شيوهاي براي پيشبيني روند بازار
رامبد درگاهی
هنگامی که مدیران ارشد به توسعه محصول میاندیشند، تنها در آرزوی یک چیز هستند: ایجاد یک جریان دائمی از تولید Breakthrough Products (محصولاتی که شرکتها را قادر میسازد به سرعت رشد کرده و حاشیه سود بالایی بهدست آورند). مدیران، اهداف بلندپروازانه خود را بر اساس این محصولات تعیین میکنند؛
محصولاتی که تا چند سال گذشته در بازار وجود نداشته و حجم بالایی از فروش آینده را شامل خواهند شد. متاسفانه بخشهای توسعه محصول در شرکتها صرفا درصدد توسعه خط تولید و بهبود محصولات و خدمات فعلی به صورت فزاینده (مرحله به مرحله) هستند؛ اما آنها از اینکه در دنیای کنونی تغییرات زیادی به سرعت در حال رخ دادن است، غافل هستند؛ بنابراین این استراتژی به جای رشد و پیشرفت شرکت منجر به رکود آن میشود.
در اینجا این سوال پیش میآید که چرا شرکتها و توسعه دهندگان محصول، نمیتوانند محصولات نوآورانهای را که به سرعت بتواند در بازار نفوذ کند ارائه دهند؟ شاید دو دلیل عمده این مشکل به این صورت باشد که اولا، شرکتها انگیزه زیادی برای كسبسود در کوتاه مدت دارند؛ اگرچه شرکتها برای رشد و سود آینده نیاز به محصولات و خدمات جدید دارند، باید به سود کنونی خود نیز توجه داشته باشند که این امر باعث میشود محصولات فعلی خود را با اعمال تغییراتی پلهای بهبود بخشیده و روانه بازار کنند. دوم اینکه توسعهدهندگان محصولات، به درستی نمیدانند چگونه میتوان محصولی جدید به شکلی نوآورانه ایجاد کرد؛ زیرا معمولا سیستمی موثر برای هدایت تلاشهای صورت گرفته در این راستا وجود ندارد. برای مثال این مشکل برای شرکت 3M، که مدتها به عنوان مبتکر محصولات جدید شناخته شده بود، به وجود آمد.
رشد و سود شرکت 3M تا اواسط دهه 1990 از محصولاتی بهدست میآمد که حاصل ایجاد تغییر در محصولات فعلی شرکت بود و کمتر نوآوریهای چشمگیری در ارائه محصولات دیده میشد. البته میزان تقاضا و بازگشت سرمایه این نوع محصولات باعث میشد شرکت کمتر روی محصولات نوآورانه تمرکز داشته باشد. بعد از این دوره، مدیریت هدفی را تعیین نمود: «30 درصد از فروش شرکت ........
این وبلاگ در راستای افزایش دانش کارآفرینی در بین جوانان ایران زمین بنا نهاده شده است امیدوارم بتوانم با کمک دوستان در افزایش خودباوری در بین جوانان و ایجاد فکر و اندیشه موثر باشم