شرط بقاي شركت‌ها در دنياي جديد

ضرورت مدیریت ریسک در حوزه فن‌آوری اطلاعات
شیرین مریداسعدی *
امروزه استفاده از تکنولوژی اطلاعات به عنوان شرط لازم برای مدیریت موثر شرکت‌ها و افزایش قابلیت رقابت آن‌ها محسوب می‌گردد.


بکارگیری سیستم‌‌های اطلاعاتی و اتوماسیون فعالیت‌های سازمان، فرآیند‌هایی پرکار و مفید می‌باشند که همراه با مجموعه‌ای از ریسک‌ها و شرایط نامعین هستند.
برای حل مجموعه مشکلاتی که مدیران پروژه‌‌های IT با آن مواجه می‌شوند صلاح است که از سیستم‌‌های مدیریت ریسک که در خود شامل مجموعه‌ای از فرآیند‌های سازمانی، استانداردها، نمونه‌‌های اسناد و رویه‌ها و روش‌هایی برای مدیریت ریسک می‌باشند استفاده كنند.
در روسیه با توجه به شکوفایی اقتصاد، آمادگی صرف هزینه‌‌های زیادی بر روی IT وجود دارد. هر روزه تعداد بیشتری از مدیران پروژه ضرورت به کارگیری سیستم‌‌های IT را درک می‌کنند که در این شرایط، ضرورت استفاده از مدیریت ریسک بیشتر ظاهر می‌گردد.
در سال‌های اخیر بسیاری از صنایع داخلی به صورت قابل‌ملاحظه‌ای رشد داشته‌اند برای مثال در صنایع هوایی، ماشین‌سازی، انرژی، بخش نفت و گاز، متالوژی و... بیشترین علاقه برای استفاده فعال IT مشاهده می‌شود.
نکته شایان توجه این است که اکنون دیگر امکان سرمایه‌گذاری برای پروژه‌‌های بزرگ IT مختص شرکت‌های بزرگ نمی‌باشد. در بسیاری از شرکت‌ها متناوبا سهامداران عوض می‌شوند و با توجه به اینکه در بعضی مواقع مالکان شرکت‌ها را سرمایه‌گذاران اروپایی تشکیل می‌دهند، خیلی از شرکت‌ها به حیطه شرکت‌های تجاری صنعتی و گروه‌های صنعتی - مالی وارد شده‌اند. به این ترتیب مسائل جدید مدیریتی ظاهر گردید:‌گذار به سیستم جدید برنامه‌ریزی تجاری و گزارش‌دهی مالی، تامین شفافیت اطلاعات برای سرمایه‌گذاران، سهامداران و شرکا. به این ترتیب در مجموع می‌توان گفت که‌گذار به استاندارد‌های جدید مدیریت، به شرایط و چگونگی بازار کنونی پاسخ می‌دهد.
فرآیند مدیریت ریسک را می‌توان به طور مشخص، اقدامات حقیقی و لازم برای تحقق موفقیت‌آمیز پروژه‌‌های IT تعریف نمود. در شرایطی که بازار در حال توسعه می‌باشد و تقاضا برای خدمات IT وجود دارد، فروشندگان این خدمات باید کیفیت بالای این خدمات را از طریق کنترل و محاسبه ریسک‌های ممکن تامین کنند. موارد ذیل اشاره به ریسک‌هایی دارند که اغلب مانع از ایجاد پایه‌های لازم برای پیشرفت IT می‌شود:
عدم درک نقش سهامداران و جایگاه تکنولوژی اطلاعات، تردید در بازپرداخت پروژه‌‌های IT، درجه پایین آمادگی افراد برای استفاده از تکنولوژی‌های جدید و در مواردی نادر، زیربنای ضعیف.
سیستم‌های اطلاعاتی جدید، مجموعه راه‌حل‌های جامع و ترکیبی و روش به کارگیری آن‌ها را ارائه می‌دهد که قاعدتا سرمایه‌گذاری قابل‌ملاحظه‌ای را از سوی شرکت‌ها می‌طلبد. سیستم‌های تکنولوژی اطلاعات، مجموعه کاملی از امکانات و وسایل برنامه‌ای و فنی می‌باشد که برای تجزیه و تحلیل، حفاظت و پردازش داده‌‌ها استفاده می‌شوند. ابزار تجزیه و تحلیل که جزو سیستم‌های IT می‌باشد، این امکان را می‌دهد که با سرعت بالایی حجم وسیعی از اطلاعات را پردازش نمود و بر اساس نتایج دریافتی، اقدامات اصلاحی را طبق شرایط معمول انجام داد.
سیستم‌های اطلاعاتی نوین، تاثیر زیادی بر روی فرآیند‌های شرکت‌ها دارد، بنابراین هر تغییری بر ساختار اطلاعاتی، تاثیری مستقیم یا جانبی بر روی همه فعالیت‌های شرکت می‌گذارد. چنین شرایطی تا حد زیادی تجزیه و تحلیل به کارگیری موثر IT را دشوار می‌سازد، چون خیلی دشوار است که تاثیر تکنولوژی اطلاعات را بر عملکرد شرکت به عنوان یک متغیر مستقل تفکیک نمود.
در ذیل به چند نمونه از موارد خاص که از دیدگاه نویسنده از مهم‌ترین عوامل بروز ریسک در تحقق پروژه‌‌های IT می‌باشد، اشاره می‌گردد:
1. عدم آمادگی ریاست برای اعمال تغییرات در فرآیند‌های تجاری شرکت و ساختار سازمانی؛
2. ذینفع نبودن مدیران بخش‌های اصلی؛
3. تغییر مدیر پروژه در خلال تحقق پروژه؛
4. عدم مهارت کافی مدیر پروژه؛
5. عدم وجود متدولوژی روشن و کامل این فرآیند.
با استناد به عوامل فوق، مدیریت ریسک پروژه برای به‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی، نرم‌افزار، تکنولوژی حفاظت اطلاعات، تکنولوژی‌های شبکه‌ای که ارتباطات و سیستم‌های اطلاعاتی را تامین می‌نمایند باید تمام ریسک‌های ممکن را از پیش شناسایی کند و مجموعه اقداماتی را برای گریز از مشکلات جدی ناشی از آن‌ها در زمان تحقق پروژه در نظر گیرد.
موفقیت پروژه‌‌های IT به عوامل زیادی بستگی دارد، ولی از بین آن‌ها می‌توان به سه عامل اصلی، زمان، کیفیت و منابع اشاره نمود.
مهم‌ترین وظیفه سرپرست پروژه IT با توجه به بودجه و زمان در نظر گرفته شده برای پروژه، تامین کیفیت مورد نظر به بهترین نحو ممکن است. به همین دلیل ریسک‌های اصلی که قاعدتا بر روی هر پروژه IT تاثیر می‌گذارند شامل عدم رعایت مدت زمان انجام پروژه، افزایش قیمت و عدم رعایت پارامتر‌های کیفیت هستند، ولی مهم‌ترین عامل بروز این ریسک‌ها به خصوص در پروژه‌‌های IT، آماده نبودن شرکت برای اجرای پروژه‌‌های مشابه می‌باشد.
وقتی در مورد اجرای پروژه‌‌های IT صحبت می‌شود لازم است این موضوع را خاطر نشان نمود که هر تکنولوژی جدیدی در شرایطی نامعین و تحت تاثیرات محیط اطراف تحقق می‌یابد. نداشتن تجربه پروژه‌‌های مشابه باعث ایجاد
عدم قطعیت نسبت به انتخاب تکنولوژی جدید، تعیین و تعریف متد‌ها و ابزار لازم برای رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده می‌شود.
مدیریت ریسک در سازمان‌های نوین ترقی‌کننده، برنامه‌ریزی دقیق فرآیند‌ها می‌باشد. فرآیند مدیریت ریسک را نباید به عنوان وظیفه‌ای جداگانه در نظر گرفت، بلکه باید به عنوان بخشی از تغییر کل سیستم مدیریت در نظر گرفت. هدف مدیریت ریسک، افزایش اثربخشی و کارآیی کسب‌وکار شرکت بر اساس کنترل فعالیت‌های شرکت و حداکثر بازدهی از روش‌های مورد استفاده می‌باشد.
مجموعه‌ای از روش‌ها وجود دارند که رویکرد‌های مختلفی را برای مدیریت ریسک پروژه ارائه می‌دهند. این بدان معنا است که فرآیند مدیریت ریسک به مقدار قابل‌ملاحظه‌ای به ویژگی‌های صنایع و جهت فعالیت شرکت بستگی دارد. کارشناسان اغلب روش‌های خاصی را برای مدیریت ریسک که مجموعه‌ای از چند روش می‌باشد، تدوین می‌نمایند. گسترش سریع تکنولوژی اطلاعات نیازمند توجهی خاص و تهیه و تدوین روش‌های خاص مدیریت ریسک می‌باشد که با بکارگیری و استفاده از تکنولوژی اطلاعات در شرکت ارتباط دارد.
در ذیل به 6 فرآیند اصلی مدیریت ریسک که می‌توان آن‌ها را در پروژه‌‌های IT به کار برد، اشاره می‌شود:
1. برنامه‌ریزی مدیریت ریسک: انتخاب روش‌ها و برنامه‌ریزی فعالیت بر طبق مدیریت ریسک.
این فرآیند شامل مدیریت ریسک پروژه، انتخاب متد‌های ارجح، منبع اطلاعات برای شناسایی ریسک‌ها و تکمیل فرآیند‌ها می‌باشد. طبق ارقام شرکت Accenture که به تحقق در زمینه پروژه‌‌ها در حیطه IT می‌پردازد، مراحل طراحی و برنامه‌ریزی اولیه پروژه، 90‌درصد از سودمندی را پی‌ریزی می‌کند. دقیقا در همین مرحله است که تاثیرات نادرست پی‌ریزی می‌شود مانند به‌هم خوردن زمان‌های در نظر گرفته شده، اختصاص بودجه غیرواقعی و کارکرد نامناسب و ضعیف. از نظر مشاوران و کارفرمایان در این شرایط مشکلات یکسان نیستند به همین خاطر منجر به روش‌های متفاوت مدیریت ریسک می‌شود که در مراحل اولیه برنامه‌ریزی می‌شود. به همین دلیل هر شرکت باید برنامه مدیریت ریسک خاص خود را طراحی نماید.
2. شناسایی ریسک‌ها: تعیین ریسک‌هایی که قادر به تاثیر بر روی پروژه می‌باشند و مستند‌سازی مشخصات آن‌ها.
شناسایی ریسک‌های پروژه IT شامل ارائه فهرستی از فاکتور‌های ریسک پروژه هستند که می‌توانند در اجرای پروژه، در مدت زمان در نظر گرفته شده، در قالب بودجه و کیفیت تعیین شده تاثیر بگذارند. برای شناسایی ریسک‌های پروژه نیاز به درک فرآیند‌ها و پروسه‌‌های کسب‌وکار که توسط IT حمایت می‌شود، شامل فرآیند‌های مدیریتی و تولیدی و ارتباط آن‌ها با جنبه‌‌های خارجی محیط اطراف است.
تهیه فهرست اولیه ریسک‌ها، توسط خود شرکت یا توسط تحلیلگران ریسک انجام می‌شود. به عنوان راه‌های شناسایی ریسک‌ها می‌توان به روش‌های ذیل اشاره نمود:
توفان مغزی، روش دلفی، روش مصاحبه، روش SWOT.
3. تخمین کیفی ریسک: تجزیه و تحلیل کیفی ریسک و شرایط بروز آن‌ها با هدف تعیین تاثیرات در موفقیت پروژه.
تخمین کیفی ریسک‌ها در مراحل تجزیه و تحلیل، برنامه‌ریزی و اجرا و پیاده‌سازی پروژه با محاسبه اطلاعات دریافتی صورت می‌گیرد.
به عنوان منابع اطلاعاتی که برای تخمین ریسک‌های پروژه‌‌های IT در نظر گرفته می‌شوند، می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
• زیرساخت اطلاعاتی برای تعیین ریسک‌های فنی و تکنولوژیکی؛
• مقتضیات لازم برای امنیت داده‌‌ها برای تعیین ریسک‌های اطلاعاتی؛
• ساختار سازمانی و برنامه رسمی شرکت برای ریسک‌های سازمانی؛
• نقشه گروه‌های تکنولوژیکی برای تعیین ریسک‌های فنی-تولیدی؛
• قرارداد‌های لازم برای تعیین ریسک‌های حقوقی و تجاری؛
4. تخمین کمی ریسک: آنالیز کمی احتمال بروز و تاثیر ریسک‌ها بر روی پروژه.
در هنگام تخمین کمی ریسک‌ها، مجموعه‌ای از اقدامات برای تعیین سطح هر یک از ریسک‌ها اجرا می‌شود که می‌توان آن‌ها را برای تخمین ریسک‌های پروژه IT به کار برد. روش تخمین احتمال ریسک، روشی است که با استفاده از احتمال آنالیز هر یک از ریسک‌ها بر اساس دو فاکتور صورت می‌گیرد: احتمال بروز ریسک و میزان تاثیرات آن.
5. برنامه‌ریزی واکنش در برابر ریسک: تعیین فرآیند‌ها و روش‌های کاهش اثرات منفی ریسک و استفاده از امکانات ممکن.
• روش‌های مخصوص واکنش در برابر ریسک شامل روش‌های تکمیلی واکنش در برابر ریسک‌های IT می‌باشند:
• روش جامع: لازم است که تمایلات و گرایش‌ها، استراتژی رشد و ترقی و عادات و فرهنگ کاربران درنظر گرفته شود.
• ذینفع بودن: جلب نظر تمام استفاده‌کنندگان سیستم به سمت پروژه.
• خرد کردن: تقسیم پروژه به مراحل هر چه کوچک‌تر یا به پروژه‌‌های کوچک‌تر با وظایف و اهداف جداگانه که منطبق با برنامه پروژه می‌باشند. پیشنهاد می‌شود که تحقق و عملی‌سازی پروژه به صورت مرحله به مرحله انجام شود – از سیستم اولیه تا سیستم نهایی و از هسته با حداقل توابع تا مدل کامل.
• جداسازی: در پروژه باید دو بخش وجود داشته باشد: یک بخش درباره کیفیت پاسخ می‌دهد و بخش دیگر درباره مدت زمان و مبلغ قرارداد پاسخ می‌دهد.
در ارتباط با برنامه واکنش در برابر ریسک پروژه‌‌های IT تصمیمی در ارتباط با اجرا یا عدم قبول اقدامات مخالف ریسک اتخاذ می‌گردد.
6. نظارت و کنترل ریسک‌ها: نظارت بر روی ریسک‌ها شامل تعیین ریسک‌های باقیمانده، تکمیل برنامه مدیریت ریسک پروژه و تخمین بازدهی اثرات در ارتباط با حداقل‌سازی ریسک‌ها است. انجام و اجرای نظارت و کنترل ریسک‌ها ممکن است باعث انتخاب استراتژی‌های دیگر، اقدامات اصلاحی و برنامه‌ریزی مجدد پروژه شود. برای اجرای موثر برنامه مدیریت ریسک، باید بین مدیر پروژه و افراد مدیریت ریسک همکاری متقابل دائم وجود داشته باشد.
در خاتمه می‌توانیم بگوییم که مدیریت ریسک پروژه‌‌های فناوری اطلاعات شامل تعیین، تخمین و کنترل نتیجه و همچنین شناسایی فاکتور‌های داخلی و خارجی دارای اثرات منفی بر روی پروژه می‌باشد. به این ترتیب وظیفه مدیریت ریسک پروژه فناوری اطلاعات، تعیین فاکتور‌ها و عواملی است که می‌توانند تاثیر منفی بر اجرای پروژه بگذارند و از این طریق نسبت به برنامه‌ریزی برای کنترل این عوامل اقدام می‌شود.
فهرست منابع:
- کتاب تامین کیفیت در سیستم‌های پیچیده، نویسنده «کارشونوف گ.‌ای»؛
- کتاب ریسک، عدم قطعیت و سود، نویسنده «نایت.ف. خ»؛
- کتاب مدیریت ریسک، نویسنده «روگوف م. آ»؛
- کتاب PM BOK؛
*دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع (مسکو)
منبع: ایران ریسک
Iranrisk.com

چگونه سرمايه‌گذاري كنيم؟

سه‌ رويكرد سرمايه‌گذاري

مهدي علي نژاد ساروكلائي *
در دنياي سرمايه‌گذاري استراتژي‌ها ابزار گوناگوني براي سرمايه‌گذاري وجود دارد، وليكن مي‌توانيم سرمايه‌گذاري‌ها را در سه دسته اصلي تقسيم‌بندي نماييم، مزيت اصلي كه در اين مقاله پيگيري مي‌شود، از اين ديدگاه است كه تصميم‌گيري در ارتباط با انتخاب نوع سرمايه‌گذاري را ساده تر مي‌كند.


در ادامه به معرفي اين سه نوع سرمايه‌گذاري و بيان مزايا و ايرادات آنها پرداخته مي‌شود:
1.سرمايه‌گذاري منفعل(غير فعال)
سرمايه‌گذاري غير فعال، زماني رخ مي‌دهد كه شما به عنوان سرمايه‌گذار تصميم‌گيري را به دست شخص ديگري سپرده و در حقيقت زماني رخ مي‌دهد كه شما در تصميم‌گيري مرتبط با سرمايه‌گذاري دخالتي نداشته باشيد. به عنوان مثال شما سرمايه‌گذاري را به عهده مدير سرمايه‌گذاري خبره‌اي محول مي‌نماييد.
مزيت اصلي سرمايه‌گذاري غيرفعال اين است كه شما نيازي به داشتن تخصصي در ارتباط با سرمايه‌گذاري نداريد و همچنين شما نيازي به صرف زمان يا حتي هزينه‌هاي مازاد در ارتباط با سرمايه‌گذاري خود نخواهيد داشت.
ايراد اساسي اين نوع سرمايه‌گذاري نيز اين است كه اولا شما كنترل مستقيم روي پولتان را از دست مي‌دهيد و ثانيا بازده اين گونه سرمايه‌گذاري معمولا ناچيز مي‌باشد
از نمونه‌هاي بارز اين نوع سرمايه‌گذاري مي‌توان به حساب‌هاي پس‌انداز، اوراق دولتي، سرمايه‌گذاري در مستغلات و صندوق‌هاي مشترك سرمايه‌گذاري اشاره نمود. اغلب افراد ...........

ادامه نوشته

خود سازی

اگر می‌خواهید یک ساختمان بلند و چند طبقه  بسازید، قبل از آغاز کار، حتماً باید در ابتدا یک پی ریزی و زیرسازی قوی و مستحکم ایجاد کنید. در هر کاری در زندگی، زیرسازی هر چند به ظاهر یک کار زاید و پر درد سر به نظر می‌رسد و نمود کمی دارد، اما یک الزام و ضرورت اساسی و غیر قابل اغماض است. شاید خیلی‌ها هنگام تماشای یک آسمان خراش بلند، اصلاً متوجه زیرسازی سنگین و حساب شده و پر هزینه آن نشوند اما بدون زیرسازی و پی ریزی، هیچ چیزی برای دیدن وجود نخواهد داشت!

باید درسی از طبیعت بگیریم! بلندترین و سنگین‌ترین درختان، دارای قوی‌ترین و عمیق‌ترین ریشه‌ها هستند. شما ریشه‌ها را نمی‌بینید اما با وجود این بدون ریشه‌ها هیچ درختی در جهان روی پای خودش بند نمی‌شود.

ساختن یک پی ریزی و زیرسازی قوی در زندگی فردی، شاید محدود کننده و خسته کننده به نظر برسد اما به خاطر داشته باشید که با ایجاد پایه‌های قوی و محکم در جنبه‌های مختلف زندگی است که می‌توانید در تمام عرصه‌های زندگی محکم و با اقتدار گام بردارید.

توسعه یک نظم شخصی اغلب مستلزم فدا کردن بخشی از لذایذ و خوشی‌های مقطعی است اما همیشه به یاد بسپارید که نظم الآن، خوشی دایمی فردای شما را تضمین می‌سازد.

یک پی ریزی و زیرسازی قوی در نهایت نه تنها شما را محدود نمی‌سازد، بلکه این امکان را برایتان فراهم می‌سازد که بر اساس معیارها و خواسته‌های خودتان زندگی کنید. انرژی تعهدی که شما صرف ساختن و استحکام ریشه‌های خود می‌سازید، برای شما انرژی و تغذیه لازم جهت رشد بیشتر در زندگی و صعود به قله‌های بالاتر را فراهم می‌سازد.

جهانی شدن؛ ریشه‌ها و ابزارهای اقتصادی آن

علی کیوان پناه
جهاني شدن چه معانی دارد و واجد چه باری است، سوالی است که مدام اندیشمندان سعی در پاسخ دادن به آن را دارند، اما این که وسایل و ابزار و راه‌های تحقق جهانی شدن کدامند، بحثی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.


 در یک تقسیم‌بندی کلی، ابزارهای جهانی شدن در حوزه اقتصاد را که پیش روترین حوزه جهانی شدن است را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد که عبارتند از: تجارت بین‌الملل، سرمایه‌گذاری خارجی، نقش شرکت‌های چند ملیتی و بین‌المللی شدن تولید و پیشرفت‌های تکنولوژیک. حال به طور خلاصه به بررسی هر یک از این موارد می‌پردازیم:
تجارت بین‌المللی
واضح است که هر چه حجم مبادلات کشورها بیشتر باشد میزان ارتباط و وابستگی میان آنها افزایش یافته و امکان ادغام اقتصادی و در نتیجه جهانی شدن سهل‌تر خواهد شد.
براساس نظریه‌های اقتصادی، تجارت آزاد باعث شکل‌گیری تولید در کشورها برپایه مزیت نسبی آنان می‌شود. این امر نیز منجر به تشویق تولید و صادرات کالاها و خدماتی می‌شود که با توجه به منابع موجود در کشور با هزینه کمتر، تولید می‌شوند و واردات، جایگزین تولیدات داخلی کالاها و خدماتی می‌شود که در این کشورها با توجه به منابع و امکانات موجود‌گران‌تر تولید می‌گردند و هزینه‌های بیشتری دارند. به عبارت دیگر برقراری تجارت آزاد منجر به شکل‌گیری نظام تولید کشورها برپایه مزیت نسبی شده و به تبع آن از منابع موجود در هر کشور به نحو کارآتری استفاده خواهد شد.نقش تجارت بین‌المللی از آنجا مهم است که بدون این ابزار عملا امکان محقق شدن وسیع‌ترین و محکم‌ترین ابزار پیوستگی میان کشورها از میان می‌رود. به نوعی شاید بتوان تجارت بین‌الملل را پیش شرط و شرط لازم تحقق هرگونه مبادلات جهانی و ارتباط میان کشورها دانست.
جریانات سرمایه‌ای و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی
بر پایه اکثر نظریات اقتصادی، تجارت دارایی‌های مالی نیز همانند تجارت کالا و خدمات به نفع هر دو کشور مبادله‌کننده می‌باشد. بر اساس این نظریات، دو عامل اصلی ریسک و بازدهی انتظاری بر انتقال و جابه‌جایی سرمایه موثر است، به طوری که در هر مکانی که میزان
..........................

ادامه نوشته

مزايا و الزامات تجارت الکترونيکي

مهدی محمودنژاد
تجارت الکترونيکي (E-Commerce) مفهوم و البته جريان قدرتمندي است که زندگي بشر کنوني را دچار تغييرات اساسي نموده است.


تجارت الکترونيکي يکي از نمودهاي عيني انقلاب فناوري اطلاعات و ارتباطات در عرصه اقتصاد و شايد به تعبيري مهم‌ترين نمود آن است. تجارت الکترونيکي به سبب مزيت‌ها و منافع بسياري که براي نوع بشر داشته است، به سرعت و قبل از تمامي ديگر نمودها گسترش يافته و عملا با تحريک منفعت و سود انسان منفعت انديش، حتي موجب گسترش روزافزون خود اين فناوري و به وجود آمدن و تعميق ساير نمودهاي اين فناوري شده است. مي‌توان به قطعيت مدعي شد که تجارت الکترونيکي بسياري از محدوديت‌هاي ذاتي تجارت سنتي را از بين برده است و عملا نه تنها فرم و شکل ظاهري تجارت را، بلکه محتوا و ماهيت امر تجارت را دچار دگرگوني و تغيير ساختاري عظيمي نموده است. تغييري که مبناي هر گونه اقدام و نظر در عرصه اقتصاد قرار گرفته است. وجود بازارچه‌ها، پاساژها و بوتيك‌هاي مجازي كه عملا هيچ مكان واقعي را اشغال نكرده‌اند، امكان بازديد و گردش در اين بازارها، در آن واحد در تمام دنيا، بدون اينكه ميز كار يا حتي منزل خود را ترك نماييم و انتخاب و سفارش خريد كالايي.....................

ادامه نوشته

خصوصی‌سازی و اهداف آن

علی کیوان پناه
با توجه به این که این روزها بحث خصوصی‌سازی و نحوه آن در کشور بیش از پیش مساله‌ساز شده است، این مقاله به اهداف خصوصی‌سازی و نتایجی که از خصوصی‌سازی باید مد نظر باشد، پرداخته است
.


شایان ذکر است که بدون توجه به این اهداف و نتایج، انجام هر پروژه خصوصی‌سازی می‌تواند ناشی از اهداف و در نظر گرفتن نتایج دیگری باشد که نمی‌توان دقیقا آن را خصوصی‌سازی به معنایی که اقتصاددانان و طرفداران این ایده مطرح می‌کنند، نام نهاد.
اهداف خصوصي‌سازي در هر كشور با توجه به سياست‌ها، برنامه‌هاي اقتصادي و راهبرد‌هاي كلي جامعه مشخص مي‌گردد. در كشور‌هاي صنعتي پيشرفته و توسعه يافته از نظر اقتصادي، دولت‌ها از اجراي فرآيند خصوصي‌سازي به دنبال دستيابي به اهدافي همچون افزايش كارآيي، كسب درآمد و كاهش بار مالي دولت مي‌باشند. در حالي كه در كشور‌هاي در حال توسعه با توجه به وجود مشكلات و تنگناهاي بيشتر، اهداف متعدد ديگري از جمله استفاده بهينه از منابع مالي شركت‌ها، كاهش حجم دخالت دولت در اقتصاد، سپردن تخصيص منابع به مكانيزم خود سامان بخش بازار،مقابله با نقدينگي سرگردان در اقتصاد، ايجاد فضاي رقابتي امن براي سرمايه‌گذاري‌هاي بلند‌مدت، دستيابي به مهارت‌هاي نوين مديريت، دسترسي به سرمايه و تكنولوژي خارجي و توزيع ثروت و درآمد بين اقشار مختلف جامعه نيز دنبال مي‌شود. در ادامه به اختصار به تشريح مهم‌ترين اهداف خصوصي‌سازي شركت‌هاي دولتي پرداخته مي‌شود.
كاهش اندازه بخش دولتي و انتقال مالكيت
كاهش مداخله دولت در تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي را مي‌توان از دو بعد خرد و كلان مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد. در بعد خرد بيشتر اين هدف دنبال مي‌شود كه
..........

ادامه نوشته

هشداری برای اقتصاد ‌ايران

محمدصادق الحسینی
بانک جهانی در حالی در روزهای اخیر گزارش سالانه خود را ارائه کرد که‌اين گزارش دو چشم‌انداز مهم را در برابر دیدگان‌ايرانیان قرار مي‌داد.

از یک سو گزارش نشان از بهبود سریع اقتصاد جهانی در سال آتی دارد و در عین حال متاسفانه نشانگر کاهش رشد اقتصادی کشور ما در سال جاری و سال آينده است. بر‌اين مبنا مي‌توان‌اين گزارش را به نوعی هشداری برای اقتصاد‌ايران تلقی کرد؛ هشداری که اهداف مطلوب سند چشم انداز و سندهای بالادستی را بیش از پیش دور از ذهن مي‌نماید و اقتصاد‌ايران را نه تنها به صورت نسبی رو به جلو تصویر نمي‌کند بلکه عقب‌گرد قابل پیش‌بینی را در اقتصاد کشور نشان مي‌دهد.
در ادامه، چند دلالت عمده‌اين گزارش را برای فعالان اقتصادی و سیاست‌گذاران‌ ايرانی مي‌تواند مفید فایده باشد، مورد بررسی قرار داده و نسبت به تبعات ادامه روندهای نامناسبی که به وضعیت فعلی انجامیده است، هشدار خواهیم داد:
1 - در ‌اين گزارش هرچند رشد اقتصادی جهان به صورت متوسط در سال 2009 منفی 2/2 درصد ارزیابی شده، اما رشد اقتصادی سال‌های 2010 و 2011 به ترتیب 7/2 و 2/3 درصد پيش‌بيني شده که نشان از خروج اقتصاد جهانی از بحران مالی دارد.‌اين امر مي‌تواند نویدبخش سرمایه‌گذاران، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی در سطح جهان باشد که نه تنها بسیاری از سناریوها و پيش‌بيني‌های بدبینانه و بعضا غیرعلمي‌در مورد آينده محقق نشدند، بلکه اقتصاد جهان به زودی خود را بازیافته و به روند رو به رشد خود بازگشت. البته‌اين رشد تا حدود زیادی مرهون رشد اقتصادی اعجاب‌انگیز کشورهای نوظهور خصوصا چین و هند با رشدهای 9و 5/7 درصدی و نیز سایر کشورهای آسیای جنوبی .................

 
ادامه نوشته