محدود ماندن در قیمت پایین و توزیع محلی، جهش بزرگی را به سمت کالاهای با کیفیت در بازارهای انبوه انجام دادند. فرآیند تولید و بسته‌بندی بهبود یافت و تبلیغات بسیار زیاد شد. تغییراتی هم در قانون علامت تجاری ایجاد شد، اما با وجود اینكه علامت تجاری گسترش یافت، مدیریت آن به همان شکل ثابت ماند و مالکان و مدیران شرکت‌ها مسوولیت آن‌را به عهده داشتند.
در دوره بعد از جنگ جهانی اول علامت‌های تجاری در جایگاه واقعی خود قرار گرفتند. تبلیغات به‌طور روز افزون افزایش یافت و تحصیل نام‌های تجاری با موفقیت انجام شد. در این دوره مصرف‌کنندگان، فورد را می‌خواستند نه وسیله حمل‌ونقل موتوری. آنها بیشتر از سیرز خرید می‌کردند تا جاهای دیگر. کم‌کم شرکت‌ها شروع کردند به تملک تعدادی از علامت‌های تجاری که قادر بودند به‌صورت انبوه تولید، توزیع و فروخته شوند. پیچیدگی، تقسیم کار وظیفه‌ای را تشویق می‌کرد. جدایی وظایف تولید، بازاریابی و فروش از یکدیگر به‌شدت تشویق می‌شد.
هنری فورد معتقد بود مدیران باید به‌صورت مجزا کار کنند تا مشکلات همکاران آنها دامنگیرشان نشود و به راحتی روی کاری که برای آن استخدام شده‌اند تمرکز کنند. در آن زمان جنرال موتورز متشکل از شرکت‌هایی بود که هشت مدل آنها با هم و نیز با فورد رقابت می‌کردند. مدیر جنرال موتورز تصمیم گرفت مدل‌ها را به پنج مدل کاهش دهد (پونتیاک، الدزموبیل، کادیلاک، بیوک و شورولت) و هر یک را متمرکز بر روی بخش خاصی از بازار کند، اما فورد هم‌چنان معتقد به جدایی وظایف و تولید انبوه یک مدل بود. در سال 1925، جنرال موتورز با سازمان‌دهی جدید و تعهد به تغییرات سالانه در مدل‌ها، شرکت فورد را به زیر کشید. حالا همه می‌دانستند کسی که سوار بر پونتیکاک است چه شخصیتی دارد.
در سال 1931 پراکتر اند گمبل در سازمان‌دهی وظیفه‌ای یک مرحله جلوتر رفت و وظیفه جدیدی را تعریف کرد؛ مدیریت نام تجاری. پراکتر اند گمبل معتقد بود که با داشتن نام‌هایی چون صابون‌های حمام آیوری و کامی بهترین راه برای سازمان‌دهی آنها این است که مسوولیت هر علامت تجاری به فرد مشخص داده شود؛ مدیر نام تجاری. این عمل در دهه پنجاه فراگیر شد.
در دهه شصت تبلیغات تلویزیون به‌عنوان یکی از وسایل (شاید وسیله اصلی) ارتباطات بازاریابی ظهور کرد. تاکید بر ارزش‌های تولید محصول، جای خودش را به علامت تجاری داد و در دهه هفتاد نام تجاری دروازه‌ای برای ورود به انواع ویژه‌ای از سبک زندگی شد. رویکرد سبک زندگی، متمرکز بر تمایز مصرف‌کننده بود.
در دهه هشتاد گسترش جهانی شدن تجارت بر علامت تجاری نیز اثر گذاشت. ایجاد نام‌های تجاری جدید به‌صرفه نبود. بنابراین شرکت‌ها به سمت نام‌های تجاری جهانی شرکتی رفتند تا بتوانند دامنه محصولاتشان را پوشش دهند.
علامت‌های تجاری عصر ما نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در پیشرفت علامت تجاری آهنگ سریع‌تری نسبت به همتایان اروپایی داشتند که این مساله ممکن است تا حدودی به‌خاطر موقعیت جغرافیایی باشد. شرکت‌های آمریکایی بازار ملی همگن بسیار گسترده‌ای داشتند، ولی اروپایی‌ها نه.
در حالی‌که شرکت‌های آمریکایی فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی وسیعی را در آمریکا و سایر کشورهای انگلیسی زبان انجام می‌دادند، اروپایی‌ها تازه یاد می‌گرفتند که با فرهنگ‌های مختلف (با اختلاف جزئی) کشورهای خاص انطباق ایجاد کنند.